آشنایی با فن زری‌بافی

چهارشنبه, 12 ارديبهشت 1397 10:45

زري بافي چيست؟ زري يعني پارچه‌ي ساخته شده از زر (طلا). پارچه‌اي كه پودهاي آن از طلا است زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي تواند زرين يا سيمين باشد.

 

تاریخچه زری بافی

راجع به زری بافی ایران نیز مانند قالی از دوران خیلی قدیم اطلاع زیاد در دست نیست ولی شواهد زیاد موجود است. در مورد تاریخچه زری بافی باید گفت که بافت‌ پارچه‌هايي‌ كه‌ درمتن‌ و نقوش‌ آنها، نخهاي‌ گلابتون ‌به‌ كار گرفته‌ شده‌ بنا به‌ روايات‌ تاريخي‌ به‌ دو هزار سال‌ پيش‌ مي‌رسد.

 

هردودت‌ مورخ‌ مشهور يوناني‌ نوشته‌ است‌ : روميان‌ به‌ خاطر زيبائي‌ و اشتهار زربفت‌هاي‌ سنتي‌ ايران‌ همه‌ ساله‌ مبالغ‌ هنگفتي‌ مي‌پرداختند. فيلوسترات‌ نيز گفته‌ است‌ : اشكانيان‌، خانه‌ هاي‌ خود را با پرده‌هاي‌زري‌ يراق‌ دار كه‌ از پولكهاي‌ نقره‌ و نقوش‌ زرين‌ ، تزئين‌ شده‌ بود مي‌ آراستند. بدون شك بافتن پارچه‌هاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده،به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستين‌ها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنج‌پر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره مي‌دوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي مي‌باشد.

 

نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همه دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشته های هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد. پس از نابودی هخامنشیان، و در دوره اشکانیان دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها ، به ویژه در بافندگی، بوجود نیامد ... تنها چند تکه از پارچه‌های ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده است.

 

از دوره ساسانيان نيز در كليساها و موزه‌هاي خارج از ايران، نمونه‌اي متعدد زري موجود است. بسیاری از تاریخ‌دانان بر این باور هستند که این دوره، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده است. بسیاری از بافته‌های این دوره در کلیساها و موزه‌های غرب، به یادگار مانده است.

 

زري‌هاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت مي‌كرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود.

 

پس از یورش تازیان به سرزمین ایران، شیرازه‌ی فرهنگ و تمدن ایران از هم گسیخت به ویژه در زمینه‌ی بافت پارچه‌های زربفت. این وضعیت اسفبار در ایران ادامه داشت تا زمان سلجوقیان.دروران سلاجقه را باید دوران شکوفایی دوباره‌ی هنر ایران دانست. از آن دوره حدود ۵۰ تکه پارچه باقی مانده است که اوج هنر در آنها دیده می‌شود. در این دوره پیچیده‌ترین نقشه‌ها بافته می‌شد.

 

پس از سلجوقیان، هنر رو به خاموشی گرایید و یورش مغولان از خاور دور به ایران، همه چیز و همه کس را تا لبه‌ی پرتگاه نابودی پیش برد. در دوران مغولان کشتار و ویرانی چون شبحی تار بر ایران سایه انداخته بود و باالطبع هنرمندان هم نه مجالی برای خودنمایی داشتند و نه حکومت چنینی چیزی می‌خواست. هر چند که در اواخر حکومت مغولان اوضاع اندکی رو به بهبود رفت اما هیچگاه شکوه دوران پیشین، تکرار نشد.

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

پارچه‌های زربفت تن‌ پوش‌ پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان‌ به‌ کار می‌رفت‌

 

فن زري بافي در دوران صفويه به منتهاي كمال خود رسيد. به حقيقت بايد گفت دوران صفويان، اوج شكوه و بلندي هنر و تمدن ايرانيان بوده است كه پس از اسلام مانند آن ديده و شنيده نشده است. و امروز اگر کسی به کارگاههای زری بافی هنرهای زیبای کشور مراجعه کند، با دیدن دستگاههای زری بافی آن کارگاههای که نمونه ای از دستگاههای قدیم است توجه خواهد کرد تا چه حد فن زری بافی در عهد صفوی تکمیل شده بود.

 

آنان دوباره نام ايران را در انديشه‌‌ها زنده كردند. پارچه‌هايي كه در دوران شاه عباس بافته مي‌شد، در همه‌ي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي بهنام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زري‌باف مي‌خواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچه‌هاي بسيار نفيس مي‌بافت و نام آن شهره‌ ي آفاق گشته بود. از اين دوران هم نمونه‌هاي بسياري باقي مانده كه حتي امروز، ديگر كسي نمي‌داند كه آن استادان زبردست، اين پارچه‌‌ها را بافته‌اند!! 

 

با سقوط صفويان به دست افغانها، چراغ هنر ايران هم رو به خاموشي گراييد. افشاريه و زنديه و قاجاريان هم هيچ كاري براي نجات آن انجام ندادند. 

در دوران پهلوي ديگر كسي خبري از بافت پارچه‌هاي زربفت و مخملين و گرانبها نداشت. تنها برخي خانواده‌ها پنهاني در خانه خود پارچه‌هايي بافته و پس از كهنه كردن آن به نام پارچه عتيقه، به قيمت گزاف آن را مي‌فروختند... كاشان يكي از شهرهايي بود كه از آغاز در بافت پارچه‌هاي گوناگون شهره بود. استاد محمد خان نقشبند اين هنر را دوباره زنده مي كند و فرزندانش راه پدر را ادامه مي‌دهند. در دوران پهلوي به دليل نياز دربار براي لباسهاي زربفت چه براي پوشش و چه براي هديه دادن، بار ديگر بافت پارچه‌هاي زرباف رونق گسترده‌اي گرفت به ويژه در زمان تاج‌گذاري كه لباس‌هاي دربار بايد از اين پارچه‌هاي بافته مي‌شد..... .

 

با ورود ماشين هاي بافندگي و آسان شدن فن بافت در اوايل دوره پهلوي، اين هنر تقريباً به جز در چند زيرزمين خانه هاي سنتي كاشان، يزد و اصفهان، در جاي ديگري وجود نداشت. تا اينكه خبر بافت پارچه‌هاي زربفت در كاشان به گوش رضاشاه مي‌رسد و همزمان با گشايش مدرسه صنايع مستظرفه قديم يكي از استادان بزرگ اين رشته به نام محمد طريقي از كاشان به تهران منتقل شد و اين رشته رو به نابودي را در شرايط سخت گسترش داد و شاگردان بسياري تربيت كرد، تاجايي كه در سال 1352 در تهران اساتيد متخصص در رشته بافت زري و مخمل به بيش از هفتاد نفر رسيده بودند. اما اكنون استاداني كمتر از تعداد انگشتان دست در اين رشته فعاليت دارند. 

 

پس از انقلاب چون كسي نيازي به اين لباس‌ها نداشت كم كم بافت آنها محدود شد و حتي صادرات آن هم قطع گرديد. بسياري از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسياري هم چهره در خاك پنهان كردند. بسياري از دستگاه‌هاي بافت، ديگر بافنده‌اي ندارد و دير يا زود مي‌شنويم كه اين هنر ارزشمند و باشكوه ايران، پس از قرنها براي هميشه نابود گشت و تنها بايد در موزه‌هاي كشورهاي غربي نمونه‌هاي آن را ببينيم اكنون‌ تنها در كارگاه‌ زري‌بافي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور در تهران‌ و هنرستان‌ هنرهاي‌ زيباي‌ اصفهان‌ و ميراث‌ فرهنگي‌ كاشان‌، نمونه‌هایي ‌از انواع‌ زري‌ و مخمل‌ بافته‌ مي‌شود. 

 

كاشان شهری است که از قدیم الایام هنر نساجی آن شهره آفاق بوده و زمانی در این شهر بیش از چهل نوع پارچه مختلف بافته می شده است. امروزه از آن همه تنوع فقط می توان چندتایی (و از جمله زری بافی) را در کارگاهی به نام مرکز هنرهای سنتی کاشان واقع در خیابان غیاث الدین جمشید و در کنار برج و باروی هزار ساله شهر مشاهده نمود. 

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

پارچه زربفت؛ نوع بافت: دارایی و اطلسی؛نقشه: ترنج؛بافنده: استاد سید رضا الهامی

 

مواد اولیه

مواد اولیه پارچه‌های زربفت، از بهترین نوع ابریشم طبیعی ایران انتخاب می‌شود. همچنین یکی از مهم‌ترین مواد اولیه، گلابتون است. از گلابتون بیشتر دربافت پارچه‌های زربفت استفاده می‌شود.آن چیزی که باعث درخشش و گران‌بهایی ویژه‌ی پارچه‌های زربفت می‌شود، گلابتون است.

 

گلابتون چیست

گلابتون رشته‌ای سیمی بسیار نازک است که درون آن یک رشته نخ ابریشم قرار دارد و بر روی آن، لایه‌ای از زر (طلا) کشیده شده است. گابتون دو نوع است:

• گلابتون خارجی

• گلابتون ایرانی

گلابتون خارجی از هند می‌آید و بسیار ظریف است. گلابتون ایرانی هم تنها در اصفهان ساخته می‌شود.

 

رنگ‌ها و نقش‌ها

نقوش‌ پارچه‌ های‌ ساسانی‌ در تناسب‌ و هماهنگی‌ طرح‌ و رنگ‌ به‌ نهایت‌ درجه هنری‌ رسیده‌ بود. ترکیبات‌ نقوش‌ ساسانی‌، برگرفته‌ از مرغ‌ و پرندگان‌، جانوران‌ و شکارگاه‌ و سواران‌ و طرحهای‌ تجریدی‌ و انتزاعی‌ بود. پس از ساسانیان‌،به‌ علت‌ حرمت‌ بهره‌ گیری‌ از طلا برای‌ مردان‌ ،مدتی‌ نسبتا" دراز، بافت‌ پارچه‌های‌ زربفت به‌ تعویق‌ افتاد تا اینکه‌ بافتن‌ پارچه‌های‌ زربفت،در دوره‌ سلجوقیان‌ رونق‌ یافت‌. در دوره‌های‌ اسلامی‌ ، نقوش‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ مانند شیر،عنقا و عقاب‌ که‌ زربفت‌ شده‌اند و در متن‌ پارچه‌ها ،جلال‌ و شکوهی‌ داشتند از پیشرفت‌ تکنیک‌ پارچه‌ بافی‌ درعصر سلجوقیان‌ است‌ .

 

طرحهای‌ شقایق‌ و نیلوفر آبی‌ نیز از عناصر تزئینی‌ در بافت‌ پارچه‌ های‌ این‌ دوره‌ است‌ . در دوره‌های‌ بعد ،تدریجا"طرحهای‌ تازه‌ای‌ به‌ ابتکار طراحان‌ و بافندگان‌ ایران‌ به‌ منّصه‌ ظهور رسید ودر هویتی‌ مستقل‌ ، دوره‌ معتبر و اصیل‌ نساجی‌ صفویه‌ را بنیان‌ نهاد. اما پیش‌ از آن‌ یعنی‌ در عصر مغول‌ ،سالهای‌ فراموشی‌ نساجی‌ ایران‌ بود و زری‌ بافان‌ از بیم‌ مرگ‌ ، متواری‌ شده‌ و در خفا می‌زیستند . تزئین‌ پارچه‌های‌ یاد شده‌ عبارت‌ بوداز اشکال‌ انسانی‌،تصویر حیوانات‌ و پرندگان‌ وگل‌ و گیاه‌ و گاهی‌ نیز تصاویر داستان‌های‌ رزمی‌ و بزمی‌ برآن‌ها نقش‌ بسته‌ است‌ .

 

به لحاظ کیفیت طرح ها و نقش های به کار رفته در دوره های قبل و بعد از اسلام، هر دوره ای بیانگر اصالت فرهنگی و تاریخی زمان خویش است و همسانی و اتحاد کاملی با دیگر هنرهای آن روزگار دارد. به طور مثال، طرح هایی را که بر روی ظروف فلزی دوره ساسانی و سفالینه های آن زمان دیده می شود بر روی پارچه های آن زمان نیز می توان یافت و یا در دوره اسلامی، طرح هایی را که به شکل شکارگاه ترسیم می شده با همان شیوه و سبک می توان در پارچه ها رؤیت کرد.

 

کاربرد پارچه‌های زربفت

این‌ پارچه‌ ها، برای‌ تن‌ پوش‌ پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان‌ به‌ کار می‌رفت‌ . همچنین به عنوان یک هدیه ارزشمند در دربار شاهان ایران برای هدیه دادن به شاهان بیگانه به حساب می‌آمد.

 

بافندگان مشهور گذشته

نساجان‌ و بافندگان‌ مشهور این‌ عهد ،عبارت‌ بودند از:

غیاث، عبدالله بن غیاث، ابن محمد، معزالدین، ابن غیاث، عیسی عباسی، خواجه قیاس الدین علی نقشبند، حسن بن غیاث، یحیی بن غیاث، معز الدین غیاث، آبان محمد، محمد خان کاشی، علی خان کاشی، اسماعیل کاشی

 

بافندگان مشهور امروز

نام حدود پنجاه نفر از استادان بزرگ کارگاه زری‌بافی تهران از سال 1309 خورشیدی تا 1369.

حبیب الله طریقی محمد طریقی عباسعلی طریقی عباس طریقی کاشانی محمد فرزاد محمد دهقانی، حسن درویش ، سید عبدالله سلامی ، سید مهدی آشفته، حبیب الله واقفی ، محمد مفتخری‌نژاد، اسلام رحیمی، عباس نوایی مقدم ، سید رحیم حسینی، عبدالله پورکاشانی ، سید قدیر صفوی ساوجی، حسین سمنانی زاده، رضا الهامی ، سید علی آشفته، فضل‌الله صدفی پور، رضا اشراقیان، محمد اشراقی، ذبیح‌الله احمدی ، علی جان عسکری، یدالله معتمدی، رضا رضایی جلفایی، کریم خفایی‌پور، رضا عشاق، حسین رضایی، تقی دارایی‌باف، سیف‌الله مناجاتی کاشانی، ماشاء‌الله عنایتی کاشانی، سید حسین مژگانی ، سید مهدی مژگانی ، صمدعلی شکوه‌فر، محمود محمودی ، محمد سلیمیان ، دلاور هاشملو، عیسی هاشملو، عباد هاشملو، قربان ریوندی، اصغر بهمن‌آبادی، زینب حقیری. 

 

مهم‌ترین مراکز بافت

مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و... بوده است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه های نقش‌دار شهرة آفاق بودند.

 

پارچه‌های زربفت تاریخی

قدیمی‌ترین زری از دوران صفوی، زری‌هایی است که چندین سال پیش در نزدیکی آرامگاه بی بی شهربانو در قبر یکی از بزرگان عهد سلجوقی پیدا شد و امروز قطعات مختلف آن در موزه های مختلف دنیا پخش شده است. باز از آن قدیم تر اطلاعی است که نویسندگان قرون 2 و 3 هجری به ما می‌دهند و آن این است که ایالات خوزستان، گیلان، استرآباد، طبرستان و خراسان هر کدام سالانه مقدار زیادی پارچه‌های ابریشمی و زری به صورت مالیات به دربار خلفای عباسی می‌فرستادند.

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

 

آشنایی با نحوه بافت

اصطلاحات بافندگي : قبل از آنكه به نقشه برداري از بافت هاي گوناگون زري بافي بپردازيم و قسمتهاي مختلف آنرا بطور خلاصه شرح دهيم لازم است با اصطلاحات بافندگي آشنا شويم، در بافندگي رشته نخهاييكه طول پارچه را تشكيل مي دهد (تار) و نخهاييكه در عرض پارچه قرار گرفته و به تار مي پيوندد (پود ) مي نامند براي اينكه پارچه اي بافته شود بايد تارهاي پارچه با پود آن بپيوندند براي حصول به اين پيوستگي بايد هر بار كه ماكوي حامل پود در دستگاه رفت و آمد مي كند قسمتي از تارها بالا بيايد و قسمت ديگر پايين بماند.

 

در فاصله اين دو قسمت كه آنرا (پا) مي نامند پود جا ميگيرد و همينكه پود بوسيله شانه فشرده شد پا عوض مي شود يعني دسته ديگري از پا ها بالا مي آيد و تار هاييكه بالا بوده اند پايين مي روند بدين طريق است كه ميان تار و پود پيوستگي حاصل و پارچه بافته مي شود و اصولا براي بافتن هر نوع زري و مخمل زري بايد رشته هاي تارو پودكه در دستگاه بافندگي هر كدام محل خاص و هر محل اصطلاح مخصوص خود را دارد و در جاي خود قرار مي گيرد تا امر بافندگي امكان پذير شود

 

چله كشي و اقسام آن :

چله كشي عبارت است از گذراندن تار از ورد ها طبق روش مخصوص . انواع و اقسام آن مطابق با تصويرهايي از چند نمونه بشرح زير مي باشد. 

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

 

تافته روي 4 ورد با چله كشي متوالي

پس از آنكه چله كشي به پايان رسيد بايد كليه تار ها را از شانه گذراند معمولا تار از شانه اي كه در هر سانتي متر يا هر اينچ داراي دندانه هاي مختلف است مي گذرد . ممكن است از هر دندانه شانه 1-2-3-4-5 تار يا بيشتر عبور داد و اين كم و زياد شدن تعداد تار بمقدار تارهاي عرض پارچه اي كه مي خواهيم ببافيم بستگي دارد، پس كار شانه عبارت است از

1- عرض پارچه را ثابت نگه مي دارد

2- پود ها را بطور يكنواخت پهلوي يكديگر نگه ميدارد

 

چله كشي و گذراندن تار از ورد ها

نقشه و علامات قراردادي :

 

نقشه عبارات است از طريقه پيوستن تار و پود ،كه با دو روش نقشه بافت و حركت وردها مي باشد و بطور مختصر آنرا شرح مي دهيم ، علامت قراردادي ، براي روش اول در موقع ترسيم نقشه پارچه بر حسب اينكه دستگاه حركت ورد در طرف راست يا چپ دستگاه بافندگي قرار گرفته باشد، درهمان سمت نقشه چكشي ،خطوطي در امتداد وردها رسم مي شود كه هر يك نمايش يك تار يا يك دور رفتن يا برگشتن ماكو را نمايش مي دهد بافتهاي مختلف در زري بافي بسيار زياد است و موارد استثنايي نيز در بافتها يافت مي شود كه در كتاب صد سال زري بافي ايران اثر استاد محمد طريقي بطور كامل و دقيق آمده است.

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

 

ريسمان كشي متوالي

تهيه نقشه :

 

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

 

پس از اتمام طراحي بافت و مراحل مختلف چله كشي طرح و نقش مورد نظر توسط طراح كه معمولا از بين اساتيد بزرگ نقاشي مي باشند تهيه مي گردد و با توجه به تراكم تار و پود طرح مورد نطر به روي كاغذ شطرنجي انتقال داده مي شود اين كار توسط نقشه كشهاييكه كاملا به طرح و انتقال آن بر روي كاغذ شطرنجي آشنايي دارند انجام مي گردد طراحان بايد از همه نكات نقشه كشي اطلاع داشته باشند. پس از انتخاب طرح و انتقال آن روي كاغذ شطرنجي از طريق ريسمان كشي نقشه بافته مي شود. 

 

مراحل رنگرزي ابريشم

مراحل رنگرزي ابريشم و روشهاي آن با رنگهاي نباتي مهمترين عامل بوجود آوردن زيبايي پرشكوه و دلپذير زري هاي ايران است رنگها معمولا از گياهان گرفته مي شوند و ماده رنگ كننده آنها از ريشه يا تنه درختان ، برگها ، گلها ، ميوه ها يا پوست آنها باشد، بعنوان مثال رنگهاي طبيعي كه مورد استفاده بوده و اطلاعات كامل آنها در دسترس است عبارتند از: 

1- پوست گردو

2- ريشه رناس

3- زرد چوبه

4- پوست انار

5 - زعفران

6- قرمز دانه

7- نيل

8- برگ سماق و غيره 

9-اسپرك

 

دستگاه زري بافي ، وسايل و ابزار مورد نياز

دستگاه زري بافي و مخمل زري از قديم الايام از (چوب يا الوار) ساخته مي شده ابزار و وسايل مورد نياز نام و اصطلاح هايي را كه بكار مي رود بشرح تصاوير زير جهت آگاهي و آشنايي بينندگان ، دانش پژوهان و علاقمندان تهيه و تقديم مي گردد.

 

آشنایی فن زری‌بافی, هنرهای دستی و سنتی

 

منبع: rasekhoon.net

 فیلم سینمایی «شماره ١٧ سهیلا» ساخته محمود غفاری جایزه اول فیفوگ طلایی جشنواره فیلم‌های شرقی ژنو را دریافت کرد.

 

جایزه اول جشنواره ژنو به فیلم شماره ١٧ سهیلا رسید

فیلم سینمایی “شماره ١٧ سهیلا” به کارگردانی محمود غفاری و تهیه‌کنندگی سید امیر سیدزاده که به بخش رسمی جشنواره بین‌المللی “فیلم‌های شرقی ژنو” در سوییس راه پیدا کرده بود، جایزه اول فیفوگ طلایی این جشنواره را از آن خود کرد. در این جشنواره فیلم سینمایی “شماره ١٧ سهیلا” با شش فیلم دیگر از کشورهای فرانسه، لبنان، مراکش، مصر و تونس به رقابت پرداخت. این جایزه را الهه نوبخت مدیر کمپانی الی ایمیج که به عنوان یکی از اعضای هیات داوران فیلم‌های کوتاه سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های شرقی ژنوِ سوییس نیز در این جشنواره حضور داشت و پخش بین‌المللی فیلم “شماره ١٧ سهیلا” را نیز بر عهده دارد، به نمایندگی از تهیه‌کننده در مراسم اختتامیه دریافت کرد.

جشنواره فیلم‌های شرقی ژنو با موضوع امید و با هدف بررسی موضوعات و مسائل زنان در جامعه و تلاش آنها برای زندگی بهتر در جوامعِ خود و نیز اعتباربخشی به جایگاه زن در سینما از نگاه کارگردانان خلاق، امسال از ٢١ تا ٢٩ آوریل (یکم تا نهم اردیبهشت ماه) در شهر ژنو سوییس برگزار شد. فیلم “شماره ۱۷ سهیلا” پیش از این در بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مورد توجه منتقدان و سینماگران قرار گرفت. پس از آن در جشنواره فیلم سلامت و جشن تصویر سال حضور داشت و در جشن انجمن منتقدان نیز در بخش کارگردانی و بازیگر نقش اول زن کاندید بود.

داستان فیلم “شماره ۱۷ سهیلا”:

“شماره ۱۷ سهیلا” روایت‌کننده داستان دختری میانسال است که زمان ازدواج او به تاخیر افتاده و با توجه به مشکل ژنتیکی که دارد در تلاش است که هر چه سریع‌تر ازدواج کند تا بچه‌دار شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده است دختری در آستانه میانسالی تصمیم می‌گیرد که هر طور شده ازدواج کند.

بازیگران و عوامل فیلم “شماره ۱۷ سهیلا”:

بازیگران:
زهرا داوودنژاد
بابک حمیدیان 
مهرداد صدیقیان
احسان امانی
فریدون محرابی 
حکیمه فیوجی 

دیگر عوامل فیلم:
نویسنده و کارگردان: محمود غفاری
تهیه‌کننده: سید امیر سیدزاده
سرمایه‌گذاران: سید محمد سیدزاده و محمود غفاری
مدیرتولید: محمد سیدزاده
مجری طرح: مهدی پورموسی
مدیر فیلم‌برداری: اشکان اشکانی
صدابردار: مهدی ابراهیم‌زاده، حمید محمودی
طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق
طراح صحنه: مهدی پورموسی
طراح لباس و دستیار کارگردان: مهناز جارچی
موسیقی: علی منصور
تدوین: محمود غفاری، محمد توکلی
مدیر تدارکات: حامد آزادی
اتالوناژ: احسان واثقی
عکاس: رویا حسینی
مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منیع: cinemacinema.ir

الیور استون فیلمساز برجسته جهانی درباره فیلمسازان ایرانی و حضور آنان در جشنواره های بین المللی توضیحاتی ارائه داد.

 

الیور استون: اگر قدرتی داشتم دوست داشتم جعفر پناهی بتواند در کن حضور یابد

چندی پیش الیور استون فیلمساز امریکایی در ایران حضور یافته بود. او در یک نشست خبری در جشنواره جهانی فیلم فجر صحبت های جالبی را به میان آورد که از میان آن ها می توان به عدم آشنایی اش با فیلمسازان مشهور ایرانی اشاره نمود. الیور استون, جعفر پناهی و حتی اصغر فرهادی را نمیشناخت. در عوض از آن جایی که در جشنواره بین المللی پوسان به عنوان داور حضور داشته است, یک فیلم ایرانی به نام سد معبر را به عنوان یک اثر هنری در خور توجه می شناخت و حامد بهداد را به عنوان بازیگری قهار مورد تمجید قرار داد.


در جشنواره جهانی فجر از الیور استون سوالی در مورد دیدگاهش در مورد مشکلات جعفر پناهی برای خروج از کشور و حضور یافتن در فستیوال کن 2018 پرسیده شد. وی در ابتدا اظهار کرد که اصلا جعفر پناهی را نمی شناسد, اما دیدگاهش را در مورد کارگردانی که به علت مشکلات سیاسی ممنوع الخروج شده بیان نمود:

به نظرم اتفاق خوب برای یک فیلمساز این است که فیلمش را بسازد و دیده شود. چه خودش هم در جشنواره حضور داشته باشد و چه حضور نیابد. من در جریان جزئیات مشکلات سیاسی وی نیستم. در ایران, چین و برخی کشورها چنین مشکلاتی وجود دارد.من اگر قدرتی داشتم دوست داشتم او بتواند در کن حضور یابد و مشکلش حل شوذ و در کل موافق آزادی بیان در هنر تا آخرین حد ممکن هستم.

او افزود:
بیلی وایلدر همیشه به من انتقاد داشت میگفت که چرا سه ساعت در مورد نیکسون فیلم ساختی تو دیوانه ای. احتمالا او فیلم کوتاه دوست داشت. البته من نیکسون را دوست داشتم و به نظرم وی به حد کافی کشمکش داشت.

الیور استون علت این که برخی از فیلم های ایرانی در جشنواره های معتبر جهانی جایزه گرفته اند را این گونه بیان نمود:

(الیور استون اصغر فرهادی را نمی شناخت) نمیدانم با اطلاع کامل بگویم از سیستم جمع آوری رای ها در اسکار بگویم. به نظرم انقلاب باعث شده تا مردم واقع بینانه تر زندگی کنند. سد معبر فیلم بسیار خوبیست.در این فیلم ما می بینیم که با صداقتی کامل فساد شهرداری تهران نشان داده می شود. البته این فساد در شهرداری نیوریورک هم وجود دارد. به همین علت من در جشنواره پوسان این فیلم و بازی خوب حامد بهداد را پسندیدم.


نویسنده:پگاه ماسوری

تهیه و تدوین: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
اختصاصی سیمرغ

  خانه موزه جلال و سیمین همزمان با سالروز تولد سیمین دانشور شنبه ۸ اردیبهشت با حضور مردم و مسئولین افتتاح شد.

 

 سرپرست شهرداری تهران: در آینده نزدیک خانه نیما یوشیج را خریداری می‌کنیم

این مراسم روز شنبه هشتم اردیبهشت ماه با حضور محمود دعایی، فاطمه راکعی، عبدالله انوار، حجت‌الاسلام احمد مازنی، حداد عادل، سمیع‌الله حسینی مکارم برگزار شد. این مراسم با سخنرانی محمدجواد حق‌شناس جعفر رحمان‌زاده، سمیع‌الله حسینی مکارم، عبدالله انوار، احمد مسجدجامعی و حداد عادل همراه بود.

جعفر رحمانی‌زاده ـ مدیرعامل شرکت توسعه فضای فرهنگی شهرداری تهران ـ در ابتدای مراسم ضمن خوشامد به کسانی که در این مراسم شرکت کرده بودند، گفت:

در سالروز ولادت یکی از مفاخر ادبی سرزمین‌مان، مرحوم سیمین دانشور، این خانه‌موزه را که به نام او و همسرش جلال آل‌احمد که هر دوی آنها اهل قلم و نویسنده توانا هستند، افتتاح می‌کنیم. خانه مشاهیر در این سال‌ها خریداری و مرمت شده است. به نظرم این خانه یک ویژگی و تفاوت دارد که آن را از دیگر بناها متمایز می‌کند. این خانه از آغاز (نقشه ساخت تا اتمام ساخت خانه) زیر نظر جلال آل‌احمد بوده است. جلال با دست خود سنگ‌های این خانه را می‌تراشیده است. حتی در نامه‌هایی که به سیمین نوشته است از جراحت دست خود و مشکلاتی که پیش آمده، گفته است.

او خاطرنشان کرد:
همه تلاش ما این بوده که این خانه موزه فقط به صورت خانه مرمت نشود بلکه سعی کردیم با نهایت ظرافت  و با کمترین مداخله در تغییر ساختمان و چینش اسباب این مرمت را انجام دهیم. سعی کردیم با جمع‌آوری آثار این دو عزیز روح و جانی که در این خانه بوده به آن بازگردانیم و آن را بازآفرینی کنیم و امیدواریم این حس را به بازدیدکنندگان این خانه منتقل کنیم. این خانه محل حشر و نشر اصحاب علم و ادب بوده است.

رحمانی زاده در پایان سخنان خود تاکید کرد:
با مساعدت سرپرست شهرداری امیدواریم خانه نیما تملک و آنجا را هم مرمت کنیم. آن خانه نیز مهم است. سپس از کسانی که در مرمت و بازسازی این خانه مشارکت داشته‌اند، تشکر کرد.

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

در ادامه مراسم محمدجواد حق‌شناس رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر اظهار کرد:

خوشحالیم یکی از انتظارات بزرگ اهالی فرهنگ و هنر برآورده شده و خانه سیمین و جلال به عنوان یکی از سرمایه‌های مهم این شهر به آغوش این شهر بازگشت.

محمدجواد حق شناس یاداشتی را که آماده کرده بود خواند، در بخشی از این یادداشت آمده است:

«جلال و سیمین شهر را به میهمانی می‌خوانند. این که در شهری خانه‌های افراد شاخص شهر به نشانه‌های آشنا در شهر تبدیل می‌شوند، یعنی شهر صاحب خبر شده است. حضور این خانه‌ها خبر از تجربه زندگی شهری می‌دهد، وقتی شهری کرور کرور خانه با ارزش و اهمیت، چه به خاطر معماری‌اش چه به واسطه زنگی کسان آن شهر دارد، یعنی این شهر زندگی را تجربه کرده است و تبدیل شدن این خانه‌ها به شهر، امکان هویت داشتن و امکان زیستن با حال خوب را می‌دهد.خانه جای زندگی کردن است. خانه عرصه خصوصی زندگی کردن است. خانه، ظرف زندگی خانواده است. حالا چه نیما، چه سایه، چه عبدالله مستوفی و چه سیمین و جلال. صاحبان هر خانه شهروندان شهراند که خاطراتشان در عرصه زندگی خصوصی در خانه شکل می‌گیرد. وقتی خانه‌های اینان به مکان عمومی شهری بدل می‌شود، برای شهر این امکان را فراهم می‌کند تا با این کسان احساس هم خانوادگی کند. جلال آل احمد و سیمین خانم دانشور در تاریخ فرهنگی معاصر ایران نقش داشتند. نقدها و حرف‌ها، تا مدیر مدرسه، تا در یتیم خلیج فارس، تا نقدهای گوناگون جلال، تا سووشون، تا جزیره سرگردانی و تا غروب جلال بارها و بارها تجدید چاپ می‌شود و خوانده می‌شود، یعنی آنها در لابلای تمامی خانه‌های این سرزمین زندگی می‌کنند و نقطه عظیمت خوبی است که خانه اینها به موزه تبدیل می‌شود، چراکه موزه خبر از اثری می‌دهد و موثری و زمینه‌ای.

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

اما موزه کجاست؟ موزه جایی نیست که آثاری را فریز می‌کند. خانه موزه جلال و سیمین جایی نباید باشد که فقط به ما بگوید جلال و سیمین بودن. موزه شدن خانه جلال و سیمین یعنی پنجره‌ای به شهر، پنجره‌ای برای دیدن همه آنهایی که با داستان، با قصه و با فرهنگ ایرانی سروکار دارند. خانه موزه جلال و سیمین یعنی هر که دلش بخواهد درباره جهان داستان ایرانی و بخصوص جهان داستانی شهر تهران حرفی بگوید، مامن و خانه‌ای دارد.
 جلال و سیمین سرمایه‌های یک شهراند. وقتی خانه آنها به موزه تبدیل می‌شود، یعنی شهر و سرمایه‌های فرهنگی‌اش به ارزش افزوده زندگی شهری تبدیل شده‌اند، چراکه امکان باز و باززیستن را دارند و از حالا خاطرات جمعی شهری که با این خانه موزه شکل می‌گیرد، بر داشته‌های شهر می‌افزاید و این می‌تواند موجب حال خوب شهر باشد. پس مبارک همه شهروندان تهرانی باد.»

پس از سخنان محمدجواد حق‌شناس، سیدعبدالله انوار ـ فرهنگ‌شناس و دوست جلال آل احمد ـ توضیحاتی درباره این خانه ارائه کرد و گفت:

من و جلال در سال 1321 با هم وارد دانش‌سرای عالی شدیم. من در شعبه ریاضی دانش‌سرا بودم و جلال در شعبه ادبیات فارسی. آن زمان مانند حالا نبود که مدرک‌گرایی باشد و نسبت به درس سختگیری می‌کردند. ما در آنجا یک انجمن ادبی داشتیم که با جلال آل احمد آشنا شدم. این رفاقت سال‌ها طول کشید.

 سیدعبدالله انوار افزود:
زمانی که در سال 1330 سیمین دانشور بورس گرفت و به آمریکا رفت، جلال آل احمد در خانه ما ساکن شد و تصمیم گرفت زمینی که در شمیران داشت تبدیل به یک خانه کند. آن زمان من سه هزار تومان به او قرض دادم و او نیز هزار تومان داشت. کل بنای این خانه با پنج هزار تومان ساخته شد که هزار تومان آن قرض بود. این خانه ابتدا سه اتاق و یک آشپزخانه داشت و چند سال بعد جلال آل احمد یک حمام برای اینجا ساخت.

انوار سپس اظهار کرد:
زمانی که او غرب‌زدگی را نوشت یک نسل جدید روشنفکری به وجود آورد. جلال کسی بود که به آزادی نهایت احترام را می‌گذاشت. او معتقد بود که ما مشروطه ظاهری و یک مجلس ظاهری داشتیم.

در ادامه مراسم، سمیع‌الله حسینی مکارم سرپرست شهرداری تهران در سخنانی اظهار کرد:

مرمت خانه دو نویسنده و مولف موثر و جریان‌ساز در ادبیات مدرن بسیار مهم است. آن هم خانه‌ای که با تفکر و نظارت جلال آل‌احمد و با درآمد نویسندگی‌ای که داشت، ساخته شده است. اهمیت رویداد امروز در آن نیست که این خانه در زمره معماری ایرانی به شمار می‌رود بلکه به خاطر این است که این خانه نویسندگان و شاعران بسیاری به خود دیده و محل گردآمدن اهل علم و ادب بوده است.

حضور مسئولین در مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

حضور مسئولین در مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

حسینی مکارم با بیان اینکه ما دو نوع میراث داریم، گفت:

یک میراث ملموس است که شامل محوطه و بناهای تاریخی است و نوع دیگر میراث ناملموس که شامل آیین‌ها و مکان زندگی شخصیت‌های علمی، ادبی و مکان‌هایی که رویدادهای سیاسی و فرهنگی در آن برگزار می‌شود. خانه جلال و سیمین از دو منظر قابل توجه است. یکی به لحاظ معماری خانه و دومی رویدادهایی که در آن وجود داشته است؛ رویدادهای این خانه ارزش دوچندانی به بنای این خانه می‌داده است.

او خاطرنشان کرد: 
کارکردی که این خانه داشت مستقل از کالبد بنا به عنوان میراث ناملموس واجد ارزش است. چیدمان و اثاثیه منزل به طور کامل حفظ شده‌اند. این موضوع باعث بازیابی ارزش معنوی این خانه شده است. علاوه بر مقاوم‌سازی، تاکید بسیاری بر عدم مداخله در چیدمان برای حفظ بیشتر روح خانه بودیم.

سرپرست شهرداری تهران سپس ادامه داد:
مرحوم جلال در سال‌های حیات خود در این خانه یک کتابخانه و فضای پاتوق‌مانندی را ایجاد کرده بود. ما سعی کردیم که این ماهیت را حفظ کردیم و روح حاکم بر خانه با حس و حال گذشته احیا شود.

حسینی مکارم با اشاره به کتاب «جزیره سرگردانی» سیمین دانشور بخشی از این کتاب را خواند و گفت:

این کتابخانه پر از یادگار جلال شده است انگار که او حضور دارد و پشت میز تحریری‌اش نشسته است و می‌نویسد. کتاب‌ها را جلال ورق زده است. در مقابل قفسه کتابخانه عکس جلال قرار دارد همچنین عکس پدر او با ابا و عمامه.

خانه موزه سیمین و جلال

خانه موزه سیمین و جلال

او در ادامه بیان کرد:
اتاق سیمین دانشور پر از عکس‌های اشخاص مختلف است. ما سعی کردیم آنها را حفظ کنیم. سیمین دانشور در جزیره سرگردانی گفته است احمد نمرده بلکه زنده است. ما سعی کردیم مرمت خانه به نحوی باشد که زنده بودن احمد و سیمین را نشان دهد.

سرپرست شهرداری تهران با تاکید بر اینکه جلال آل احمد اهل پاتوق بود، گفت:

خانه باید پاتوقی باشد برای کسانی که دغدغه ادبیات دارند و می‌خواهند درباره آن سخن بگویند و تاثیر بگذارند. نمی‌توان شکل‌گیری انجمن نویسنده‌ها را در این خانه نادیده گفت. بنابراین این خانه باید مرکزی برای فعالیت صنفی نویسندگان باشد. جلال و سیمین صرفاً اثر ادبی تولید نکرده‌اند بلکه اثر آن ها گزارشی از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی زمان خودش که از این جهت قابل توجه است. باید این جا مرکزی باشد که دغدغه آنها در اینجا بیان شود.

او سپس اظهار کرد:
خرید، مرمت و بازسازی خانه‌ها در تهران یکی از برنامه‌ها و اولویت‌های شهرداری تهران است. در آینده نزدیک خانه نیما یوشیج را خریداری می‌کنیم. بودجه خرید این خانه تامین شده است و به محض خریداری مرحله مرمت، احیا و حفاظت خانه شروع خواهد شد. تهران مشاهیر بسیاری دارد. می‌خواهیم علاوه بر پایتخت اداری کشور به پایتخت ادبی و هنری تبدیل شود. شهر تهران یکی از شهرهای تاریخی کشور است اما به خاطر بدقوارگی بناهای ایجاد شده هویت تاریخی و فرهنگی این شهر در نگاه اولیه هویدا نیست. شهر تهران در 300 سال گذشته بناها و رویدادهای تاریخی بسیاری به خود دیده است. یکی از برنامه‌های جدی شهرداری حفظ بنای تاریخی و حفظ منظر و سیمای فرهنگی تهران است. ما می‌خواهیم به وسیله احیا و مرمت بناهای تاریخی هویت فرهنگی شهر تهران را زنده و به مردم عرضه کنیم.

حضور مردم در مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

حضور مردم در مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

سپس احمد مسجدجامعی در سخنانی اظهار کرد:
آقای مکارم خانه نیما را زودتر بخرید. اگر نیما نبود جلال به اینجا نمی‌آمد. یکی از دلایلی که خانه جلال به پاتوق تبدیل شد این بود که سیمین دانشور با مهمانان جلال مهربان‌تر از عالیه‌خانم با مهمان‌های نیما بود، بسیاری از مهمانان نیما در این خانه پذیرایی می‌شدند.
 کانون نویسندگان در همین‌جا شکل می‌گیرد. در واقع در سال 46 انجمن نویسندگان وجود داشت که دولتی بودند. جلال و 15 نفر دیگر از آنجا جدا شده و به‌گونه‌ای اعلام انشعاب می‌کنند. در جلسه ای که کانون نویسندگان شکل گرفت، در این خانه برگزار شد.

او خاطرنشان کرد:
خانوم سیمین از آمدن کسانی مانند موسی صدر می‌گویند. این خانه محل رفت‌وآمد کسان دیگری مانند شاملو و آیت‌الله طالقانی بود. خانه جلال به این دلیل مرجعیت پیدا کرد که گروه‌های مخالف نظام در این خانه گردهم می‌آمدند و در نهایت به یک راه مشترک می‌رسیدند.

او با بیان اینکه سیمین دانشور مطلقاً آدم سیاسی‌ای نبود، گفت:

خانه جلال و سیمین با عشق ساخته شده است. این خانه، خانه دل است و آجر به آجر آن باعشق ساخته شده است. جلال اینجا را بنا کرد و در نامه‌هایی که به سیمین نوشته است، حتی گفته پنجره‌های خانه را بدوش کشیده‌ام و به کار گذاشته‌ام. من دارم در اینجا زندگی با مردم را تجربه می‌کنم. خودش می‌گوید سیمین تو کم خندیده‌ای. این خانه را بنا می‌کنم تا صدای خنده‌های تو از آجرهای این خانه بلند شود. این خانه همه خاطرات این دو را با خود دارد. تهران باید خاطرات این خانه را حفظ کند.

حیاط خانه موزه سیمین و جلال

حیاط خانه موزه سیمین و جلال

در پایان غلامعلی حداد عادل با بیان اینکه کمتر زن و شوهری پیدا می‌شوند که مانند سیمین و جلال صاحب فکر، قلم و چهره‌پرداز جامعه خود باشند، اظهار کرد:

در مورد جلال باید زیاد صحبت شود اما حق جلال ادا نمی‌شود. عده‌ای بدشان نمی‌آید که جلال به فراموشی سپرده شود.

خانه موزه سیمین و جلال

خانه موزه سیمین و جلال

او خاطرنشان کرد:
زندگی جلال زندگی یک نفر نیست زندگی یک جامعه است. با تجزیه و تحلیل زندگی جلال می‌توان یک دوران را تجزیه و تحلیل کرد. جلال آل احمد از یک خانواده مذهبی بیرون آمده است اما به خاطر خرافات در مسائل عامیانه‌ای که وجود داشت او را از مذهب زده کرد و به سمت حزب توده برد. زمانی که حزب توده او را ارضا نکرد از حزب جدا شد و دوباره با مذهب آشتی کرد.

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

مراسم افتتاح خانه موزه سیمین و جلال

سپس او درباره کتاب «غرب‌زدگی» جلال آل‌احمد توضیحاتی داد و گفت:

او معلم زبان فارسی بود و به دانش‌آموزان و دانشجویان خود می‌گوید فکر نکنید با گسیختن از سنت، نویسنده می‌شوید. او گفته است 28 بار کتاب گلستان را درس داده است. جلال حتی در میان روشنفکران مخالفانی داشت. به خاطر جدا شدن از حزب توده نیز مارکسیست‌ها به طور کلی چپی‌ها از او ناراحت بودند. مذهبی‌ها به خاطر نوشته‌های او در سال‌های 1320 از او دلخور بودند. چند مولفه شخصی جلال آل احمد قابل انکار نیست و همه بر روی آن موافقت دارند. صداقت، صمیمیت، پاکی، شجاعت و آزادگی او.

خانه موزه سیمین و جلال

خانه موزه سیمین و جلال

در پایان مراسم ویکتوریا دانشور خواهر سیمین دانشور هدیه‌ای به کسانی که این خانه را بازسازی و مرمت کرده‌اند، داد که این هدیه شامل سند ازدواج سیمین دانشور و جلال آل‌احمد، کارت ملی سیمین دانشور، تعدادی عکس و حلقه ازدواج و نامزدی سیمین و جلال آل احمد بود.


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: isna.ir

فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در سالن شماره ۵ پردیس سینمایی چارسو با برای ناشنوایان نمایش داده شد.