تبلیغات

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریبا رهنورد کارشناس ارشد رشته نقاشی است و آثار او تاکنون در بینال‌ها نمایشگاه‌های بین‌المللی متعددی به نمایش در آمده است.

در این نمایشگاه 25 اثر او ارائه خواهد شد که طی پنج سال اخیر و عمدتاً با تکنیک کولاژ خلق شده‌اند. رهنورد درباره علت نامگذاری مجموعه خود می‌گوید: «فاجعه آرام نمی‌گیرد، ماجرای زندگی انسان است. آدمیزاد همیشه با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کند و هیچگاه از آن خلاص نمی‌شود زیرا هیچ آرامشی پایدار نیست. من سعی کرده‌ام این وضعیت را با نقاشی‌هایم به تصویر بکشم.»

گالری چهار در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سید خندان، کوچه اشراقی، شماره 4 واقع شده و در روز گشایش، از ساعت 17 تا 23 و روزهای دیگر از 11 تا 20 آماده پذیرایی از بازدیدکنندگان است. این نمایشگاه تا 28 خرداد ادامه خواهد داشت.

خبر آنلاین

 

محسن شریفیان، پژوهشگر ایرانی و نوازنده شاخص ساز نی انبان در اسپانیا مورد تمجید رسانه‌های این کشور در حاشیه یک فستیوال فرهنگی هنری قرار گرفته است.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، سالنامه گایتا یک نشریه تخصصی مربوط به ساز نی انبان است که از سال ۱۹۸۶ به شکلی منظم و مستمر توسط مدرسه موسیقی اورنسه اسپانیا منتشر می‌شود. سی و یکمین شماره این نشریه که جدیدترین سالنامه آن مجموعه می‌باشد در شش صفحه به معرفی محسن شریفیان، شاخص ترین نوازنده ایرانی ساز نی انبان پرداخته و از تاریخ و جغرافیای بوشهر تا موسیقی و سازهای نی انبان، نی تکی و نی جفتی را به مخاطبان خود معرفی کرده است.

همچنین در موزه مدرسه موسیقی اورنسه اسپانیا که یکی از معتبرترین مدارس موسیقی جهان است، به منظور آشنایی هنرآموزان و علاقمندان انواع سازهای نی انبان جهان قرار دارد. نکته قابل توجه، تابلویی بزرگ از تصویر محسن شریفیان و سازهایش است که در مرکز آن سالن و ساز اهدایی او به آن مجموعه است که دیگر سازهای نی انبان را در اطراف آن قرار داده اند.

محسن شریفیان، پژوهشگر حوزه موسیقی و نوازنده اهل بوشهر است که بیش از بیست و پنج سال در حوزه موسیقی جنوب و بالاخص بوشهر فعالیت حرفه ای داشته و چندین کتاب از جمله اهل زمین (موسیقی و اوهام در جزیره خارگ)، موسیقی بوشهر در عصر باستان، موسیقی بوشهر پس از اسلام، اهل ساز (سازشناسی موسیقی بوشهر) و آموزش نی انبان را به رشته تحریر درآورده است.

محسن شریفیان، پیش از این نیز در دانشگاهها و مراکز آموزشی معتبر دنیا از جمله دانشگاه تورنتو و کنسرواتوار موسیقی مسکو و همچنین سمینارها و فستیوال های متعدد در مقیاس بین المللی به معرفی موسیقی بوشهر و به ویژه ساز نی انبان پرداخته است.

 

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

خبرگزاری مهر: ریچارد کلایدرمن پیانیست و موزیسین سرشناس جهان با همراهی ارکستر حرفه‌ای طی روزهای اول و دوم تیر در سالن وزارت کشور روی صحنه خواهد رفت. کلایدرمن در اولین اجرای رسمی خود در ایران غافلگیری ویژه‌ای را نیز برای مخاطبان ایرانی خود دارد و قرار است قطعه «ای ایران» را با پیانو برای دوستداران ایرانی‌اش بنوازد.

کنسرت ریچارد کلایدرمن در تهران برگزار می‌شود

اغلب مخاطبان ایرانی کلایدرمن را با آثاری چون «کاج نقره‌ای»، «ماه آتش»، «قلب طلایی»، «نامه‌ای به مادرم»، «خاطرات» و «کریسمس» می شناسند. «کلایدرمن» تاکنون بیش از یک هزار و ۲۰۰ ملودی ضبط کرده‌ و با فروش بیش از ۸۰ میلیون نسخه دارای ۲۷۰ صفحهٔ طلایی و ۷۰ صفحهٔ پلاتینیوم است. وی سبک رمانتیک نوینی را با تلفیق موسیقی کلاسیک و پاپ ساخته و استاندارد جدید از اجرای پیانو را که برای اغلب علاقه‌مندان پیانو و حتی مبتدیان قابل اجراست پدیدآورده است. کلایدرمن در کتاب رکوردهای جهانی گینس، از وی به عنوان «موفق‌ترین نوازنده پیانو در سراسر دنیا» نام برده شده‌است.

کنسرت ریچاردکلایدرمن به همت موسسه «رویال هنر» و تهیه کنندگی مجید عبدی برگزار خواهد شد 

کمانچه از جمله سازهای زهی_آرشه ای  قدیم ایران است و در واقع نوع تکامل یافته رباب می باشد که از دوره صفویه به بعد یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار می آمده است. کمانچه دارای کاسه گرد است و مانند ویولن و تار سیم های آن با گوشی محکم و کوک می شود.جنس قسمت های مختلف آن پوست ، استخوان ، و فلز است. کمانچه را در حالت نشسته می نوازند ، به طوری که نوازنده ساز را به صورت عمودی در دست چپ می گیرد و انگشت های دست چپ در طول دسته حرکت می کند و آرشه (کمانه) را با دست راست بصورت افقی در حرکات رفت و برگشت بر سیم ها می کشد. کمانچه پایه ای به شکل میله فلزی دارد که در انتهای آن قرار دارد و روی پا یا زمین قرار می گیرد.این ساز را معمولا از چوب کهنه و به عمل آمده درخت توت و افرا می سازند.

کماتچه

قسمت اصلی این ساز کاسه آن است که به صورت های مختلف ساخته می شود ولی نحوه ساخت آن از نظر جنس چوب ، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.از نظر شکل ، کاسه ها به صورت کروی یا مخروط ناقص ساخته می شود. آن دسته از کمانچه ها که کاسه مخروط شکل دارند ، اکثرا پشت باز هستند. این نوع کمانچه ها صدای پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه سبک دارند  و اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد ، روی این کمانچه ها آسان تر است.

در گذشته این ساز را با 3 سیم می ساختند ، اما امروزه با 4 سیم ساخته می شود.کوک آن (نسبت فاصله سیم ها به یکدیگر ) در دستگاه های مختلف موسیقی ایران متفاوت است. معمول ترین کوک برای دستگاه های ایرانی این است که سیم های اول و دوم نسبت به هم فاصله چهارم ( یا پنجم ) داشته ، سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم باشد. در گذشته کمانچه " دو سل دو سل " کوک می شد ، اما پس از ورود ویولن به ایران در کوک کمانچه تغییراتی ایجاد شد و امروزه این ساز همانند ویولن کوک و انگشت گذاری می شود.در حال حاضر کوک اصلی و رایج کمانچه " می لا ر سل " می باشد و از دیگر کوک ها می توان به " ر لا ر سل " برای دستگاه نوا ، " می لا ر لا برای دستگاه ماهور ، " می لا می لا " برای دستگاه همایون ، آواز اصفهان ، دستگاه چهار گاه و دستگاه راست پنج گاه و " ر لا ر لا برای کوک لری اشاره کرد.

کمانچه

چگونگی صدای کمانچه به عوامل متعددی بستگی دارد که می توان به جنس چوب ، ضخامت در نقاط مختلف کاسه ، شکل کاسه ، اندازه ی کاسه ، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش ، نوع و ضخامت پوست ، جنس و اندازه و همچنین محل قرار گرفتن خرک ، چگونگی شیطانک ، جنس سیم و زاویه اتصال دسته به چوب.

وسعت صدای معمول کمانچه نزدیک به 3 اکتاو است و به علت وجود کوک های مختلف و عدم وجود دستان بندی ، تمامی فواصل موسیقی ملی ( پرده و نیم پرده و ربع پرده ) در این ساز قابل اجراست.

تفاوت های کمانچه با ویولن:

صدای کمانچه در مقایسه با ویولن تو دماغی تر استدر صورتی که صدای ویولن به طبیعت نزدیک تر است. علت آن هم به کار بردن پوست در ساختمان کمانچه است.

در نواختن ویولن نوازنده انگشت گذاری خود را می بیند و برای زدن نت های مختلف نیازی به چرخاندن کمانچه ندارد.

کمانچه آلتو و کمانچه باس از خانواده کمانچه هستند با این تفاوت که هر دو صدای بم تر از کمانچه دارند. کمانچه آلتو " دو و نیم پرده " و کمانچه باس " یک هنگام " کامل بم تر از کمانچه معمولی می باشد.

در اینجا به گذشته ی کمانچه خواهیم پرداخت:

در طول سال ها همه چیز دستخوش تغییر می شود و سازهای قدیمی نیز از این قاعده مستثنا نبوده اند ، به گونه ای که در یکصد سال گذشته برخی از این سازها از رواج و رونق افتاده اند و در مواردی حتی متروک مانده اند.یکی از دلایل اصلی آن ، تاثیر فرهنگ غرب در ایران بوده است . با ورود سازهای غربی به ایران علاقمندان به موسیقی از دانش و هنر غربی ها بهره فراوان برده اما از سوی دیگر به جهاتی به ضرر موسیقی سنتی عمل کرد. از آنجا که سازهای غربی از امکانات صوتی گسترده تری نسبت به سازهای ایرانی برخوردار بودند ، در آغاز باعث شد برخی از سازها در سایه قرار بگیرند و جای خود را به سازهای غربی بدهند.فلوت جایگزین نی شد ،قره نی و  ترومپت جای سرنا و کرنا را گرفت و ویولن نیز کمانچه را عزلت نشین کرد. اکثر علاقمندان موسیقی  سازهای جدید را که برایشان تازگی داشت و از محدودیت های صوتی کمتری نسبت به سازهای ایرانی برخوردار بود را جایگزین نی و سرنا  و کمانچه کردند و به این ترتیب خطر متروکه شدن این سازها را تهدید می کرد. با وجو اینکه موسیقی سنتی سازگاری بیشتری با سازهای قدیمی داشت ، کمتر کسی به این نکته توجه می کرد.

با ورود ویولن به ایران ، اکثر نوازندگان کمانچه را کنار گذاشتند و به نواختن ویولن پرداختند.به دلیل عدم آگاهی از نحوه نواختن ویولن ، تمام اصولی را که در نواختن کمانچه به کار می بردند در ویولن پیاده کرده و تنها تفاوت در نحوه گرفتن ساز بود. به گونه ای که ناصرالدین شاه ویولن را کمانچه غربی می نامید.با ظهور ابوالحسن صبا در جامعه موسیقی ایران ، ویولن شیوه نواختن ویژه خود را پیدا کرد و این گونه بود که نواختن ویولن با هویت ایرانی خلق شد.بعد ها علی اصغر بهاری نیز همانند بقیه ابتدا به نواختن ویولن روی آورد اما وقتی دید که حدود سی ، چهل سال است که کسی سراغی از کمانچه نمی گیرد و این ساز در خطر نابودی قرار دارد ، تصمیم گرفت به نواختن کمانچه بپردازد.

علی اصغر بهاری

پخش نوای کمانچه برای نخستین بار از رادیو:

علی اصغر بهاری در زمینه زنده کردن و توجه به کمانچه با جواد معروفی صحبت کرد و با موافقت وی برای اولین بار نوای کمانچه از رایو پخش شد. در آن دوره ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، حسن کسایی ، احمد عبادی و رضا ورزنده از تکنوازان ثابت قدم در رادیو بودند که هر کدام ساز تخصصی خود را می نواختند و علی اصغر بهاری با کمانچه به این گروه پیوست. در نتیجه پخش رادیویی این ساز ، علاقمندان به کمانچه روز به روز بیشتر شدند و برای یادگیری به بهاری مراجعه می کردند . عده ای نیز بهاری را به ادامه این کار تشویق می کردند.

تشکیل کلاس کمانچه در فرهنگستان عالی موسیقی :

علاقه روزافزون مردم به کمانچه ، روح الله خالقی را بر آن داشت تا از بهاری درخواست کند که کلاسی را در فرهنگستان عالی موسیقی برگزار کند و همچنین با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.

علاوه بر فعالیت های چشمگیر بهاری در ایران ، وی موفق شد ساز کمانچه را به دنیای غرب نیز بکشاند به طوری که سازمان یونسکو صفحاتی از موسیقی ایرانی را منتشر کرد که نوای کمانچه بهاری نیز در آن شنیده می شد.

علی اصغر بهاری با زحمات فراوانی که کشید و شاگردانی که پرورش داد موجب شد، ساز کمانچه از متروک ماندن در امان بماند . امروزه کمتر گروه موسیقی سنتی را می توان یافت که در آن کمانچه نباشد و این دستاورد محصول زحمات و همت علی اصغر بهاری است.

شاخص ترین نوازندگان کمانچه :

علی اصغر بهاری

کیهان کلهر

رحمت الله بدیعی

مجتبی میرزاده

اردشیر کامکار

 

انواع موسیقی در قوم بلوچ

پنج شنبه, 10 خرداد 1397 02:51

موسیقی بلوچستان را می توان با توجه به فرم و محتوا و ترکیب بندی سازها به انواع مختلف تقسیم کرد.

موسیقی سوت: رایج ترین و عامیانه ترین نوع موسیقی در کل بلوچستان سوت است که نازینک هم گفته می شود. مضامین اشعار در سوت، اغلب وصف طبیعت و یار و دیار و دل تنگی است. می توان گفت اغلب قطعاتی از موسیقی بلوچی که در رسانه ها پخش می شود، سوت است. چون تا حدود زیادی شادتر و عامیانه تر از انواع موسیقی دیگر است. از موسیقی دانان مطرح معاصر می توان به پیربخش صاحبداد، فیض محمد بلوچ، دین محمد زنگشاهی و براهیم آسکانی اشاره کرد. بیشتر سازهای موسیقی بلوچی اعم از زهی و کوبه ای و بادی در موسیقی سوت کاربرد دارند. سرود، بنجو، رباب، تنبیرگ، دونلی، نل، دهلک، کوزگ و کنجری.

 

موسیقی بلوچی تار بلوچی, موسیقی سوت

سازهای مورد استفاده در گواتی سروز، تنبیرگ، نل و دونلی است

 

موسیقی شاعری: این موسیقی با نام های دیگری چون حماسی و شروندی هم شناخته می شود، قلب تپنده موسیقی بلوچستان است. شعرهایی که در این موسیقی خوانده می شود و زهیروگ هایی که نواخته می شود، شناسنامه موسیقی و فرهنگ بلوچی هستند. یکی از مهم ترین دلایل اهمیت موسیقی شاعری این است که مضامین و محتوای اشعار و کلام آن بسیار گسترده است. داستان های حماسی، عاشقانه، مذهبی، قومی، جنگی، پندآموز و غیره. در موسیقی شاعری تنها دو ساز مورد استفاده قرار می گیرد؛ «سرود» و «تنبیرگ».

 

در این موسیقی به خواننده «شاعر» گفته می شود و عموما با لقب ملا یا پهلوان خطاب می شود. خود شاعر هم می تواند نوازنده سرود باشد هم تنبیرگ. مثل پهلوان بلند، پهلوان دادین، پهلوان برکت که هم سرود می نواختند و هم شاعر بودند و یا مثل ملاکمال خان، ملاغلام قادر رحمانی، ملاقادربخش (کادوک)، ملا موسی و لعل بخش پیک که تنبیرگ می نواختند و از بهترین شاعران معاصر بودند.

 

از داستان های عاشقانه رایج می توان به شیه مرید و هانی، شهداد و مهناز و کیا و صدو، از داستان های حماسی از میرقنبر، همل جییند، از داستان های مذهبی به معجزات پیامبر، سلطان جمجم و غیره اشاره کرد.نوازنده ها و خواننده های این سبک موسیقی لزوما حرفه ای هستند.

 

موسیقی با یک زهیروگ شروع می شود، بعد از آن یک آهنگ ریتمیک در کوک پایین نواخته می شود و کم کم بعد از دقایقی هم کوک سازها بالاتر می رود و هم تمپوی آهنگ ها. یک شعر در این سبک موسیقی ممکن است تا چند ساعت هم طول بکشد و حتی ممکن است در شب اول تمام نشود و ادامه شعر را به روز بعد موکول می کنند.

 

متاسفانه موسیقی شروندی در بلوچستان رو به زوال است، چون جوانان به ندرت به یادگیری اشعار و مقام های آن می پردازند. از بهترین نوازنده های سرود معاصر در این سبک می توان به پهلوان رسولبخش زنگشاهی، پهلوان علی محمد بلوچ، احمد وشنامی، خداداد زنگشاهی، عبدالغفور زنگشاهی و رحیم بخش جت اشاره کرد.

 

موسیقی بلوچی تار بلوچی, موسیقی سوت

سازهای مورد استفاده در گواتی سروز، تنبیرگ، نل و دونلی است

 

موسیقی ذکرهای گواتی: این موسیقی در خیلی از مناطق بلوچستان رواج دارد اما در شمال بلوچستان (منطقه سرحد) کمتر به چشم می خورد. ذکرهای گواتی را برای افرادی می نوازند که دچار جن زدگی و باد شده اند. اصولا وقتی این افراد دچار اختلالات می شوند و دکتر و درمان های پزشکی افاقه نمی کند، رو به خلیفه می آورند. خلیفه شخص اول مراسم گواتی است و از طریق ذکر و ریاضت و کار خیر با مسائل باد و جن و پری آشناست. وی با دیدن بیمار متوجه درجه وخامت بیماری او می شود.

 

از نوازنده ها دعوت می شود که به مراسم گوناتی بیایند و با ساز زدن و خواندن ذکر خداوند و اولیا، بیمار را به حدی از وجد برسانند. موسیقی گواتی با ذکرهای آرام مثل مست قلندر شروع می شود و به تدریج ذکرهای پرشورتری چون الله ذوالجلال، شیخ عبدالقادر جیلانی لا اله الا الله و حضرت قلندر نواخته می شود. در حین اجرای این ذکرها، بیمار و حتی برخی از افراد در مجلس ممکن است به وجد برسند و دمال کنند.

 

دمال حرکات بی اراده ای است که شخص انجام می دهد. در این مرحله کار اصلی خلیفه آغاز می شود. وی با آن وجودی که شخص بیمار را تسخیر کرده به صحبت می پردازد و از او می خواهد که این مرکب را رها کند و دست از آزار او بردارد. عموما در گواتی، خون هم باید ریخته شود؛ بدین منظور گوسفندی ذبح می شود. قطعات گواتی، ذکر و کلام خاص خود را دارند؛ به استثنای چند قطعه که بی کلام هستند مثل مارساز (مولدی)، سیمرغ، بگ ساز (ساز شتر) مم ساز (ساز خرس).

 

سازهای مورد استفاده در گواتی سروز، تنبیرگ، نل و دونلی است.

از خلیفه های گواتی معاصر می توان خلیفه شهمیر، خلیفه سیددادشاه و خلیفه صابر را نام برد و از نوازنده های متبحر سرود در گواتی می توان به علی محمد بلوچ، خداداد زنگشاهی، رحیم بخش جت، حسین جت، احمد وشنامی، فقیرمحمد شکل زهی، موسی شکل زهی و از نوازنده های مطرح دونلی می توان به لعل بخش جت، مرحوم موسی بلوچ، محمد بخش دری و تاج محمد جنگی پور اشاره کرد. حضور سازهای کوبه ای در گواتی متاخر است و در شکل اصیل گواتی کاربردی ندارد، اما در این سال های اخیر برخی از دهلک هم استفاده می کنند.

 

موسیقی بلوچی تار بلوچی, موسیقی سوت

 موسیقی سنتی بلوچستان

 

موسیقی و ذکر غزل های صاحبان چشتی: این غزل ها و ترکیب بندی سازهایش، خاص روستاهای اطراف سراوان در شرق بلوچستان ایران است. سازهایشان رباب و تنبیرگ است که در دو دهه اخیر، بنجو هم به حلقه ذکرشان اضافه شده؛ اما کماکان از دهلک در ذکرهای اصیلشان استفاده نمی کنند. شیوه اجرای غزل ها بدین گونه است که نفر اصلی غزل را می خواند و بقیه افراد در حلقه ذکر، سربند اصلی غزل را تکرار می کنند. ذکرهای این درویشان و ملنگ ها بسیار پرشور و وجد است و از سر شب شروع و دقایقی قبل از نماز صبح تمام می شود. غزل ها از مولانا، حافظ، شیخ عبدالقادر جیلانی، حضرت قلندر، صاحب عبدالرئوف، سیدنبی بخش و غیره است.

 

مالد پیرپتر: ذکرهای دروایش قادری جنوب بلوچستان است که با دف های بزرگ و کوچک همراهی می شود. به دف های بزرگ سما و به دف های کوچک کسل گفته می شود. در حلقه ذکر، خلیفه مریدان حضور دارند. خلیفه ذکر اصلی را می خواند و سما را می نوازد و مریدان جواب ذکر می گویند و سما می نوازند. مجلس با ذکر خدا و حضرت رسول شروع می شود، پس از آن، ذکرهای حضرت غوث الاعظم شیخ عبدالقادر جیلانی، حضرت قلندر، سیداحمد رفاعی را می خوانند. دف های مورد استفاده برخلاف دف های رایج در مناطق دیگر، زنجیر ندارد و پوست ضخیمی هم روی آن بسته می شود و عموما نقش هایی با حنا روی آنها می زنند.

 

لیکو و زهیروگ: لازم به ذکر و تاکید است که اساس و بنیان تمامی موسیقی بلوچستان بر پایه زهیروگ و لیکو استوار است و نمی توان آنها را یک نوعی از موسیقی به حساب آورد. زهیروگ به معنای دل تنگی هست، مثلا وقتی مادری فرزندش را از دست می دهد و یا از او دور است، در فراقش زهیروگ می خواند. لیکو و زهیروگ مقام های آوازی و سازی هستند که به صورت متر آزاد اجرا می شوند. از زهیروگ ها و لیکوها می توان به سیم، دشتیاری، اشرف درا، زامرانی، دلگانی، سرحدی، بیاک رمی، بشگرد، سلات، کوردی، جدگالی و سوسالی اشاره کرد.

 

منبع: bartarinha.ir