تبلیغات

سریال سر دلبران

پنج شنبه, 03 خرداد 1397 02:12
«سرّ دلبران» جدیدترین سریال محمدحسین لطیفی در مقام کارگردانی است که برای شبکه دو سیما آماده می شود. این سریال دومین همکاری محمدرضا شفیعی و محمدحسین لطیفی پس از سریال «تنهایی لیلا» است. محمدحسین لطیفی کارگردانی سریالهای پرمخاطبی همچون «وفا»، «صاحبدلان»، «سفرسبز» و … را درکارنامه خود دارد.
 
تصویربرداری سریال «سرّ دلبران» به کارگردانی محمدحسین لطیفی این روزها در یزد ادامه دارد و گروه مشغول کار در این شهر هستند.
همچنین طبق برنامه ریزی قبلی، کل فیلمبرداری اثر در همان شهر یزد انجام می شود و همه بازیگران «سرّ دلبران» نیز به نوعی مشغول این پروژه هستند.
 
اسامی بازیگران سریال «سر دلبران»:
 فرهاد قائمیان، محمد کاسبی، برزو ارجمند، اسماعیل محرابی، متین السادات ستوده، جعفر دهقان، جهانبخش سلطانی و رضا توکلی از بازیگران این سریال هستند.
 
 
 
 

تعریف خاتم کاری در دایره المعارف فارسی «هنر آراستن سطح اشیاء به صورتی شبیه موزائیک ، با مثلث های کوچک. طرح های گوناگون خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است .این اشکال هندسی را با قراردادن مثلث های کوچک در کنار هم نقش بندی می کنند . مثلث ها را از انواع چوب ، فلز و استخوان می سازند. هرچه مثلث ها ریزتر وظریفتر باشند، خاتم مرغوب تر است .در یک طرح خاتم ، برای ساختن کوچک ترین واحد هندسی، حداقل سه مثلث و برای بزرگ ترین آن ، حداکثر چهارصد مثلث به کار می رود.»
این هنر به شیوه امروزی قبل از صفویه و در عهد استیلای ایلخان مغول بر ایران و به دنبال پیدایش رابطه مستقیم بین ایران و چین ، به ایران راه یافته است. برخی دیگر از محققان نیز معتقدند که خاتم کاری در دوره دیلمان در ایران و در شهر شیراز پایه گذاری شد و در عصر صفویه به اوج شکوفایی رسید، زیرا از طرفی حمایت حکومت از هنرمندان و از دیگر سو ایجاد روابط بازرگانی با کشورهای دور و نزدیک به گسترش هنر خاتم کمک کرد. در ایران پیش از ظهور اسلام گونه ای خاتم سازی رواج داشته و شیوه کار آن چنین بوده که از چوب یکرنگ مکعب هایی به اضلاع چهار میلی متر می بریدند و با طرح های گوناگون روی صفحه ای نصب و میخکوب می کردند و این شیوه تا چند قرن پس از اسلام هم متداول بوده است. در حال حاضر منبری خاتم کاری شده با این روش در مسجد جامع عقیق شیراز وجود دارد که بیش از هزار سال از زمان ساخت آن می گذرد.خاتم کاری

خاتم کاری

Image result for ‫خاتم کاری‬‎

وسایل موردنیاز برای خاتم کاری


ابزار کار
گیره فلزی، تیز سوهان، چکش، گاز انبر، اره سیم ساب دار، مثلث ساب، مغار، متر فلزی، خط کش ثابت و خط کش تیردار، گونیا و پرگار.

این هنر دو مرحله دارد :
 1- خاتم سازی که شامل عملیاتی از قبیل طراحی خاتم ، تهیه مواد و مصالح و برش مصالح اولیه ترکیب و ایجاد گل و در نهایت ساخت قامه (جسم مکعب مستطیلی شکل دارای میانگین طول 40 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر و قطر 3 سانتی متر از چوب یا خاتم) و برش آن و تهیه لایه خاتم است.
 2- خاتم کاری که شامل طراحی زیرسازی، طراحی چسباندن لایه های خاتم بر روی زیرکار، پرداخت و جلا کاری اشیای خاتم کاری است.

روش ساخت خاتم : در خاتم کاری چوب ، استخوان یا فلز را به صورت منشورهای مثلث القاعده برش داده و آنها را به گونه ای کنار هم قرار می دهند که برش عرضی این مثلث های واحد، دارای اشکال هندسی منظم باشد سپس با سریش برش های نازک را با نظم و ترتیب خاصی روی ورقه نازک چوبی می چسبانند و پس از خشک شدن ورقه ها را روی اشیای مورد نیاز جهت تزئین نصب می کنند.
انواع چوب از مهمترین مصالح خاتم سازی است که شامل چوب های عناب، نارنج، افرا، گردو، کیکم، تبریزی، شمشاد، آبنوس، فوفل و بتم است. انواع استخوان نیز به علت استحکام و رنگ سفید آنها در ساخت خاتم به کار می روند که عبارتند از استخوان های شتر، اسب، گاو، همچنین عاج طبیعی فیل و عاج مصنوعی نیز در خاتم کاربرد زیادی دارد. برای استقامت خاتم ساخته شده و مراقبت از آن، از فلزات رنگی در خاتم سازی استفاده می شود نقره و آلومینیوم برای رنگ سفید و برنج برای رنگ زرد مورد استفاده قرار می گیرد.
برای تهیه چوب مورد نیاز باید دقت شود که دارای رنگ و بافت مناسبی بوده و گره و ترک نداشته باشد. فلزات نیز باید آلیاژ مناسبی داشته باشند.


Image result for ‫خاتم کاری‬‎

 

ابزار خاتم سازی
رنده، تنگ، اره، سوهان، پرگار، گونیا، چکش، گازانبر، مغار، پرس.

مواد و مصالح خاتم سازی
چوب: چوب فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج و چوب شمشاد.
فلز: مفتول های طلایی یا نقره ای، مس، برنج، آلومینیوم.
استخوان: استخوان ساق پا و دست شتر یا اسب، عاج فیل، استخوان مصنوعی
رنگ سبز:این رنگ از ترکیب نشادر، براده مس و سرکه تهیه می شود. استخوان های بریده شده را در ظرف حاوی محلول رنگی می ریزند و مدت شش ماه در معرض نور خورشید قرار می دهند. امروزه از آنجائیکه تهیه استخوان شتر مشکل است، از چوب نارنج به جای استخوان شتر استفاده می کنند و برای رنگ کردن آن، از رنگ سبز مخصوص رنگرزی پشم استفاده می کنند.

روغنکاری خاتم:
اصولا سطح یک خاتم به دو علت روغن زده می شود :براق شدن خاتم و حفاظت آن در مقابل رطوبت، گرما و سرما. در گذشته برای این کار روغن جلا یا سندلوس ( شیره درخت کاج ) به کار می رفت. بعد ها از روغن هاویلوکس استفاده شد و امروزه از پلی استر استفاده می کنند.

مراحل تولید خاتم :
ابتدا انواع چوبها و استخوان ها را در رنگ های مختلف تهیه کرده و با ابزار مخصوص خود به طول 30 سانتیمتروقطر 1تا 5/2میلی متر می برند وازآنها مثلث هایی تهیه می شود که پس از سوهان کاری تمام اضلاع آن به حالت دلخواه و مطابق با طرح درآمده و برای تکمیل طرح نیاز به مفتول های سیمی به صورت مثلث بوده که برای آماده سازی آنها نیز مراحل مختلفی طی می شود سپس برای درست کردن خاتم ابتدا طرح اشکالی که مورد نظر است را به وسیله استادکار کشیده واین مثلث ها ی چوبی ،استخوانی و فلزی با دستان بامهارت و استادانه هنرمند در کنار هم به وسیله سریشم قرار داده و چسبانده می شوند و به وسیله نخ محکم می گردند که از این کار اصطلاحاً «پره» درست می شود ،بعد از چند ساعت نخ ها باز شده واضلاع طرح سوهان کاری شده و چهار عدد از پره های ساخته شده را در کنار هم قرار می دهند و مجدداً با چسب به هم چسبانده می شوند که حاصل آن «توگلو» به دست می آید. مرحلهٔ بعدی که به «گل پیچی» مشهور است، به وسیله سیم مفتولی گردی که آن را به صورت شش ضلعی منظم آماده می شود وبه آن «شمسه» می گویند در اطراف هر ضلع شش سیم به وسیله سریشم چسبانده می شود و با نخ محکم می شود و حاصل آن طرح ستاره ای است ،این طرح ها آنقدر تکرار می شوند تا بر اساس طرح مورد نیاز در آمده و سپس در زیر فشار و پرس قرار گرفته و با چند مرحله برش کاری و چسبانده لایه های بسیار نازک چوب دراطراف آن طرح اولیه یک خاتم به وجود می آید که تمامی این مراحل از ابتدا تا بدین جا بیش از 400 مرحله کاری را شامل می شود.

 

 

ویژگی های خاتم خوب

خصوصیات یک خاتم و مرغوب :
صاف بودن سطح کار و خالی نبودن هیچ جای خاتم .
یکنواخت بودن رنگ و مصالح به کار رفته در ساخت خاتم
عدم تغییر در رنگ و شکل
ترمیم کاری ها و بتونه کاری ها در سطح کار مشخص نباشند .
 قرینه بودن تمامی گل ها و اشکال درسطح کار و زوایا و اضلاع
دقیق و مهندسی بودن اساس و ساختمان طرح که تمامی ابعاد با هم همسان، قرینه و یک اندازه باشند که البته اگر شاسی طرح دقیق نباشد بهترین خاتم نیز بر روی آن نما و جلوه ای ندارد و کل طرح را از بین می برد به همین جهت است که یک هنرمند خاتم ساز باید یک نجار چیره دست هم باشد.
رنگ کاری و روکش دادن محصول بایستی ماهرانه و بدون خدشه و هر عیبی باشد .
نقش ها ومثلث ها هر چه ریزتر باشند کیفیت و ارزش کار بیشتر است.
 
آثار خاتم سازی در دوره های مختلف
عهد صفویه درخشان ترین دوره خاتم سازی در ایران است. صندوق مرقد امامزاده سید علا»الدین حسین فرزند امام موسی بن جعفر(ع) در شیراز و در جفت خاتم آن بقعه که قدمت آنها 400 تا 450 سال است. قاب آینه خاتم که در تاریخ 1124 ه. ق در کرمان ساخته شده و جزو مجموعه خصوصی مرحوم محمدحسین صنیع خاتم است. صندوق مرقد حضرت موسی بن جعفر(ع) و حضرت امام جواد(ع) در سامرا و نیز صندوق خاتم ضریح نرگس خاتون مادر گرامی حضرت حجت الله (عج) در سامره که در زمان شاه سلطان حسین صفوی به کمک استاد جعفر ساخته شده است از شاهکارهای خاتم آن دوران است.
در دوران قاجاریه ورودی خزانه و حرم حضرت عبد العظیم (ع) و در ورودی موزه ایران باستان است.
در دوره پهلوی ، ساخت صندوق های حضرت مسلم بن عقیل(ع)، حضرت عبد العظیم (ع)، حضرت شاهچراغ(ع)، امامزاده سید میرمحمد(ع)

نمناک
 

 

«ددپول ۲»

سینماپرس: «دد پول ۲» به کارگردانی «دیوید لیچ» با اکرانش در آخر هفته‌ای که گذشت، فروشی ۳۰۱.۳ میلیون دلاری را در سطح جهان به نام خود ثبت کرد.

به گزارش سینماپرس به نقل از موجو نیوز، در حالی که «انتقام‌جویان: جنگ بی‌نهایت» به فروش موفق خود ادامه می‌دهد «دد پول ۲» موفق شد تا با فروش ۱۲۵ میلیون دلاری در راس باکس آفیس آمریکا قرار بگیرد.

«دد پول ۲» به کارگردانی دیوید لیچ در بازار جهانی با نمایش در ۸۱ بازار، بزرگ‌ترین افتتاحیه فیلمی از کمپانی فاکس را در همه تاریخ رقم زده است. هنوز چین به تماشای فیلم ننشسته و معلوم نیست این فیلم چه زمانی آنجا اکران شود.

این فیلم «انتقام جویان: جنگ بی‌نهایت» را به رتبه دوم راند تا این فیلم ابرقهرمانی در چهارمین هفته اکرانش با فروش ۲۸.۷ میلیون دلار دیگر، جایگاه دوم را از آن خود کند. مجموع فروش «انتقام جویان»‌ در باکس آفیس آمریکا به رقم ۵۹۵ میلیون دلار رسیده است.

در بازار جهانی نیز این فیلم ۸۴.۴ میلیون دلار دیگر فروش کرد که ۵۳.۷ میلیون دلار آن از بازار چین بود. مجموع فروش بین‌المللی این فیلم یک میلیارد و ۲۱۸ میلیون دلار شده و با احتساب بازار آمریکا فروش کلی یک میلیارد و ۸۱۳ میلیون دلار را کسب کرده و  چهارمین فیلم پرفروش تاریخ نام گرفته است.

«کلوپ کتاب» فیلم دیگر تازه وارد هفته با فروش ۱۲.۵ میلیون دلار سومین جایگاه را کسب کرد. این فیلم ساخته بیل هولدرمن با بازی دایان کیتون، جین فوندا، کندس برگن و مری استین‌برگن ماجرای چهار دوست قدیمی را روایت می‌کند که تصمیم می‌گیرند یک کتاب پرفروش را با هم بخوانند.

فیلم «زندگی مهمانی» در دومین هفته نمایشش از نمایش در ۳۶۵۶ سالن سینما ۷.۷ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۳۱ میلیون دلار رساند.

« Breaking In» نیز در دومین هفته نمایش خود ۶.۵ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۲۸.۷ میلیون دلار رساند.

دیگر فیلم تازه وارد به باکس آفیس آمریکا «سگ‌های نمایشی» است که فروشی ۶ میلیون دلاری را تجربه کرد. این فیلم خانوادگی درباره یک سگ پلیس است.

کمدی « Overboard» نیز در سومین هفته اکرانش ۴.۷ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۳۶.۹ میلیون دلار رساند و فیلم هفتم باکس آفیس آمریکا شد.

«یک جای بی‌صدا» در مکان هشتم با فروش ۱۷۶.۲ میلیون دلار پس از ۷ هفته، «رمپیج» در مکان نهم با فروش کلی ۹۲.۴ میلیون دلار پس از ۶ هفته و «حس خوبی دارم» ‌در مکان دهم باکس آفیس آمریکا با مجموع فروش ۴۶.۵ میلیون دلار پس از ۵ هفته جای دارند.

تاريخچه مينياتور در ايران

دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 02:16

واژة‌ «مينياتور» كه‌ مخفف‌ شدة‌ كلمة‌ فرانسوي‌ « ميني‌ موم‌ ناتورال‌» و به‌ معني‌ طبيعت‌ كوچك‌ و ظريف‌ است‌ و در نيمة‌ اول‌ قرن‌ اخير و حدوداً از دورة‌ قاجاريان‌ وارد زبان‌ فارسي‌ شده‌، اصولاً به‌ هر نوع‌ پديدة‌ هنري‌ ظريف‌ (به‌ هر شيوه‌اي‌ كه‌ ساخته‌ شده‌ باشد) اطلاق‌ مي‌شود و در ايران‌، براي‌ شناسايي‌ نوعي‌ نقاشي‌ كه‌ داراي‌ سابقه‌ و قدمتي‌ بسيار طولاني‌ است‌ به‌ كار مي‌رود . 
اين‌ هنر كه‌ به‌ اعتقاد اكثر محققان‌ در ايران‌ تولد يافته‌ ، بعد به‌ چين‌ راه‌ برده‌ و از دورة‌ مغول‌ها به‌ صورتي‌ تقريباً كامل‌تر به‌ ايران‌ برگشته‌ و هنرمندانِ ايراني‌ ،تلاش‌ بي‌ شائبه‌اي‌ را صرف‌ تكميل‌ و توسعة‌ آن‌ كرده‌اند ،از جمله‌ هنرهايي‌ است‌ كه‌ قابليت‌ به‌ تصوير در آوردن‌ تمامي‌ طبيعت‌ را در قالبي‌ كوچك‌ دارد ؛ اما نبايد چنين‌ پنداشت‌ كه‌ چون‌ مقياس‌ تصاوير در مينياتور سازي‌ بسيار كوچك‌ است‌، بنابراين‌ تنها بخش‌ كوچكي‌ از طبيعت‌ را مي‌توان‌ در اين‌ نوع‌ تابلوها تصوير نمود و يا چون‌ الهام‌ بخش‌ مينياتوريست‌، طبيعت‌ است‌ ،وي‌ ناچار مي‌باشد فقط‌ مناظري‌ از طبيعت‌ را ترسيم‌ كند ؛ هرگز چنين‌ نيست‌ ؛ بلكه‌ كوشش‌ در ايجاد و القاي‌ هر چه‌ بيشتر زيبايي‌ و تفهيم‌ آن‌ صفت‌ ويژه‌اي‌ است‌ كه‌ مينياتور سازي‌ را از ساير انواع‌ نگارگري‌ ايران‌ جدا مي‌كند و مينياتوريست‌، هنرمندي‌ است‌ كه‌ آن‌چه‌ را خود مي‌انديشد ،يا مي‌پندارد كه‌ بيننده‌ علاقه‌مند به‌ ديدن‌ آن‌ است‌، تجسم‌ مي‌بخشد و به‌ هيچ‌ وجه‌ تابع‌ مقررات‌ و قوانين‌ حاكم‌ بر فضاي‌ نقاشي‌ نيست‌ . 
مكاتب‌ مينياتورهاي‌ ايراني‌، از قرون‌ بعد از اسلام‌ آغاز شده‌ و در قرون‌ اولية‌ بعد از ظهور اسلام‌، هنر ايران‌ با ابتكاراتي‌ در خطوط‌ عربي‌ تداوم‌ يافته‌ و بهترين‌ نسخه‌هاي‌ قرآن‌ كريم‌ را هنرمندان‌ مبتكر ايراني‌ نوشته‌ و به‌ تزئين‌ و تذهيب‌ مصحف‌ شريف‌ پرداخته‌اند. طلاكاري‌ حواشي‌ و سرلوحة‌ قرآن‌ و طرحهاي‌ اسليمي‌ و ختايي‌ و گردش‌هاي‌ تركيب‌ بندي‌ آنها را به‌ شيوة‌ مخصوصي‌ كه‌ امروزه‌ آن‌ را «استيليزه‌» مي‌ناميم‌ ،ايرانيان‌ ابداع‌ كردند و در ادامة‌ اين‌ ابداع‌ و ابتكار بود كه‌ نقاشي‌ براساس‌ متن‌ كتب‌ و نوشته‌ها نيز رواج‌ يافت‌ كه‌ مينياتورهاي‌ مكتب‌ بغداد ، سرآغاز آن‌ است‌ . 
مكتب‌ بغداد، از آن‌ جهت‌ كه‌ نوعي‌ نقاشي‌ بدوي‌ است‌ ،تا حدودي‌ نشان‌ از فقدان‌ مهارت‌ و قدرت‌ هنري‌ سازندگانش‌ دارد و بيشتر در بردارندة‌ قصه‌ها و روايات‌ مذهبي‌ است‌. هنرمندان‌ مكتب‌ بغداد ،اكثراً ايراني‌ بوده‌اند و معمولاً نيز به‌ سفارش‌ و دستور رؤساي‌ قبايلِ عرب‌ ،كتب‌ خطي‌ را با ذوق‌ خود تزئين‌ مي‌كردند و روش‌ كار آنها به‌ اكثر نقاط‌ دورو نزديك‌ ايران‌ راه‌ يافته‌ بود و تا دوران‌ سلجوقيان‌ كه‌ نقاشي‌ ايران‌ ترقّيِ محسوسي‌ كرد، ادامه‌ يافت‌. 
با حملة‌ چنگيز به‌ ايران‌ و از رونق‌ افتادن‌ بغداد ،نخستين‌ فرمانروايان‌ مغول‌ در شمال‌ غربي‌ ايران‌ و در تبريز و مراغه‌ مستقر شدند و خواه‌ نا خواه‌ هنرمندان‌ نيز در آن‌ منطقه‌ گرد آمدند و به‌ دليل‌ علاقه‌ و تمايل‌ مغولان‌ به‌ هنر چيني‌، جذب‌ ذوق‌ آزمايي‌ در اين‌ زمينه‌ شدند . 
نا گفته‌ نبايد گذشت‌ كه‌ نقاشي‌ به‌ شيوة‌ چيني‌ها، با هجوم‌ مغولان‌ به‌ ايران‌ نيامد، بلكه‌ نقاشي‌ ايران‌ سالها قبل‌ از تهاجم‌ چنگيز با اسلوب‌ و روش‌هاي‌ هنر چين‌ در سراسر خاورميانه‌ شهرت‌ و اعتبار داشت‌ و در شاهنامة‌ فردوسي‌ نيز به‌ اين‌ مطلب‌ اشاره‌ شده‌ است‌ .و احتمال‌ مي‌رود كه‌ تركان‌ سلجوقي‌ ،مروج‌ اين‌ شيوه‌ در ايران‌ بوده‌ باشند. منتهي‌ ايرانيان‌ شيوة‌ نقاشي‌ چيني‌ را با ديد خاص‌ هنري‌ خود تلفيق‌ كردند و كاشي‌هايي‌ كه‌ امروزه‌ نمونه‌هايي‌ از آن‌ در دست‌ است‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ سالها پيش‌ از حملة‌ مغول‌ به‌ ايران‌، همان‌ سبك‌ و شيوه‌ و رنگ‌ آميزي‌ و طراحي‌ كه‌ بعدها به‌ صورت‌ نقاشيِ كتب‌ ،مورد استفاده‌ قرار گرفت‌، در ايران‌ اعمال‌ شده‌ است‌ و اگر دست‌ حوادث‌ ،كتابخانه‌هاي‌ بزرگ‌ ايران‌ را معدوم‌ نكرده‌ بود ،امروز به‌ راحتي‌ مي‌توانستيم‌ نسخي‌ را كه‌ متعلق‌ به‌ دوران‌ پيش‌ از مغول‌ بوده‌ و همان‌ ويژگي‌ مينياتورهاي‌ مكتب‌ هرات‌ يا مراغه‌ و مكاتب‌ ديگرِ بعد از مغول‌ را داشته‌ است‌، ببينيم‌ . 
در ابتداي‌ حمله‌ مغولان‌ به‌ ايران‌، هنر نقاشي‌ به‌ واسطة‌ قتل‌ عام‌ هنرمندان‌ ،رونق‌ خود را از دست‌ داد ؛ ولي‌ بعد از گذشتِ چند سال‌، سران‌ مغول‌ به‌ فكر ترويج‌ هنر افتادند و براي‌ عملي‌ ساختن‌ اين‌ منظور ،عده‌اي‌ نقاش‌ چيني‌ را از راه‌ مغولستان‌ به‌ ايران‌ آوردند و كوشيدند تا نقاشي‌ چيني‌ را در ايران‌ رايج‌ سازند و هنرمندان‌ ايراني‌، اگرچه‌ تحت‌ تأثير اين‌ مسأله‌ قرار گرفتند، اما بر خلاف‌ نقاشان‌ چيني‌ ،هرگز طبيعت‌ را به‌ عنوان‌ نهايتي‌ از احساسات‌ و عواطف‌ و به‌ گونه‌اي‌ مجرد و انتراعي‌ ،مورد توجه‌ قرار نداند و بيشتر به‌ انسان‌ و تفكراتي‌ در حالات‌ انساني‌ پرداختند و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ كمتر مينياتور ايراني‌ را بدونِ صورت‌ و هيأت‌ انساني‌ مي‌توان‌ يافت‌. 
از سوي‌ ديگر مينياتور سازان‌ ايراني‌، هرگز پيوندهاي‌ خود را با شعر، فرهنگ‌ و شيوه‌هاي‌ تفكر بومي‌ نبريده‌ و افسانه‌ها، اساطير، قهرمانان‌ ملي‌، سنن‌ و شيوه‌هاي‌ زندگي‌ ايراني‌، همواره‌ نمودي‌ آشكار در آثار آنان‌ داشته‌ و اين‌ وابستگي‌ به‌ زندگي‌ و اعتقادات‌ ملي‌ به‌ حدي‌ نيرومند و قوي‌ است‌ كه‌ به‌ مينياتور ايراني‌، عليرغم‌ پيوندها و نقاط‌ مشترك‌ فراوانش‌ با ساير مكاتب‌ آسيايي‌ (از جمله‌ شيوه‌هاي‌ نقاشي‌ هندي‌ ،چيني‌ و ژاپني‌) وجهة‌ خاصي‌ مي‌دهد و باعث‌ تمايزش‌ از هنر ساير ملت‌ها و ممالك‌ مي‌شود . 
اين‌ وضعيت‌ تا دوران‌ ايلخانيان‌ و تيموريان‌ ادامه‌ داشت‌ و به‌ قدري‌ مورد توجه‌ بود كه‌ يكي‌ از شاهزادگان‌ تيموري‌ به‌ نام‌ «بايسنغرميرزا» كه‌ خطاطي‌ هنرمند بود، سرپرستي‌ امور هنري‌ را در شهر هرات‌ به‌ عهده‌ گرفت‌ . 
در آن‌ زمان‌ ،شهر هرات‌ مركز تجمع‌ هنرمندان‌ شده‌ بود و معروف‌ است‌ كه‌ فقط‌ در يك‌ آموزشكدة‌ نقاشي‌، شصت‌ استاد به‌ تعليم‌ هنرجويان‌ و انجام‌ سفارشات‌ محوله‌ اشتغال‌ داشتند. معروفترين‌ استادكاران‌ مكتب‌ هرات‌ «كمال‌ الدين‌ بهزاد» است‌ كه‌ كتاب‌ مصور و معروفي‌ به‌ نام‌ ظفرنامة‌ تيموري‌ دارد و به‌ جرأت‌ مي‌توان‌ آثار وي‌ را از لحاظ‌ حالت‌ چهره‌ها، حركت‌ قلم‌، انتخاب‌ موضوع‌ و نمايش‌ دادن‌ وقايع‌، سرآمد تمام‌ مينياتورهايي‌ دانست‌ كه‌ قبل‌ يا بعد از او در ايران‌ ساخته‌ شده‌ است‌ . 
روي‌ هم‌ رفته‌ آثار مينياتور ايران‌ در مكتب‌ هرات‌، به‌ علت‌ سابقة‌ ممتد و آزادي‌ عمل‌ قابل‌ توجهي‌ كه‌ بعد از مكتب‌ بغداد براي‌ هنرمندان‌ به‌ وجود آمد، به‌ حدي‌ پيشرفت‌ نمود كه‌ آثار دوره‌ هنر نقاشي‌ و مينياتور سازي‌ ايران‌، بعد از دورة‌ هرات‌ با همان‌ شرايط‌ تكميل‌ يافتة‌ خود ،به‌ عصر صفويان‌ منتقل‌ شد و بعد از آنكه‌ تبريز به‌ عنوان‌ پايتخت‌ انتخاب‌ گرديد، استاد كمال‌ الدين‌ بهزاد به‌ آنجا دعوت‌ و عهده‌ دار سمت‌ رياست‌ كتابخانة‌ سلطنتي‌ شد و همراه‌ با استادكاران‌ بزرگ‌ اين‌ دوره‌ نظير، آقا ميرك‌، سلطان‌ محمد، حسين‌ پاكوب‌ و عده‌اي‌ ديگر كوشيد تا اين‌ هنر را تعالي‌ و تكامل‌ بخشد . 
سبك‌ و مكتب‌ نقاشي‌ دوره‌ صفويه‌ 
سبك‌ و مكتب‌ نقاشي‌ دوره‌ صفويه‌ را در يك‌ تقسيم‌بندي‌ كلي‌ مي‌توان‌ در دو بخش‌ كاملاً جدا از هم‌ مورد بررسي‌ قرار داد: 
اول‌ ـ مكتب‌ تبريز ،كه‌ تا وقتي‌ پايتخت‌ به‌ قزوين‌ منتقل‌ شد به‌ همان‌ شيوه‌اي‌ كه‌ ذكر آن‌ گذشت‌ ،تداوم‌ داشت‌. مينياتورهاي‌ اين‌ دوره‌ ،همه‌ در يك‌ نوع‌ و از لحاظ‌ ظرافت‌ كاري‌ و حركت‌ قلم‌ و طرح‌ و رنگ‌ ،دنبالة‌ مكتب‌ هرات‌ است‌ و فقط‌ مختصري‌ با آن‌ تفاوت‌ دارد . 
دوم‌ ـ مكتب‌ اصفهان‌ ،كه‌ بعد از انتقال‌ پايتخت‌ به‌ اصفهان‌ شكل‌ گرفت‌ و طي‌ آن‌ سبك‌ و شيوة‌ كار، دچار دگرگوني‌هايي‌ كاملاً چشمگير شد كه‌ نمونة‌ بارز و مشخص‌ آن‌ ،نقوش‌ تزئيني‌ مساجد اصفهان‌، كاخ‌ چهل‌ ستون‌ و عمارت‌ عالي‌ قاپو، است‌ . 
معروفترين‌ نقاش‌ اين‌ دوره‌، رضا عباسي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ شاه‌ عباس‌ دوم‌ صفوي‌ در اصفهان‌ مي‌زيست‌. 
شاه‌ عباس‌ نيز چون‌ خود نقاش‌ بود.(هم‌ اينك‌ نمونه‌هايي‌ از آثار هنري‌ او در موزة‌ گلستانِ تهران‌ موجود است‌)، توجه‌ خاصي‌ به‌ گسترش‌ هنر نقاشي‌ داشت‌ و به‌ دليل‌ تشويقي‌ كه‌ از هنرمندان‌ به‌ عمل‌ مي‌آورد ،مينياتور سازي‌ در دورة‌ او از جهت‌ توسعه‌ ،قدرت‌، مهارت‌ و سرعت‌ كار نقاشان‌ ،ترقي‌ فوق‌ العاده‌اي‌ كرد و هنرمندان‌ توانستند در حدي‌ وسيع‌تر از مكتب‌هاي‌ هرات‌ ،تبريز و قزوين‌ با هنر چيني‌ فاصله‌ بگيرند و با ساده‌ كردن‌ نقوش‌ و سرعت‌ عمل‌ بيشتر، نقاشي‌ را از روي‌ صفحة‌ كاغذ به‌ صورتي‌ ديواري‌ درآورند . 
در آثار اين‌ دوره‌ ،نقوش‌ تزئيني‌ و گردش‌هاي‌ اسليمي‌ و ختايي‌ و انواع‌ ساقه‌ها و گلبرگ‌ها بسيار متنوع‌ شده‌ و اشكال‌ آن‌ كه‌ قبلاً از چند نوع‌ گل‌ و برگ‌ و اسليمي‌ ريز تجاوز نمي‌كرد، به‌ بيش‌ از پنجاه‌ نوع‌ اسليمي‌ و گل‌ ابتكاري‌ بالغ‌ گرديده‌ است‌ . 
موضوعي‌ كه‌ از اواخر دورة‌ صفويه‌ و بعد از آن‌ در سبك‌ نقاشي‌ ايران‌ خودنمايي‌ كرد، نفوذ سايه‌ روشن‌ است‌ كه‌ البته‌ از روش‌ نقاشي‌ اروپايي‌ اقتباس‌ شده‌ و در دورة‌ زنديه‌ ادامه‌ يافته‌ و باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ سبك‌ شيراز شده‌ است‌ . 
سبك‌ و شيوة‌ آثار هنري‌ دورة‌ زنديه‌ ،به‌ استثناي‌ نقوش‌ شاخه‌ها و گل‌ و برگ‌ كه‌ اختصاص‌ به‌ آن‌ دوره‌ دارد، در قسمت‌ صورت‌ سازي‌ و سايه‌ روشن‌ها و طراحي‌ تصاوير و مناظر ،تفاوت‌ چنداني‌ با شيوه‌هاي‌ ديگر رايج‌ در ايران‌ ندارد. البته‌ از اواخر دورة‌ صفويه‌ ،نقاشي‌هايي‌ در دست‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد شيوة‌ نقاشي‌ به‌ طريقة‌ سايه‌ روشن‌ دار، در اواخر اين‌ دوره‌ ،شروع‌ به‌ خودنمايي‌ كرده‌ است‌ . 
مكتب‌ نقاشي‌ قاجار 
مكتب‌ نقاشي‌ قاجار ،كه‌ از زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ رونق‌ و رواج‌ يافته‌ ،تا حدودي‌ متأثّر از سبك‌ شيراز و داراي‌ پرسپكتيو است‌ و به‌ طور مساوي‌ از نقاشي‌هاي‌ ايراني‌ و اروپايي‌ مايه‌ گرفته‌ است‌ و در اواخر دوره‌، به‌ تدريج‌ نفوذ سبك‌ اروپايي‌ در نقاشي‌ ايران‌ زياد شده‌ است‌ . 
آثار معروفِ محمود خان‌ ملك‌ الشعراي‌ صبا نيز مربوط‌ به‌ همين‌ زمان‌ است‌ و اين‌ استاد ،پيشرفت‌ هنر اروپا را در نظر داشته‌ است‌ . 
كمال‌ الملك‌ نيز هنگامي‌ كه‌ جهت‌ مطالعه‌ به‌ ايتاليا و فرانسه‌ سفر كرده‌ بود، به‌ دليل‌ اينكه‌ نمي‌توانست‌ يا نمي‌خواست‌ پذيراي‌ سبك‌ نقاشي‌ امپرسيونيسم‌ باشد ،به‌ كپيه‌ برداري‌ از آثار استادكاران‌ عصر رنسانس‌ پرداخت‌ و به‌ همين‌ جهت‌ در بازگشت‌ به‌ ايران‌ و تأسيس‌ مدرسة‌ صنايع‌ مستظرفه‌ (كمال‌ الملك‌) در آخرين‌ سالهاي‌ حكومت‌ قاجاريه‌ ،به‌ تعليم‌ شيوه‌هاي‌ نقاشي‌ عصر رنسانس‌ پرداخت‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌ ،بعد از گذشت‌ چند سال‌، شيوه‌هاي‌ نقاشان‌ عصر قاجاريه‌ از بين‌ رفت‌ هنرمندان‌ آزاد به‌ كپيه‌ برداري‌، گراورو استفاده‌ از باسمه‌هاي‌ چاپ‌ شده‌ اروپا پرداختند و با تهية‌ آثاري‌ از شاهنامة‌ فردوسي‌ و شمايل‌هاي‌ مذهبي‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند . 
بعد از سقوط‌ قاجاريه‌، نقاشي‌ ايران‌ دو شكل‌ كاملاً جدا از هم‌ ،پيدا كرد و هنرمندان‌ در دو دسته‌ مستقل‌ به‌ ادامة‌ كار هنري‌ خود پرداختند : 
گروه‌ اول‌ شاگردان‌ كمال‌ الملك‌ بودند. نظير: حسنعلي‌ وزيري‌، ابوالحسن‌ صديقي‌ ،محمد علي‌ حيدريان‌، حسن‌ شيخ‌ و... كه‌ همگي‌ به‌ شيوة‌ خودِ استاد و اقتباس‌ از طبيعت‌ كار مي‌كردند و دستة‌ دوم‌ را افرادي‌ نظير محمد ابراهيم‌ نقاش‌ باشي‌، آقا امامي‌، هادي‌ تجويدي‌، علي‌ درودي‌، حسين‌ بهزاد، حاج‌ مصور الملكي‌ ،محمد علي‌ تذهيب‌ ،ميرزا احمد نقاش‌، محمد مدبر و... تشكيل‌ مي‌دادند كه‌ با استفاده‌ از تكنيك‌هاي‌ مختلف‌ و به‌ وسيلة‌ استفاده‌ از رنگ‌ روغن‌ يا آبرنگ‌ ،مينياتورهاي‌ ريز يا تابلوهاي‌ بزرگ‌ نقاشي‌ مي‌كردند و موضوعات‌ تابلوهاي‌ آنان‌ را نيز ،بيشتر مسايل‌ و موضوعات‌ ملي‌ تشكيل‌ مي‌داد . 
در همين‌ سال‌ها، علاوه‌ بر مدرسة‌ صنايع‌ مستظرفة‌ سابق‌، هنرستان‌ هنرهاي‌ ملي‌ نيز تأسيس‌ شد و عده‌اي‌ از هنرمندان‌ قديمي‌ به‌ تهران‌ آمدند و موسسة‌ صنايع‌ قديمه‌ را تأسيس‌ كردند .تا اينكه‌ در سال‌ 1339 ش‌ كلية‌ مؤسسات‌ هنري‌ كه‌ زير نظر ادارات‌ مختلف‌ به‌ كار اشتغال‌ داشتند در سازمان‌ واحدي‌ متشكل‌ شدند و به‌ اين‌ ترتيب‌ ادارة‌ كل‌ هنرهاي‌ زيباي‌ كشور تأسيس‌ شد و چند سال‌ بعد به‌ صورت‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و هنر درآمد. 
از ميان‌ استادان‌ حاضر ، افرادي‌ نظير علي‌ كريمي‌ ، محمود فرشچيان‌ ، محمد تجويدي‌ ، علي‌ مطيع‌ ،محمد علي‌ زاويه‌ ، نصرت‌ الله‌ يوسفي‌ ، عبد الله‌ باقري‌ و... كه‌ اكثراً نيز جز و آموزش‌ ديدگان‌ مدرسة‌ صنايع‌ قديمه‌ هستند و نزد كمال‌ الملك‌، هادي‌ تجويدي‌، احمد امامي‌ يا علي‌ درودي‌ آموزش‌ ديده‌اند، هنوز تلاشي‌ صميمانه‌ در جهت‌ حفظ‌ و نگهداشت‌ اين‌ هنر ارزنده‌ دارند و هر يك‌ شاگردان‌ متعددي‌ تربيت‌ كرده‌اند كه‌ در حد خود در حكم‌ حيثيتي‌ و الا براي‌ مينياتور سازي‌ ايران‌ هستند . 
هم‌ اينك‌ نبض‌ مينياتورسازي‌ ايران‌ در اصفهان‌ مي‌تپد و هنرمندان‌ برجستة‌ اين‌ رشته‌، مهارت‌ و كارآيي‌ خود را در رابطه‌ با ارزش‌هاي‌ منبعث‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ ،صرف‌ تجسم‌ بخشيدن‌ به‌ نمادهايي‌ روشن‌ و صريح‌ از اسلام‌، انقلاب‌ ،زندگي‌ مردم‌، سنت‌هاي‌ سالم‌ و ادبيات‌ انساني‌ اين‌ مرز و بوم‌ مي‌كنند و ظرافت‌ ،وسعت‌ طرح‌، گوناگوني‌ نقش‌ و تنوع‌ رنگي‌ كه‌ در كارهاي‌ آنان‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد ،بيشتر از آنجا ناشي‌ مي‌شود كه‌ هر كدامشان‌ به‌ سهم‌ خود ،پيوسته‌ در فكر اعتلاي‌ هنر ارزشمندشان‌ هستند . 
زيربناي‌ مينياتور ،طراحي‌ است‌ و قدرت‌ قلم‌ طراح‌ در انتقال‌ مفاهيم‌ ذهني‌ بر روي‌ كاغذ مي‌تواند نقش‌ مؤثري‌ در بافت‌ اثر و ارزش‌هاي‌ آن‌ داشته‌ باشد . 
طرح‌هاي‌ مينياتور ايران‌، با بهره‌ گرفتن‌ از واقعيات‌ و به‌ مدد انديشة‌ هنرمندان‌، پيوسته‌ در جهت‌ تكامل‌، گسترش‌ يافته‌ و غناي‌ اين‌ هنر بيشتر از هر چيز ،حاصل‌ جستجو و تلاش‌ هنرمندان‌ در زمينة‌ دستيابي‌ به‌ فضاي‌ تازه‌تر است‌ . 
سياه‌ قلم‌ ،يكي‌ از انواع‌ مينياتور است‌. ويژگي‌ اين‌ نوع‌ مينياتور ،در مقايسه‌ با ديگر انواع‌ نگاره‌ها كه‌ تنوع‌ بيشتري‌ دارند، سادگي‌ و استفاده‌ از رنگ‌ كمتر است‌ و اين‌ خصوصيت‌ در مينياتور سفيد قلم‌ نيز به‌ چشم‌ مي‌خورد . 
در گونة‌ ديگري‌ از مينياتورهاي‌ ساده‌ كه‌ به‌ سياه‌ قلم‌ رنگي‌ موسوم‌ است‌، قسمت‌هايي‌ از طرح‌ با رنگ‌هاي‌ متنوع‌ آراسته‌ مي‌شود. 
رنگ‌هاي‌ روحي‌ كه‌ معمولاً نقوش‌ ظريف‌ و نازك‌ كاري‌هاي‌ مينياتور با آن‌ ساخته‌ و پرداخته‌ مي‌شود، بازگوكنندة‌ احساسات‌ رقيق‌ و انساني‌ هنرمند بوده‌ و از آن‌ بيشتر براي‌ تجسم‌ بخشيدن‌ به‌ حالات‌ دروني‌ و بيان‌ احساس‌هايي‌ كه‌ ريشه‌ در پاكي‌ سرشت‌ انسان‌ دارد ،استفاده‌ مي‌شود . 
گونة‌ ديگر از رنگ‌هايي‌ كه‌ در ساخت‌ مينياتور مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد ،رنگ‌هاي‌ جسمي‌ است‌. اين‌ نوع‌ رنگ‌ كه‌ از غلظت‌ و ثبات‌ بيشتري‌ برخوردار است‌ براي‌ ساخت‌ تابلوهاي‌ پركار مصرف‌ مي‌شود و بازگو كنندة‌ آن‌ دسته‌ از خصوصيات‌ و حالاتي‌ است‌ كه‌ در تضاد با احساسات‌ لطيف‌ و انساني‌ مي‌باشد . 
نقوش‌ تمثيلي‌ پرندگان‌ و حيوانات‌ گوناگون‌ به‌ همراه‌ طرح‌هاي‌ شاخه‌ و گل‌ و برگ‌ و خطوط‌ اسليمي‌ و ختايي‌، بخش‌ مهمي‌ از مينياتور را تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ تذهيب‌ تشعير نام‌ دارد و معمولاً اطراف‌ و كنارة‌ نگاره‌ها با آن‌ تزئين‌ مي‌شود . 
در بسياري‌ موارد تشعير و تذهيب‌ ،مراحل‌ نهايي‌ در ساخت‌ يك‌ اثر مينياتوري‌ هستند و با انجام‌ آنها، كار تهية‌ نگاره‌ نيز به‌ پايان‌ مي‌رسد .

 


منابع‌ و مآخذ مورد استناد :
1ـ فيلم‌ « مينياتور» كارگردان‌ حميد سهيلي‌ ؛ نويسنده‌: م‌ حسن‌ بيگي‌ ؛ تهيه‌ شده‌ در سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ . 
2ـ هنر نقاشي‌ ايران‌ ـ نوشته‌ م‌ كيانمهر مجله‌ تلاش‌ ، شماره‌ 61 ،شهريور ماه‌ 1355 ش‌ . 
3ـ تذهيب‌، هنري‌ كه‌ با اسلام‌ رشد كرد ؛نوشتة‌ رزمي‌ پور ، مجله‌ دستاورد، شمارة‌ هفتم‌ ، خرداد ماه‌ 1357 ش‌ . 
4ـ استاد علي‌ كريمي‌ ، نابغه‌اي‌ از دودمان‌ خط‌ و نقش‌ ، گفتگو با استاد كريمي‌ ، مجله‌ دستاورد ، شمارة‌ سوم‌ بهمن‌ ماه‌ 1356 ش‌ . 
http://www.e-resaneh.com

 

 

 

 

برگزیدگان جشنواره کن ۲۰۱۸ مشخص شدند

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 02:53

سینماپرس: مراسم اختتامیه هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن برگزار شد و فیلم «دله دزدها» ساخته هیروکازو کوره-ادا از ژاپن، جایزه نخل طلای کن ۲۰۱۸ را به خود اختصاص داد.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر، فستیوال فیلم کن، مراسم اختتامیه خود را شروع و کیت بلانشت رییس هیات داوران جوایز بخش‌های اصلی رقابت را به برندگان اهدا کرد.

مراسم در ساعت ۷:۱۵ به وقت محلی (۹:۴۵ به وقت تهران) آغاز شد و ادوارد بائر به عنوان مجری روی صحنه رفت.

جایزه دوربین طلایی بهترین فیلم بلند اول به فیلم «دختر» ساخته لوکاس دونت رسید. ویکتور پولستر ستاره ۱۶ ساله فیلم دونت جمعه شب در بخش جانبی نوعی نگاه موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر شده بود.

جایزه دوربین طلایی توسط هیات داورانی اهدا شد که از اعضای آن می‌توان به اورسولا مایر کارگردان سوئدی، ماری آماچوکلی کارگردان فرانسوی، آیریس بری کارگردان فرانسوی-آمریکایی، سیلوین فیگ رییس کمپانی سینه‌فیز، جین لاپوایری فیلمبردار و آرنو و ژان-ماری لاریو نویسنده اشاره کرد.

جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه به خاطر فیلم «تمام این مخلوقات» به چارلز ویلیامز رسید. هیات داوران این بخش توسط برترند بونلو کارگردان فرانسوی هدایت شد و از دیگر اعضای آن می‌توان از خلیل جوریگ کارگردان لبنانی، والسکا گریسباخ کارگردان آلمانی، آلانته کاوایت کارگردان اهل لیتوانی و آریان لابد بازیگر اهل فرانسه نام برد.

در کنار آلیس رورواچر برای فیلم «شاد مثل لازارو»، نادر ساعی‌ور برای فیلم «سه رخ» موفق به کسب جایزه بهترین فیلمنامه کن ۲۰۱۸ شد.

سامال یِسلیامووا برای نقش‌آفرینی در فیلم «آکیا» جایزه بهترین بازیگر زن را از آن خود کرد.

جایزه بهترین کارگردان به پاول پاولیکفسکی رسید. او با فیلم «جنگ سرد» پس از سه سال به فستیوال کن بازگشته بود.

مارسلو فونته برای فیلم «داگ‌من» جایزه بهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد. این فیلم توسط ماتیو گارونه کارگردانی شده است.

فیلم «کفرناحوم» به کارگردانی نادین لَبَکی موفق به کسب جایزه هیات داوران شد.

فیلم «کتاب تصاویر» جدیدترین اثر ژان-لوک گدار جایزه «نخل طلای ویژه» را از آن خود کرد.

کیت بلانشت در سخنرانی خود از جعفر پناهی و کیریل سربرنیکوف نویسنده و کارگردان روس تجلیل کرد که هیچ کدام در مراسم حضور نداشتند.

اسپایک لی آمریکایی با فیلم «مرد سیاه کو کلاکس کلن» برنده جایزه بزرگ کن شد.

اسپایک لی هنگام دریافت جایزه خود اول از نخستین سفر خود به فستیوال کن در سال ۱۹۸۶ سخن گفت و بعد به وضعیت فعلی دنیا اشاره کرد. او گفت: مردم فکر می‌کنند من می‌دانم در آمریکا چه خبر است اما نمی‌دانم. نظر شما درباره اتفاق‌هایی که در دنیای امروز می‌افتد چیست؟ من به این فیلم به عنوان سالی در خطر زندگی کردن اشاره می‌کنم.

کیت بلانشت در توضیح اهدای جایزه «نخل طلای ویژه» که برای نخستین بار در تاریخ فستیوال فیلم کن اهدا می‌شود، گفت: ما به عنوان هیات داوران خواستار اهدای یک جایزه ویژه به کارگردانی شدیم که فرم هنری فیلم را به چالش می‌کشد و به سمت جلو هدایت می‌کند.

فیلم «دله دزدها» یا «Shoplifters» ساخته هیروکازو کوره-ادا از ژاپن که یک درام خانوادگی است_  با وجود اینکه تحسین همه را برانگیخته بود ولی به عنوان فیلمی با شانسی نه چندان زیاد برای کسب جایزه اصلی به حساب می‌آمد_ جایزه نخل طلای کن ۲۰۱۸ را به خود اختصاص داد.

یکی از نقاط اوج اختتامیه امشب زمانی از راه رسید که آسیا آرجنتو که برای اهدای جایزه بهترین بازیگر زن به سامال یسلیامووا روی صحنه رفته بود، به تهیه‌کننده رسواشده هالیوود اشاره کرد و گفت: هاروی واینستین برای من مزاحمت ایجاد کرد. این فستیوال زمین شکار او بود. حتی همین امشب هم افرادی اینجا حضور دارند که باید به خاطر رفتارشان مسئول شناخته شوند. خودتان می‌دانید چه کسانی هستید، اما مهم‌تر از همه ما می‌دانیم شما چه کسانی هستید و دیگر به شما اجازه نمی‌دهیم قسر در بروید.