تبلیغات

ناگفته های ترلان پروانه از فراری

پنج شنبه, 20 ارديبهشت 1397 09:16

 بازیگر فیلم فراری

ترلان پروانه به خاطر سیمای زیبایش از همان کودکی مورد توجه رسانه ها قرار گرفت . او در سن 3 سالگی از طرف یک شرکت آگهی جهت ساخت یک تیزر تبلیغاتی دعوت شد.ترلان پروانه

ترلان پروانه

بین بچه هایی که از سه چهار سالگی وارد حرفه بازیگری شدند، تعداد کمی از آن ها عمر حضورشان در این عرصه دورقمی شد و اکثرا در همان سال های کودکی و نوجوانی از دور خارج شدند. ترلان پروانه یکی از آن هایی است که از کودکی وارد حرفه بازیگری شد و حالا در آستانه ورود به دهه سوم زندگی اش، به بازی در نقش های اصلی در فیلم های سینمایی مهم هم رسیده است. او با بازی در نقش کودکان در سریال های تلویزیونی کارش را استارت زد و پله پله بالا آمد و کم کم سر و کله اش در فیلم های سینمایی هم پیدا شد.

 

ترلان پروانه بازیگر سینما و تلوزیون


سال 90 و زمانی که او برای بازی در فیلم «آهوی پیشونی سفید» (سید جواد هاشمی) پروانه زرین کودک و نوجوان را گرفت، نشان داد حالا دیگر از مرز بازی کردن در نقش کودکان عبور کرده و می تواند در نقش های متفاوت هم حضور داشته باشد. 
امسال او با دو کارگردان مطرح یعنی علیرضا داودنژاد و سعید سهیلی در جشنواره فجر حضور دارد. اگرچه نقشی که در فیلم داودنژاد بازی کرده نقش به مراتب بهتر و مهم تری است.


کار با علیرضا داودنژاد برای هر بازیگری یک اتفاق مهم است. مهم از این جهت که او استاد بازی گرفتن و معمولا همه کسانی که جلوی دوربینش قرار می گیرند، می درخشند. مصاف شما با این اتفاق و این تجربه خاص چطور بود؟


کار با آقای علیرضا داوودنژاد برای هر بازیگری اتفاقی مهم و فراموش نشدنی است. من هم این احساس را داشته و دارم. ایشان علاوه بر این که استاد بازی گرفتن از بازیگر هستند، تعامل بسیار خوبی هم با بازیگران دارند که همین مسئله باعث درخشش کارهایشان می شود.


حالا که از نزدیک با داودنژاد همکاری کردید، می توانید براساس تجربیاتتان بگویید این کارگردان تعاملش با بازیگرها چطور است که معمولا جلوی دوربین او شاهد درخشش بازیگران هستیم؟


آقای داودنژاد درعین حالی که بسیار سختگیر و جدی هستند، تعامل بسیار خوب و مثبتی با بازیگرها دارند. از هیچ پلانی به سادگی نگذشتند. محدودیت هایی که برخی مواقع مانع می شود کارگردان بهترین صحنه را به تصویر بکشد، برای آقای داودنژاد معنا نداشت.


کمی هم راجع به خودت در این فیلم صحبت کنیم، با «فِراری» باید منتظر اتفاقی خارق العاده از طرف ترلان پروانه باشیم و یک بازی ویژه ببینیم؟


نهایت تلاش خود را برای این که یک اتفاق خوب رقم بزنم به کار بردم و قضاوت را به بیننده های کار می سپارم. البته نه تنها من بلکه کل گروه تمام توان و تلاش خود را برای درخشان شدن این اثر را به کار بردند.

 

ترلان پروانه در فیلم فراری


محسن تنابنده در چند سال اخیر به یکی از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون ما تبدیل شده است، بازی در کنار او چطور بود. از نظر تعامل و همراهی و این که چقدر در انتقال حس بازی به تو به عنوان پارتنرش کمک می کرد؟


بازی در کنار بازیگران حرفه ای بهترین شانس هر بازیگری است. در کودکی و نوجوانی این افتخار را داشتم در کنار بزرگان سینما بازی کنم. در فیلم فراری هم بازی در کنار آقای تنابنده برای من افتخار بود. آقای تنابنده همراه بسیار خوبی بودند و با توجه به این که کار از نظر زمانی طولانی تر از سایر پروژه ها بود، این همراهی از طرف ایشان کمک کننده بود.


گویا قبل از انتخابت به عنوان نقش اصلی فیلم «فراری» آقای داودنژاد برای این نقش از تعدادی نابازیگر تست گرفته بود اما در نهایت تصمیم گرفت این نقش را به یک بازیگر حرفه ای که با قاب دوربین آشنایی دارد بسپارد. در جریان این ماجرا هستید و اصلا آقای داودنژاد به شما گفت که چطور شد به انتخاب شما رسید؟


آقای داودنژاد از تعداد زیادی نابازیگر تست گرفته بودند. وقتی من را به دفترشان دعوت کردند فقط یک جمله گفتند که همین جمله در طول کار و لحظات سخت ملکه ذهن من بود. گفتند:«ترلان، گلنار قصه «فراری» تو هستی، مگر این که بهتر از تو پیدا کنم.»


گلنار، نقشی که در «فراری» بازی می کنی برایت کاراکتر آشنایی نبود؟ یعنی با توجه به سن و سالت با چنین دخترهایی از نزدیک رو به رو شده بودی تا بتوانی از آن ها برای ایفای این نقش الهام بگیری؟


گلنار دختر ساده ای با رویاهای بزرگ است. چندان از نزدیک آشنا نبودم اما وقتی برای این نقش انتخاب شدم پس از آنالیزکردن نقش حس کردم به دخترهایی شبیه گلنار نزدیک شوم. حتی قبل از شروع کار سفری به شمال داشتم تا از نزدیک به فضای زندگی گلنار برسم.


با توجه به حضور این فیلم در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر، چقدر به موفقیت آن در این دوره و مرحله بعد در ارتباط با بازخوردهای مخاطبان امیدواری؟


همیشه کارهای آقای داودنژاد خاص بوده و مخاطب از دیدن آن لذت می برد. البته نه این که چون در فیلم سینمایی «فراری» بازی کردم این را بگویم. این جمله را به عنوان یک مخاطب کارهای ایشان گفتم.


فکر می کنی قصه این فیلم می تواند مخاطبان سخت پسند سینما را با خودش همراهی کند؟


قصه «فراری» متفاوت تر از بقیه کارهای آقای داودنژاد است و به نظر من قصه آن می تواند نظر مخاطب را جلب کند به طوری که تماشاگر تا انتها با آن همراهی کند.


اگر بخواهی قیاس کنی، «فراری» به کدام یک از کارهای قبلی آقای داودنژاد نزدیک تر است. خیلی ها اعتقاد دارند حال و هوای آن نزدیک به فیلم «بچه های بد» است؟


به نظر من «فراری»، «فراری» است و آن را مقایسه نمی کنم.


کمی از این فیلم فاصله بگیریم. بر امسال علاوه بر «فراری» فیلم «گشت ارشاد 2» را هم در بخش مسابقه داری. چطور برای بازی در این فیلم انتخاب شدی؟


از دفتر آقای سهیلی تماس گرفتند و پس از مذاکرات اولیه حضورم در آن قطعی شد. فیلم سینمایی «گشت ارشاد» فیلمی است که نقش های اصلی آن به دوش آقایان است اما بازیگران زن هم در بطن ماجرا هستند.


قسمت اول «گشت ارشاد» را در زمان اکرانش دیده بودی؟


بله دیده بودم.


قسمت دوم آن به اندازه قسمت اولش جذاب هست؟ همان طور که خودت گفتی کاراکترهای اصل آقایان هستند. اصلا کاراکترهای زن در متن ماجراهای آن هستند؟


بله همین طور است ضمن اینکه این فصل جذابیت های خاص خودش را دارد.


امسال که دو تا فیلم در جشنواره داری و در یکی از آن ها هم نقش اصلی بازی می کنی، به گرفتن سیمرغ هم فکر می کنی؟


فکرکردن به سیمرغ برای هر بازیگری شیرین است اما هدف نیست. من هیچ وقت هنگام پذیرفتن نقش به سیمرغ فکر نمی کنم. برای من ایفای درست نقش مهم است. این که توانسته باشم نقشی را درست به تصویر بکشم. هرچند سیمرغ جشنواره بال های زیبایی دارد و داشتن آن برای هر بازیگری مایه افتخار است و قطعا برای من هم داشتن سیمرغ اهمیت زیادی دارد. سوال شما من را یاد روزی انداخت که پروانه زرین بهترین بازیگر نوجوان را از جشنواره بین المللی کودک و نوجوان گرفتم. هر چند هنگام بازی در فیلم سینمایی «پیشونی سفید» به پروانه زرین فکر نمی کردم اما لحظه دریافت آن یکی از معدود لحظات شیرین و پرخاطره زندگی ام بود.


• داودنژاد بعد از کلاس هنرپیشگی که آن را به سبک و سیاق خودش و با حضور اقوام و نزدیکانش ساخت، در فراری دوباره به سمت بازیگران حرفه ای آمده و نقش های اصلی اش را به محسن تنابنده و ترلان پروانه سپرده است.


• فراری یکی از فیلم های مهم جشنواره امسال است. این فیلم سال پیش همین موقع در مرحله فیلمبرداری بود و به جشنواره سال گذشته نرسید.


• فراری قصه دختری است که از شمال به تهران می آید و در این مسیر با یک راننده تاکسی همسفر می شود.


• یکی از ویژگی های بارز فیلم های داودنژاد، بازی بازیگرانش است. او از مادر و مادربزرگش هم بازی های خوب گرفته. از همین رو خیلی ها معتقدند که دو بازیگر اصلی فیلم یعنی محسن تنابنده که البته همیشه خوب است و ترلان پروانه بازی های شگفت انگیزی در این فیلم داشته اند.


• داودنژاد ابتدا قصد داشت نقش نگار را که قهرمان زن فیلم فراری است، به یک نابازیگر بسپارد و به خاطر همین از کلی بازیگر تست گرفت اما در نهایت به این تصمیم رسید که این نقش سخت را به ترلان پروانه بسپارد.

فرهادی: اولویتم ساخت فیلم در ایران است

پنج شنبه, 20 ارديبهشت 1397 06:45

اصغر فرهادی درنشست خبری فیلم «همه می‌دانند» در جشنواره کن گفت همچنان اولویت من ساخت فیلم در ایران است و امیدوارم فیلم جدیدم در ایران نیز اکران شود.

به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی که به همراه «پنه لوپه کروز»، «خاویر باردم»، «ریکاردو دارین» و تهیه‌کننده این فیلم «الکساندر ماله‌گای» و «آلوارو لونگاریو» در این نشست خبری حضور یافته بود درباره ابعاد مختلف این فیلم صحبت کرد. 

وی درباره ساخت فیلم در یک فرهنگ و زبان دیگر و رسیدن به ایده‌های ساخت و ساختاربندی آنها با توجه به این که تاکنون یک فیلم در فرانسه و یک فیلم در اسپانیا ساخته گفت: واقعا کار کردن در یک فرهنگ و زبان دیگر کار دشواری است اما یک راه وسطی هم وجود دارد، من درباره مشترکات میان فرهنگ‌ها کار کردم و اگر قرار بود درباره موضوعات لوکال (داخلی) آنها فیلم بسازم نمی‌توانستم. به این اعتقاد دارم و بارها این را گفته‌ام یکی از دلایلی که در فرهنگ‌های دیگر کار کرده‌ام و در آینده نیز ممکن است کار کنم این است که احساس می‌کنم آنقدری که رسانه‌ها این تصور را ایجاد کرده اند که آدم‌ها در گوشه کنار جهان با هم متفاوت هستند واقعیت ندارد، ما به لحاظ احساسی در همه جای دنیا بیشتر شبیه هم هستیم، عشق، نفرت و خشم همه این‌ها حس‌هایی هستند که در همه جای دنیا شبیه هم هستند اما شکل بیان این احساسات در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است و ما باید بدانیم که چقدر شبیه هم هستیم. این هم برای افراد سایر فرهنگ‌ها که تصوراتی درباره مردم کشورم دارند مفید هست و هم برای کسانی که در کشورم زندگی می‌کنند و تصور می‌کنند افراد سایر نقاط جهان خیلی متفاوت از خودشان هستند.

وی در ادامه توضیح داد: در فرنسه اول فیلمنامه را نوشتم و بعد به دنیال بازیگر گشتم اما در مورد فیلم «همه می‌دانند» از ابتدا می‌دانستم که قرار است بازیگران آن «خاویر باردم» و «پنه‌ لوپه کروز» باشند. «باردم» را چند سال پیش در لس‌آنجلس دیده بودم و «کروز» را نیز چند سال بعد در مادرید ملاقات کردم. در واقع من می‌خواستم این فیلم را زودتر بسازم اما مجبور شدم برای چند هفته به ایران بازگردم و در انجا احساس کردم که باید فیلمی  در کشورم بسازم و فیلم «فروشنده» را ساختم. سپس به پروژه این فیلم در اسپانیا بازگشتم و «خاویر» و «پنه لوپه» خیلی بیشتر از آنچه معمولا بازیگران انجام می‌دهند در فرآیند ساخت این فیلم به من کمک کردند و این تجربه بسیار خوبی بود.

فرهادی در پاسخ به سوالی درباره پایان بندی متفاوت فیلم «همه می‌دانند» در مقایسه با سایر آثار مشابه خود توضیح داد: بیشتر فیلم‌هایی که می‌نویسم دارای پایان باز است. خودم خیلی موافق این اصطلاح نیستم. دوست دارم وقتی قصه تمام می‌شود یک قصه جدید در ذهن تماشاگر شکل بگیرد که این آدم‌ها چه سرنوشتی خواهند داشت و بیننده نگران سرنوشت آنها باشد. هر موقع که نوشتم و از سن ۱۳ سالگی هر چه که نوشتم این گونه بوده و بسیاری فکر می‌کنند برای نوشتن قصه‌ها در ذهنم خیلی حساب کتاب می‌کنم اما باید بگویم که در مرحله اول همه چیز از قلب و دورنم می‌آید و وقتی به پایان داستان نزدیک می‌شوم به خودی خود این‌گونه می‌شود و تعمدی در کار نیست. اما از این بابت خوشحالم چون این نوع پایان‌بندی این امکان را فراهم می‌کند که ما آدم‌ها را در پایان قصه فراموش نکنیم و فکر کنیم قصه بعدی چه خواهد بود.

 درباره این که این فیلم چقدر ایرانی است نیز باید بگویم این فیلم در ظاهر کاملا اسپانیایی است و خوشحالم که اسپانیایی‌هایی که دیشب فیلم را دیدند این وجه از فیلم را کاملا تشخیص دادند. اما یک روح ایرانی و شرقی نیز در فیلم وجود دارد. در هنر کلاسیک ایرانی، هنرمندان تلاش می‌کردند سازنده اثر دیده نشود و این چیزی است که آقای کیارستمی نیز در فیلم‌هایش انجام می‌داد و دوست داشت کارگردان در فیلم دیده نشود و این یک ایثارگری است. ما در معماری و در هنرمان در مقطعی این را دارشتیم. تمام تلاش من این بود که در این فیلم به نظر بیاید کارگردان نیست. حذف کامل خالق اثر چیزی است که در واقع روح شرقی این فیلم است.

«پنه لوپه کروز» بازیگر نقش اصلی این فیلم نیز با اشاره به این که برای بازی در این فیلم دستمزدی برابر با همسرش «خاویر باردم» گرفته با تمجید از اصغر فرهادی گفت: او به همه جزئیات دقت فراوانی دارد و همه اشتباهات ما را تشخیص می‌داد. کم می‌خوابید و تمام دیالوگ‌های ما را خط به خط حفظ بود و همه آنها را به ما یادآوری می‌کرد. شما هرگز نمی‌توانید سر او کلاه بزارید! فرهادی دیدی باز برای بحث و گفتگو دارد و به کوچکترین مسائل نیز دقت می‌کند.

«خاویر باردم» دیگر بازیگر این فیلم نیز گفت فرهادی یکی از اسپانیایی‌ترین فیلم‌ها را ساخته است، حتی بیشتر از فیلم‌های کارگردان اسپانیایی. او خود را وقف فیلم می‌کند و به جزئیات توجه زیادی دارد.

فرهادی در این نشست خبری عنوان کرد همچنان اولویت من ساخت فیلم در ایران است و فیلم‌هایم را نیز تا جایی که بشود سعی می‌کنم در ایران نمایش دهم. درباره این فیلم هم نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد و فیلم دوباره تدوین می‌شود یا خیر. من کار خودم را می‌کنم و اگر امکان نمایش آن فراهم شود بسیار خوشحال می‌شوم. در یکی دو روز گذشته پیام‌های محبت آمیز زیادی از ایران دریافت کردم و مردم از نمایش فیلم در افتتاحیه کن خوشحال بودند. میل قلبی من نمایش فیلم در ایران است.

کنسرت ریچارد کلایدرمن در ایران

چهارشنبه, 19 ارديبهشت 1397 10:14

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ریچارد کلایدرمن پیانیست و موزیسین سرشناس همراه با ارکستر حرفه‌ای در تاریخ 1 و 2 تیرماه در سالن وزارت کشور روی صحنه خواهد رفت تا برای نخستین بار پذیرای دوستدران موسیقی ایرانی در اجراهایش باشد.

کلایدرمن در اولین اجرای رسمی خود در ایران غافلگیری ویژه‌ای را نیز برای مخاطبان ایرانی خود دارد و قطعه «ای ایران» را قرار است با پیانو برای دوستداران ایرانی‌اش بنوازد.

کارنامه کاری این هنرمند جهانی بسیار غنی و پربار است و بارها و بارها مورد تقدیر بسیاری از بزرگان حوزه موسیقی قرار گرفته است.

مخاطب ایرانی بیشتر با آثاری چون: کاج نقره‌ای، ماه آتش، قلب طلایی، نامه‌ای به مادرم، خاطرات و کریسمس از این هنرمند خاطره دارند و این فرصت برای آنها بوجود آمده که بتوانند از نزدیک شاهد هنرنمایی وی باشند.

«کلایدرمن» تا کنون بیش از 1200 ملودی ضبط کرده‌است و با فروش بیش از 80 میلیون نسخه دارای 270 صفحهٔ طلایی و 70 صفحهٔ پلاتینیوم است. وی سبک رمانتیک نوینی را با تلفیق موسیقی کلاسیک و پاپ ساخته و استاندارد جدید از اجرای پیانو را که برای اغلب علاقه‌مندان پیانو و حتی مبتدیان قابل اجراست پدیدآورده است.

بسیاری از جوانان علاقه‌مندی شان به پیانو و موسیقی کلاسیک را مدیون آشنایی با موسیقی وی می‌دانند. در حقیقت موسیقی «کلایدرمن» همانند پلی موسیقی پاپ را به موسیقی کلاسیک پیوند زده، گرایش و درک موسیقی کلاسیک به ویژه موسیقی سازی را برای مردم دنیا آسان‌تر نموده‌است. در کتاب رکوردهای جهانی گینس، از وی به عنوان «موفق‌ترین نوازنده پیانو در سراسر دنیا» نام برده شده‌است.

این کنسرت به همت موسسه «رویال هنر» و تهیه کنندگی «مجید عبدی» برگزار خواهد شد و بلیت فروشی این کنسرت نیز از روز سه شنبه 18 اردیبهشت ساعت 14 در سایت «ایران کنسرت» آغاز خواهد شد.

 

چند ماهی می‌شد که در محافل سینمایی صحبت از فیلم آن سوی ابرها بود. جدیدترین فیلم فیلمساز مورد اعتماد جناح‌های مختلف نظام که این‌بار دوربینش را به هند برده و فیلمی در سرزمین هفتاد و دو ملت ساخته بود. فیلمی که گمان می‌رفت هم در مجامع و فستیوال‌ها و هم نزد عامه مردم موفق خواهد شد. پیشینه مجیدی و نزدیکی او به نهادها و ارگان‌های تصمیم‌ساز فرهنگی نیز این پندار را تقویت می‌کرد. در این بین شایعاتی نیز به وجود آمده بود: این‌که مجید مجیدی شانس اول جشنواره فجر امسال برای ربودن عنوان بهترین فیلم است، این‌که بهترین فصل اکران از پیش برای فیلم آن سوی ابرها رزرو شده است و در کل این‌که به ‌هر حال فیلم مجید مجیدی روزهای خوشی در پیش دارد؛ اما…

 

دومینو

دومینوی رخدادهای غیر قابل پیش‌بینی در مورد فیلم مجید مجیدی اما به یک‌باره شروع به ریزش کرد؛ اول این‌که فیلم آن سوی ابرها برخلاف پیش‌بینی‌هایی که وجود داشت در هیچ ‌یک از فستیوال‌های درجه یک و به‌اصطلاح رده الف برگزیده نشد. نه این‌که این فیلم جایزه‌ای نبرده باشد؛ نه؛ بلکه این فیلم را هیچ فستیوال معتبری حتی برای حضور و رقابت در بخش اصلی انتخاب نکرد. باز هم این اتفاق می‌توانست با توجه به شرایط سینمای روز و نیز پیشینه این کارگردان اتفاق نرمالی قلمداد شود. به‌خصوص می‌دانستیم جهت‌گیری فستیوال‌های جهانی در قبال سینمای ایران در سال‌های اخیر تغییرات بنیادینی یافته و جو و فضای حاکم بر فستیوال‌ها کاملا با سال‌هایی که فیلم‌های مجیدی و کسانی چون ابوالفضل جلیلی و طالبی و… جوایز را درو می‌کردند، متفاوت شده است. شاید در حال و هوای این تغییرات بود که شایعاتی در آن روزها رواج یافت که می‌گفت برای دلجویی از این سینماگر معتمد هم شده باشد، با سیمرغ‌های مهم جشنواره فجر این شکست برای مجید مجیدی جبران خواهد شد. اما وقتی خبر رسید که فیلم آن سوی ابرها در جشنواره فیلم فجر حضور ندارد این شایعه نیز رنگ باخت.

حقیقت این است که عدم حضور فیلم آن سوی ابرها در بخش رقابتی و به عبارتی تنها بخش فستیوال سی‌و‌ششم فجر اتفاق عجیبی بود. برخی می‌گفتند هیأت انتخاب این فیلم را رد کرده و عده‌ای دیگر نیز عنوان کردند که این فیلم اصلا فرم شرکت در جشنواره را پر نکرده است. این نیز خود به شایعاتی جدید دامن زد؛ شایعاتی از این دست که مجیدی با توجه به فضای فیلمش از خطراتی که ممکن بود حواشی جشنواره‌ای برای اکران عمومی آن سوی ابرها موجب شود، هراس داشته….

تمام این صحبت‌ها و بحث‌ها و حواشی این فکر را به اذهان می‌آورد که اولویت اصلی آن سوی ابرها اکران است. اکرانی که با توجه به فضای سینمای ایران و سابقه نمایش فیلم‌ها در سال‌های گذشته به نظر می‌آمد که در تعطیلات نوروز خواهد بود.

 

ترفند؟

وقتی گفته شد که آن سوی ابرها روز بیست‌و‌پنجم بهمن ماه اکران خواهد شد، خیلی‌ها این خبر را باور نکردند. این زمان اکران که تا همین پارسال که خوب بد جلف پیمان قاسمخانی روی پرده آمد و اذهان را در مورد این زمان تغییر داد، به زمان مرده اکران معروف بود؛ معایبی داشت که همه را به این باور می‌رساند که نمی‌تواند اولویت زمانی مجید مجیدی برای نمایش فیلمی باشد که روی موفقیت گیشه‌ای آن شرط‌ها بسته شده است. با این‌که در قراردادهای جدید اکران انتهای زمان اکران باز است و مادام که فیلمی بالاتر از کف فروش شورای صنفی نمایش بفروشد می‌تواند روی پرده دوام آورد، اما به ‌هر حال این‌که مجیدی امید داشته باشد که بعد از چهار هفته اکران فیلمش به فروش خوبش ادامه داده و بنابراین اکران تعطیلات نوروز را نیز به دست آورد، ریسکی بود که به نظر نمی‌آمد مجیدی ذاتا محافظه‌کار به آن تن دهد.

به همین دلیل هم بود که شایعاتی رواج یافت مبنی بر این‌که مجیدی فیلمش را با تأخیر روانه پرده خواهد کرد تا عملا اکران نوروز را نیز به دست آورد. گمانه‌ای بدبینانه که قوانین ناقص و البته دست باز پخش‌کنندگان برای بازی با فیلم‌های مستقل و حمایت از شماری خاص را به پرسش می‌گرفت؛ البته وقتی خبر رسید که آن سوی ابرها آماده نمایش نشده و اکرانش با تأخیر مواجه شده، خیلی‌ها با لبخندهای مشکوک به استقبال این بدبینی رفتند. اوضاع به کام کسانی بود که می‌خواستند دیگران نیز بدبینی‌هايشان را در این مورد باور کنند.

 

دوبله هندی!

روز بیست‌و‌پنجم بهمن قرار بود آغازین روز اکران فیلم آن سوی ابرها باشد؛ اما فیلم‌های دیگر روی پرده آمدند ولي از این فیلم خبری نشد. این اتفاق در روزهای اول توضیحی به همراه نداشت؛ اما وقتی سوالات در این مورد زیاد شد و این اتفاق خود به خود در رسانه‌ها بهانه‌ای شد برای زیر سوال‌بردن صداقت سازنده و پخش‌کننده آن سوی ابرها، محمدرضا صابری، مدیرعامل شرکت نور تابان و پخش‌کننده فیلم آن سوی ابرها از سایه برون آمد و اعلام کرد که اکران فیلم سینمایی آن سوی ابرها به دلیل آماده‌نشدن نسخه دوبله فیلم متوقف شده است.
این پخش‌کننده ضمن اعلام این‌که «نمایش مردمی این فیلم که برای آن بلیت‌فروشی‌ شده و قرار است با حضور مجید مجیدی و محمدرضا گلزار برگزار شود، منتفی نشده» علت تعویق اکران این فیلم را چنین توضیح می‌دهد: علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته به دلیل آماده‌نشدن نسخه دوبله فیلم اکران فیلم آن سوی ابرها به تعویق افتاده است و تا پایان ‌سال ٩٦ اکران نمی‌شود.

آماده نشدن نسخه دوبله فیلم را مجید مجیدی نیز به‌عنوان تنها عامل دخیل در توقف اکران فیلمش عنوان می‌کند. این کارگردان با اشاره به این‌که آن سوی ابرها کاملا در هند ساخته شده است و زبان فیلم نیز هندی است، گفت: نسخه فیلم همراه با زیرنویس برای نمایش آماده شده بود اما من دوست داشتم که همزمان با نمایش نسخه زیرنویس، نسخه دوبله فیلم نیز به نمایش در بیاید اما متاسفانه علی‌رغم تلاش‌هایی که از سوی دوستان و پخش فیلم انجام شد، نسخه دوبله فیلم آن گونه که مدنظر من بود فراهم و آماده نشد و مورد پسند من نبود و لذا تصمیم به توقف اکران فیلم گرفتیم.

 

۶ ماه در محاق؟

شرایط در این مدت جوری پیش رفته که با این‌که هنوز به سهولت نمی‌توان صداقت سازندگان آن سوی ابرها را پذیرفت، اما این نکته که «انصراف یک فیلم از اکران در عین ثبت قرارداد با تأخیری ٦ماهه در اکران مواجه خواهد شد» این راه فرار را نیز برای پخش‌کننده و مجیدی ایجاد می‌کند که شاید هم این اتفاقات واقعا تصادفی به‌وقوع پیوسته و نباید دنبال طرح و نقشه در پس و پشت این ماجراها بود. اما این قانون چیست؟ بیایید داستان را از اول با هم مرور کنیم: یک فیلم قرار بوده از ٢٥ بهمن روی پرده آید که این اتفاق نمی‌افتد و اکران فیلم با یک هفته تأخیر مواجه می‌شود، اما چندی بعد دوباره اعلام می‌شود که اکران این فیلم که یک‌بار به دلیل مشکلات فنی از ۲۵ بهمن به دوم اسفند موکول شده بود، بار دیگر به تعویق افتاده و دست‌اندرکاران پخش این فیلم اعلام کرده‌اند به دلیل آماده نبودن نسخه دوبله، فیلم تا پایان امسال اکران نخواهد شد.
در چنین شرایطی قانون حکایت از این دارد که طبق روال قبلی آیین‌نامه شورای صنفی نمایش، انصراف از اکران در عین ثبت قرارداد با تأخیری ٦ماهه در اکران مواجه خواهد شد، اما این‌که آیا با فیلم آن‌سوی ابرها هم مطابق با همین روال برخورد و این فیلم تا ٦ ماه آینده از اکران محروم خواهد شد یا آن‌که به‌عنوان یکی از گزینه‌های اکران نوروزی روی پرده خواهد رفت، حکایتی دیگر است که درنهایت صداقت مجید مجیدی و گروهش را نشان خواهد داد.

 

اتفاقات مشکوک

آنچه باعث شده خیلی‌ها در صحت ادعای آماده نبودن دوبله فیلم شک کنند، مسائلی است که در این چند وقت اخیر رخ داده است. اول این‌که اعلام شد مخاطبان از پیش‌خرید اینترنتی آن‌سوی ابرها کمترین استقبالی نکرده‌اند و این عدم اقبال در شرایطی رخ داده که دست‌اندرکاران پخش، اکرانی مردمی با حضور محمدرضا گلزار که کمترین ربطی به فیلم ندارد ترتیب داده بودند تا مخاطبان را تهییج کنند به تماشای فیلم. اقدامی که گویا چندان مثمرثمر نبود و درنهایت شور لازم برای اکران فیلم در این مقطع را ایجاد نکرد و به گفته بدبینان یکی از عواملی که در تعویق اکران فیلم موثر افتاد همین بود. درواقع وقتی نقد سینما گزارش داد آن‌سوى ابرها با وجود حضور محمدرضا گلزار در اکران مردمی، پیش‌فروش ناامیدکننده‌ای در سینماتیکت داشت، خیلی‌ها به این باور رسیدند که ممکن است این خبر دودلی در اکران فیلم را نزد دست‌اندرکاران ایجاد کرده باشد. از این نیز نباید گذشت که رسانه‌ها و منتقدانی که فیلم را از هر طریق دیده‌اند بیشترشان از آن به‌عنوان یک فیلم ناامیدکننده نام برده‌اند که با توجه به سابقه فیلمسازی مجیدی و نیز توقعی که از این فیلم وجود داشت باورکردنی نیست و این باور را به وجود می‌آورد که شاید مجید مجیدی قصد ایجاد تغییراتی در فیلمش دارد.

 

در اکران مردمی آن سوی ابرها چه گذشت؟

اکران مردمی آن سوی ابرها با حضور کارگردان فیلم و محمدرضا گلزار در پردیس سینمایی کورش برگزار شد. مجید مجیدی پیش از آغاز نمایش فیلم با اشاره به حادثه سقوط هواپیمایی تهران- یاسوج گفت: امروز هموطنان بسیاری داغدار سانحه سقوط هواپیمای تهران- یاسوج هستند و من به آنها تسلیت می‌گویم و خودمان را در غم آنها شریک می‌دانیم.

مجیدی با اشاره به تأخیر و تعویق اکران فیلم آن سوی ابرها گفت: امروز می‌خواهم برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها که مطرح شد، صادقانه اعلام کنم که خود من از ابتدا در کنار پخش‌کننده فیلم موافق زمان پخش این فیلم در شرایط و زمان موجود و تعیین‌شده نبودم.
مجیدی با اشاره به این‌که فیلم آن سوی ابرها کاملا در هند ساخته شده و زبان فیلم نیز هندی است، گفت: نسخه فیلم همراه با زیرنویس برای نمایش آماده شده بود اما من دوست داشتم که همزمان با نمایش نسخه زیرنویس، نسخه دوبله فیلم نیز به نمایش دربیاید اما متاسفانه علیرغم تلاش‌هایی که از سوی دوستان و پخش فیلم انجام شد، نسخه دوبله فیلم آن‌گونه که مدنظر من بود، فراهم و آماده نشد و مورد پسند من نبود و لذا تصمیم به توقف اکران فیلم گرفتیم.

مجیدی با تشکر از حضور محمدرضا گلزار در اکران مردمی فیلم گفت: معمولا برای فیلم‌ها حامی‌های مختلف مالی گرفته می‌شود اما من تصمیم گرفتم از هنرمندان خوب کشور که مورد اقبال مردم هستند، به‌عنوان حامی مردمی فیلم استفاده کنیم و وقتی من این مسأله را با محمدرضا گلزار در میان گذاشتم، ایشان پذیرفت و استقبال خوبی کرد و من از محمدرضا گلزار بسیار سپاسگزارم. وی ادامه داد: محمدرضا گلزار جزو سوپراستارهایی است که ۲دهه سوپراستار هستند. یکی از دلایل این مسأله این است که وی بسیار مردمی بوده و خیلی خوب و تمیز زندگی کرده است.

مجیدی با اشاره به حضور یک‌ساله خود در هند گفت: بعد از ساخت فیلم سلام بمبئی در هند من هرجا می‌رفتم، از محمدرضا گلزار به نیکی یاد می‌شد. یکی از رمزهای موفقیت محمدرضا گلزار همین وجه مردمی‌بودن و خوب زندگی‌کردن است و خود من به بازی گلزار علاقه دارم و فیلم بوتیک به کارگردانی حمید نعمت‌الله و با بازی محمدرضا گلزار یکی از فیلم‌های مورد علاقه من است. مجیدی با اشاره به علاقه‌مندی نوجوانان و جوانان به محمدرضا گلزار گفت: بسیار علاقه‌مند بودم تا یک‌بار فیلم آن سوی ابرها را همراه با جوانان و نوجوانان تماشا کنم.

محمدرضا گلزار نیز طی سخنانی گفت: حضور در این مراسم افتخاری برای من است و مجید مجیدی حق بزرگی به گردن ما، سینمای ایران و کشور دارد. وی ادامه داد: زمانی که ما در هند سر فیلم سلام بمبئی کار می‌کردیم، هر فردی که به ما می‌رسید، سراغ مجید مجیدی را از ما می‌گرفت و تصور می‌کردند که مجیدی نیز با ما در فیلم همکاری می‌کند و ما گاهی برای این‌که امتیازی برای خود به دست بیاوریم، می‌گفتیم بله، آقای مجیدی هم در کنار ما هستند. من امروز با افتخار آمدم این فیلم را ببینم و همه ما باید از فیلم‌هایی مانند آن سوی ابرها حمایت کنیم.

سینماپرس: پروژه سینمایی «گوتی» پس از هفت سال، آماده اکران شده و در هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن به نمایش در می آید.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر،  پس از هفت سال از اعلام شروع پروژه فیلم سینمایی «گوتی» با بازی «جان تراولتا» که روایت‌گر رییس خانواده جنایی «گامبینو» است در جشنواره کن اکران می‌شود.

جدیدترین فیلم جان تراولتا در روز ۱۵ ماه می همزمان با فیلم «سولو: داستان جنگ ستارگان» اثر «ران هووارد» و پیش از اکران «زیر دریاچه نقره‌ای اثر دیوید رابرت میچل» در سالن «لومییر» اکران خواهد شد.

«گوتی» همچنین اکران جهانی‌اش را با نمایش در سالن «سَله بونوئل» در محل «پَلِ دو فِستیوال» خواهد داشت.

انتظار ۷ ساله ساخت و اکران این فیلم و تغییر مکرر عوامل فیلم از جمله کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی، همه بر جذابیت اکران این فیلم افزوده است.  

ابتدا «نیک کاساوِتس» قرار بود کارگردانی این فیلم را برعهده گیرد که بخاطر تغییرات زیاد در برنامه‌ریزی نتوانست هماهنگ شود و سرانجام «بَری لِوینسن» کارگردانی آن را برعهده گرفت و «جیمز توباک» نویسندگی فیلم‌نامه را عهده‌دار شد.

«آل پاچینو» قرار بود نقش معاون رییس گامبینو «نیل دِلاکروچه» را ایفا کند که نهایتا این نقش را «استِیسی کیچ» بازی کرد.

«کیا مورگان» مدیر تولید «گوتی» در این مورد گفت: این انتظار ۷ ساله قطعا ارزشش را دارد زیرا این فیلم یک شاهکار است و یکی از بهترین فیلم‌هایی است که در این سال‌ها دیده‌ام.

جان تراولتا علاوه بر حضور در اکران این فیلم همچنین در ۱۶ می مستر کلاسی برگزار خواهد کرد و در مراسم چهلمین سال اکران فیلم «گریس» شرکت خواهد کرد.