تبلیغات

نقد آن سوی ابرها,تگزاس و عصبانی نیستم

«تگزاس» اصلاً ارزش نقد شدن ندارد!

خجالت نکش-آن سوی ابرها-عصبانی نیستم

سینماپرس: جبار آذین منتقد و مدرس سینمای کشور همزمان با اکران ۷ فیلم جدید در سینماهای سراسر کشور گفت: در اکران دوم پس ازنوروز سینمای کشوربه اشغال ۷ فیلم «عصبانی نیستم»، «چهارراه استانبول»، «خوک»، «آن سوی ابرها»، «جشن دلتنگی»، «خجالت نکش» و «تگزاس» درآمده است؛ فیلم هایی که به جز «تگزاس» که به دلیل نازل و پیش پاافتاده بودن درمضمون و محتوا وساختارسینمایی، ارزش مکث و نقدراندارد، هرکدام ماجراها وحاشیه هایی باخودهمراه دارند و نمی توانند برای مخاطبان دارای جذابیت و برای سینمای ایران دارای ارزش محسوب شوند؛ این فیلم ها را در ۲ قسمت مرور می کنیم.

«عصبانی نیستم» فیلم بارها توقیف و آزادشده رضا درمیشیان که حاصل اعتراض ها و مواضع سیاسی سینمایی او در قبال رخدادهای سال ۸۸ است آنقدر در مشتمالخانه وزارت ارشاد بالا وپایین و کج و راست شده که اکنون جنازه بدون خطر آن به اکران در آمده است. «عصبانی نیستم» جدا ازمواضع درمیشیان درخصوص رویدادهای ناگوار فتنه ۸۸ ازمنظر سوژه، مضمون و ساختار سینمایی اثری تند و پرخاشگرایانه وسطحی است.

فیلمساز در این فیلم تنها درصدد نمایش سرگشتگی وبن بست و ناامیدی خود و قهرمان فیلمش با بازی نوید محمدزاده بوده وسهمی مناسب برای داستان وشخصیت پردازی و جذابیت های بصری و استانداردهای سینمایی نگذاشته است. «عصبانی نیستم» صرفاً اعتراض نامه تصویرشده احساسی یک سینماگر جوان عصبانی به اوضاع اجتماعی و سیاسی دیروز است که چندان جذابیتی برای مخاطب ندارد.

«خجالت نکش» نخستین ساخته سینمایی رضا مقصودی، فیلمنامه نویس شناخته شده سینما که درکارنامه هنری خود همکاری رسانه ای ونویسندگی وکارگردانی چند فیلم بلند ونیمه بلند را  به ثبت رسانده، یک فیلم به شدت سطحی و نازل شبه کمدی است که الگوهای سینمای فیلمفارسی را دستمایه ساخت خود قرارداده است.

«خجالت نکش» سوژه ای پیش پا افتاده و داستانی بدون مایه را درقالب فیلمکی ریخته که به رغم توانایی های قلمی مقصودی وتلاش اوبرای خنداندن تماشاگر و بهره گیری بدون خلاقیت از شوخی ها و دیالوگ های تکراری درفیلم های گیشه ای، کمتر تماشاگری راقادرمی سازد تا فیلم را تابه انتها تماشا کند. اگرحضور و دخالت کمال تبریزی درمیان داوران منتصب جشنپاره فیلم فجرنبود این فیلمک بدون امتیازمحتوایی و سینمایی اصلاً دیده نمی شد و ارزش آن را نداشت تا در جشنواره حضور داشته باشد.  

«آن سوی ابرها» ساخته سینمایی هندی مجید مجیدی فیلمساز برخاسته ازتعاملات واندیشه های ارزشی حوزه هنری، درکل به عنوان یک ملودرام اشک واحساس برانگیزهندی، فیلم بدی نیست و قابلیت ایستادن درردیف فیلم های ملودرام درجه سوم هندی و درجه دوم ایرانی را دارد.

«آن سوی ابرها» ازمنظرموضوع برای تماشاگرایرانی یک فیلم تلخ و سیاه با دورنمایی از کور سوی امید است چرا که نه مجیدی می توانست  آن را در ایران بسازد و نه سوژه آن می توانست دراندام یک فیلم ایرانی بنشیند!

شخصیت های اصلی این فیلم یک خواهر و برادراند که خواهر درمانده و بی نوا روسپی گری وبرادر بی پناه و روسیاه دزدی می کنند. باآنکه کارگردان «آن سوی ابرها» خسته از دنیای آلوده وتیره بزرگترها به دنیای کوچکتر ها و آینده امیدوارکننده آن ها درسایه علم و دین و عدالت دلبسته است اما این همه فقط در یک فیلم معمولی هندی جمع آمده است. فیلمی که بااندکی تفاوت در محتوا وساختار، تماشاگران ایرانی صدها مشابه از یادرفتنی  آن را باکلی سانسورخشن! از تلویزیون ایران ویاماهواره هادیده اند. ازهمین رو فیلم هندی مجید مجیدی برای ایرانیان، چیزتازه ای ندارد.

در نهایت اینکه ۳ فیلم مورداشاره باآنکه ویژگی ها و امتیاز هایی دارند، ولی برای سازندگان آن ها، مخاطبان سینماو سینمای کشور، آثاری امیدوار کننده نیستند!

Ertebat Bartar

Email این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید