نبرد نوشته کارلوس فوئنتس

سه شنبه, 06 شهریور 1397 14:44

« اما سیمون گفت نه، نه، نه، درس این نبود، درس ما این بود: قبول کنیم هرچیزی خیال می‌کنیم حقیقت است، و این که امروز فقط شاهد لحظه‌ای کوتاه از آن رشته‌ی بی پایان بودیم که حقیقت بر آن حک شده و ما نمی‌دانیم چیزی که دیدیم آیا بخشی از تخیل امروز ما بود، یا تخیلی که پیشاپیش ما شکل گرفته، یا تخیلی که خبر از تخیلی بعدی می‌دهد… »
نبرد، داستان انقلاب آزادی بخشِ آمریکای لاتین است. شخصیت اصلیِ داستان، “بالتاسار بوستوس” و عشق افسانه ایِ او و جدال آن با ایدئولوژی و هدف والای انقلاب و همچنین سیر تغییر نگاه او به اتفاقات پیرامونش، در فضای ملتهب و خشنِ آن روز های آمریکای لاتین، و حضورش در جنگ های مختلف در کنار رهبران آمریکای جنوبی از ویژگی های برجسته ی این رمان ارزشمند است.

معرفی کتاب نبرد نوشته کارلوس فوئنتس | رمان | پیشنهاد کتاب کتابیسم
معرفی کتاب نبرد نوشته کارلوس فوئنتس | رمان | پیشنهاد کتاب کتابیسم

نبرد ، به مانند دیگر آثار “کارلوس فوئنتس” از اصلی ترین و بزرگترین دغدغه‌ی او مایه می‌گیرد، یعنی آمریکای لاتین. برای فوئنتس، مکزیک و شیلی و یا اکوادور و آرژانتین هیچ تفاوتی ندارد، او فقط اتحاد و آزادی این قاره‌ی همیشه تحت سلطه را می‌خواهد، با این امید که دیگر هیچ‌گاه تاریخ تکرار نشود که پرتغال و یا اسپانیایی از آن سوی دنیا به امریکای‌جنوبی وارد شود و این خاک را به توبره بکشد.
اما مایه اصلی و اساسی این رمان، قلم بی همتای”کارلوس فوئنتس” است که توانسته از این هزار تویِ داستان های ریز و درشت و شخصیت های فراوان، داستانی رقم بزند که هیچ گاه خواننده در میانِ اسامی اشخاص و شهرها گم نشود. از سوی دیگر، باید به زبان و نحوه‌ی روایت داستان پرداخت. گذشته از ترکیبات و تشبیهات و کوتاهی بلندی جملات، یکی از ویژگی های قلم فوئنتس که به آن شهرت دارد، نحوه‌ی روایت کردن اوست، راوی و روایت در داستان نبرد در ابتدا بسیار ساده به نظر می‌رسد و تا آخر داستان همین روایت تک‌خطی ادامه پیدا می‌کند اما در سطور پایانی است که همین روایت ساده به غافلگیر کننده ترین اتفاق داستان تبدیل می‌شود.کاری که فوئنتس استادانه آن را انجام می‌دهد و همه‌ی رشته‌های گسسته‌ی داستان را با راویِ داستان بهم پیوند می‌دهد.
این کتاب با ترجمه‌ی فوق العاده‌ی عبدالله کوثری به فارسی ترجمه شده است و نشر ماهی آن را به چاپ رسانده است.
کارلوس فوئنتس در ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ در پاناما به دنیا آمد. او که اصلیتی مکزیکی دارد به دلیل شغل پدرش که یک دیپلمات مکزیکی بود، در کشورهای زیادی زیسته است، کشورهایی همچون شیلی، پاناما، آرژانتین و… . شاید همین امر دلیل علاقه شدید وی به آمریکای لاتین و به طور خاص مکزیک، باشد او که با مردم این کشورها زیسته و از تاریخ پر رنج آنها باخبر است، در اکثر نوشته‌هایش، هسته‌ی مرکزی داستان امریکای لاتین قرار دارد. از دیگر آثار او می‌توان به رمان‌های پوست انداختن، کنستانسیا، آب سوخته، زندانی لاس لوماس،درخت پرتقال و گرینگوی پیر اشاره کرد

کتابیسم

هویت نوشته میلان کوندرا

دوشنبه, 05 شهریور 1397 14:55

هویت رمان گیرا و جذاب از نویسنده چک-فرانسوی، میلان کوندرا است که در سال ۱۹۹۸ به زبان فرانسوی انتشار یافته است.کوندرا در این کتاب  به مسائلی چون شناساندن،روابط انسانی،جستجوی هویت و ملال و عشق می پردازد.

آن چیزی که در رمان هویت نیز به مانند سایر آثار کوندرا به چشم می خورد،پرداختن نویسنده به مسائل روانشناختی،فلسفی سیاست، ادبیات و تاریخ به صورت توامان است، همان روندی  که باعث شده  کوندرا به جای حرکت طولی در داستان  و پرداخت صرف به عناصر داستان در عرض و عمق داستان حرکت می کند.این همان ویژگی است که باعث فاصله گرفتن داستان از فضای سنتی و کلاسیک می شود.

ژان مارک و شانتال شخصیت های اصلی داستان زن و شوهری هستند که با عشق کنار یکدیگر  زندگی می کنند تا روزی که شانتال با گفتن جمله”دیگر مردها برای دیدن من سر بر نمی گردانند”جریان و روند زندگی را یه سوی دیگری می کشاند.

ژان مارک برای برگرداندن اعتماد به نفس و روحیه به همسرش برای وی از سوی مردی ناشناس نامه هایی می نویسد که در آنها از زیبایی و جذابیت شانتال تعریف میکند، شانتال این نامه ها را در کمد خود پنهان می کند غافل از اینکه همسرش نویسنده تمام نامه ها بوده است.

شانتال با فهمیدن موضوع همسرش را ترک می گوید و ژان مارک در می یابد که چه سوءتفاهم بزرگی رخ داده است.در هویت میلان کوندرا مرز بین خیال و واقعیت از جایی به بعد قابل تشخیص نیست و این موضوع نیز درگیری خواننده با رمان را دو چندان می کند.

کتابیسم

شوهر کمونیست من نوشته فلیپ راث

یکشنبه, 21 مرداد 1397 07:23

شوهر کومونیست من، تغییر یافته رمان فلیپ راث تحت عنوان «من با یک کمونیست ازدواج کردم» است که توسط فریدون مجلسی به فارسی ترجمه شده است و نشر نیلوفر آنرا به چاپ رسانده است، این رمان سیاسی بیانگر رویدادهای عصر مک‌کارتیسم در ایالت متحده و تصفیه‌های ضد کمونیستی در این دوره است.

روایت کتاب، به فرم مصاحبه (بیشتر با برادر قهرمان داستان) و روایت اول شخص راوی است. قهرمان داستان آیرا (که در رمان صرفا راجع به وی صحبت می‌شود و از زبان سایرین توصیف می‌شود)، یک گوینده رادیو و بازیگر تئاتر است که از زمان اشغال ایران پس از جنگ جهانی دوم، با مرام کمونیسم آشنا و تحت تاثیر قرار می‌گیرد، پرداخت شخصیت آیرا بسیار جالب بوده چراکه وی به مانند یک فرد متعادلی و ایده‌آلیست تصویر نشده بلکه تناقضات کارکتر وی با مرام کمونیستم بسیار واضح و ملموس است.

با وجود اینکه این رمان تحسین شده‌ترین اثر مولف آن نیست، اما مترجم و ناشر در «به گند کشیدن» اثر راث از هیچ تلاشی دریغ نکرده‌اند. تغییر عنوان به بدترین شکل ممکن آغازی بر این تلاش است. مشخص نیست که مترجم عزیز با چه منطقی تشخیص داده است که در نامگذاری رمان از بهترین نویسنده زنده امریکا توانمندتر است که دست به چنین کاری زده است، باز اگر نام رمان «همسر کمونیست من» بود، قابل تحمل‌تر بود اما فریدون خان ترحیج داده که تدقیق صورت دهد!!!. این خودبرتربینی مترجم نسبت به نویسنده در این جا پایان نمیابد و وقتی آقای مجلسی عزیز اثر راث را تبدیل به یک فاجعه می‌کند، که تصمیم می‌گیرد در «زبان» روایت نیز تغییراتی ایجاد کند. با توجه به فرم روایی رمان که بیشتر بر اساس مصاحبه و گفتگو است، زبان اصلی رمان بسیار نزدیک به زبان محاوره است در صورتیکه متن فارسی به طرز آزار دهنده‌ای کتابی نگاشته شده است. بماند که ترجمه اثر نیز به هیچ وجه روان و مناسب نبوده و خواننده در بعضی جاها وسوسه میشود نسخه اصلی را یافته و از گوگل ترنسلیت کمک بگیرد!

جدای از تلاش نویسنده برای اذیت کردن خواننده، ناشر نیز دست روی دست نگذاشته و چاپ اول را با بیشتر غلط‌های تایپی، ویرایشی و نگارشی منتشر کرده است، تقریبا در تمامی موارد هیچ “»” برای “«” درج نشده است و رمان پر است از اشتباهات تایپی. در مجموع خواندن این رمان را با ترجمه جناب مجلسی و از انتشارات نیلوفر، ابدا توصیه نمی‌کنم.

منبع : کتابیسم

رمان عادت می‌کنیم، رمان فوق العاده زیبایی از یک نویسنده نسل سوم زنان رمان نویس ایرانی است. این کتابپیرزاد همانند دیگر رمان‌های او، به فرانسه ترجمه و در پاریس نیز به چاپ رسیده است. زویا پیرزاد در دیگر رمان پرفروش خود، بعد از “چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم“، داستان زنی به نام آرزو را روایت می‌کند که ۴۱ ساله، مطلقه و دارای یک فرزند دختر است. داستان از جایی آغاز می‌شود که آرزو تصمیم می‌گیرد برای گذران زندگی و اعلام استقلال خود، آژانس مسکن پدرش را اداره کند. در ایران، این شغل بصورت معمول توسط مردان اجرا می‌شود؛ همین مسئله نمادی از سنت شکنی آرزو و به نوعی شنا کردن او در جهت مخالف آب است؛ و در خارج از شرکت، آرزو خودش را برای راحتی مادر و دخترش قربانی می‌کند، در حالیکه شخصیت‌های ظاهربین رمان خود را تنها با سرگرمی و خرید مشغول می‌کنند.

اولین حامی او در این شغل، شیرین دوست و همکار او در آژانس مسکن است. هر دو زن مستقل هستند و در عین حال، مشکوک به مردان، اما آرزو بعد از مدتی و علی رغم مخالفت مادر، دختر و دوستش، شیرین، گرفتار عشق یکی از کارکنانش می‌شود. درواقع آرزو نمادی از یک زن میانسال ایرانی است که در کشمکش میان سنت و مدرنیته قرار دارد. او پیش داوری‌ها برعلیه یک زن که در شغلی مردانه فعالیت دارد را خنثی می‌کند. اما ضعف او زمانی آشکار می‌شود که به “زرجو” دل می‌بندد و در دوراهی زرجو و ازدواج با او و یا مراقبت از دختر و مادرش به تنهایی، گرفتار می‌شود.

از ویژگی‌های منحصر به فرد رمان‌های پیرزاد می‌توان به نقش پررنگ و محوریت زنان، اشاره نمود. در رمان‌های او، مکان‌ها و موقعیت‌هایی که تا پیش از این منحصر به مردان بود، در سلطه زنان قرار دارد و با این کارپیرزاد توانسته تا مناسبات سنتی و کلیشه‌ای را برهم زند. علاوه بر این، دیگر ویژگی آثار پیرزاد، وجود مابه ازای خارجی و واقعی شخصیت‌های داستانه‌ایش در جامعه و اطراف خود ماست، که شاید ما از کنارشان به سادگی و بدون هیچ تأملی عبور می‌کنیم. با خواندن رمان عادت می‌کنیم، می‌توانیم درک خود را از شخصیت‌ها و مسائل اجتماعی مرتبط با آنها، مخصوصاً زنان جامعه، توسعه دهیم، زیرا شخصیت‌ها و رفتار آنها با جزئیات در این رمان، روایت شده‌اند.

کتابیسم

هری‌ پاتر و سنگ جادو

یکشنبه, 07 مرداد 1397 10:19

اولین کتاب از مجموعه رمان‌های هری‌ پاتر نوشته جی.کی. رولینگ است که در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار به چاپ رسید. و تقریبا تمامی جوایز مربوط به کتاب کودکان در انگلستان و ایالات متحده را کسب کرد. همچنین اکثر منتقدان نویسنده کتاب را مورد تحسین قرار دادند و بجز تعداد کمی ایراد که عمدتا مربوط به فصل آخر نوشته‌ةای وی می‌شد هری‌ پاتر و سنگ جادو (سنگ فیلسوفان) در حوزه ادبیات کودکان به عنوان یک اثر با کیفیت شناخته شد.

یا افزایش توجه عموم به این کتاب، بحث‌های پیرامون هری‌ پاتر و سنگ جادو نیز افزایش یافت و تا جایی که برخی نوشته‌‌های جی.کی. رولینگ را مشابه با آثار جین آستین (نویسنده فقید انگلیسی و الگوی رولینگ –به گفته خود وی-) مقایسه نمودند و او را همتراز با رولد دال (معروف‌ترین نویسنده کودک و نوجوان در بریتانیا تا قبل از معرفی شدن کتاب‌های هری‌ پاتر) دانستند.

افزایش محبوبیت هری‌ پاتر و سنگ جادو در میان جامعه در نهایت منجر به ساخت اولین فیلم در سال ۲۰۰۱ با عنوان هری‌ پاتر و سنگ جادو که در باره این کتاب بود توسط کمپانی وارنر بروس ساخته شود که اکران فیلم نیز موفقیت بسیاری را برای این کمپانی به همراه داشت که منجر به تولید فیلم‌های آتی از سری‌کتاب هایهری‌ پاتر شد.

از طرفی با انتشار هری‌ پاتر و سنگ جادو بسیاری از مذاهب آن را محکوم به ترویج مفاهیم جادوگری در بین مردم کردند و خواندن کتاب را ممنوع اعلام کردند، لیکن با گذشت زمان و مطالعه کتاب توسط اقشار مختلف گروه‌های مذهبی نیز این موضع خود را تعدیل کردند، زیرا که به اعتقاد اکثر خوانندگان به تصویر کشیدن دنیای جادوگران تنها به عنوان یک تمثیل برای درک بهتر و انتقال مفاهیمی مانند اهمیت اراده و اعتماد به نفس، قدرت تصمیم‌گیری و چگونگی شکل گرفتن شخصیت به کار گرفته شده است.

خلاصه داستان هری پاتر و سنگ جادو

اینفوگرافی هری پاتر و سنگ جادو -کاریکاتور کل داستان-، اولین کتاب از سری کتاب‌های هری پاتر نوشته جی. کی. رولینگ
اینفوگرافی هری‌ پاتر و سنگ جادو، اولین کتاب از سری کتاب‌های هری‌ پاتر نوشته جی.کی. رولینگ

داستان هری‌ پاتر و سنگ جادو از این قرار است که پس از کشته شدن والدین هری‌ پاتر، وی تا ۱۰ سالگی در نزد خاله خود زندگی می‌کند، و در این میان حوادثی برای وی رخ می‌دهد که غیر طبیعی هستند، لیکن کسی به هری در رابطه با خانواده‌اش و اینکه چه به سر آنها آمده چیزی نمی‌گوید.

علی رغم مخالفت‌‌های خاله و شوهر خاله‌اش، با کمک هگریت هری‌ پاتر در سن ده‌سالگی راهی مدرسه جادوگری هاگوارد می‌شود و با دوستان جدید خود رون ویزلی و هرمیون گرنجر آشنا می‌شود و  در آن مدرسه رفته رفته حقایق در باره والدینش برای او آشکار می‌شود.

وی در ادامه متوجه می‌شود که قاتل والدینش هنوز زنده است و قصد دارد تا با دستیابی به سنگ جادو عمر جاودانه بیابد. هری‌ پاتر این موضوع را با معلمان خود در میان می‌گذارد اما هیچ یک از آنها به حرف‌های او اهمیت نمی‌دهند، زیرا آنها دوست دارند به خود بقبولانند که لرد ولدرمورت (ارباب سیاه) مرده است.

بالاخره هری‌ پاتر به کمک دوستان خود موفق می‌شود که از نقشه ولدرمورت با خبر شود و قبل ار اینکه وی بتواند به هدفش دست یابد سنگ جادو را تصاحب می‌کند. البته این پایان کار نیست و اتفاقات و حوادث بسیاری در سال‌های آتی در انتظار هری‌ پاتر است.

کتابیسم