تبلیغات

محمدحسین نجاتی: سیما فردوسی در دهه هفتاد یکی از ستاره‌های تلویزیون در حوزه آموزش سلامت روان و روانشناسی بود. سیمای روانشناسی که مقابل دوربین با آرامش تکنیک‌هایی را به خانواده‌ها برای زندگی بهتر و ارتباط مناسب والد و کودک و نوجوان می‌داد و حالا به قول خود با سه نسل از ایرانی‌ها سر و کله زده است.

والدین متولد سال ۵۰ و کودکان آنها، دهه شصتی‌ها و حالا دهه هفتادی‌ها. وقتی صحبت از دهه هفتادی‌ها می‌شود، تعجب خاصی در چهره دارد. « دهه هفتادی‌ها خیلی متفاوت از دیگر نسل‌ها در ایران هستند و واقعا برای ارتباط با آنها باید آموزش دید»
سیما فردوسی استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران است و سالهات در حوزه خانواده مشاوره می‌دهد. او حالا در چهارمین دهه از فعالیت حرفه‌ای خود به سر می‌برد و معتقد است یکی از اصلی‌ترین راه‌ها برای حفظ کیفیت روابط خانوادگی در ایران، در معرض آموزش قرار گرفتن خانواده‌هاست. 

او در کافه خبر خبرآنلاین به بررسی چالش‌های سلامت روان دهه شصتی‌ها نیز پرداخت. نسلی که به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور طی سال‌های اخیر سختی‌های زیادی کشیده اند و حالا اکثر آنها پدر و مادر شده اند.

مشروح گفت‌وگوی خبرآنلاین با دکتر سیما فردوسی را در ادامه بخوانید:

پدر و مادرهای دهه شصتی در حال حاضر و همچنین دوران کودکی‌شان با چه چالش‌هایی مواجه بوده و هستند که باعث می‌شود در تربیت فرزندانشان تاثیر بگذارد؟
بحث تربیت فرزندان بحثی اکتسابی و آموزشی است؛ یعنی اگر بچه‌ها در خانواده خوب تربیت شده باشند، الگوهای خوبی داشته باشند یا آموزش دیده باشند، اینها والدگری را به این صورت یاد می‌گیرند. الگوهای دیگری هم مانند الگوهای اجتماعی داریم، ولی برای والدگری، پدر و مادر اولویت دارد. سهمی که آموزش‌و‌پرورش در این باره دارد، به صورت آموزش کتابی است ولی کودک در خانواده، عمل والدین را می‌بیند. می‌بیند آیا مسئولیت‌پذیر هستند؟ آیا موازی و هماهنگ هستند؟ آیا رفتارهای والدین قابل پیش‌بینی است؟ این دست مسائل اگر به صورت صحیح نباشد، کودکان تاثیر می‌پذیرند و به‌راحتی متوجه آنها می‌شوند.

بالاخره باید شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را نیز در نظر گرفت. والدینی که در دهه ۶۰ کودک بودند، خودشان در چه شرایطی زندگی کردند و بزرگ شدند؟
در دهه ۶۰ استرس و مسائل و مشکلات خیلی زیاد بود. والدین دهه ۶۰ از آرامش کامل برخوردار نبودند. خانواده پرکار هم زیاد داشتیم و هنوز هم جمعیت زیادی هستند که برای امرار معاش تلاش زیادی می‌کنند. آموزش برای والدین در دهه ۶۰ در رسانه‌ها شروع شد؛ اما نمی‌توان گفت کافی بود. آنها برخی آموزش‌ها را از رسانه‌ها دریافت می‌کردند و مخصوصا طبقه متوسط جامعه عطش زیادی برای کسب این اطلاعات داشت ولی شرایط ایجاب می‌کرد مقداری دور باشند و آنطور که باید و شاید به تربیت نپردازند. لذا می‌بینیم دهه شصتی‌ها آمادگی زیادی برای پدر و مادر شدن ندارند. دهه شصتی‌ها، جوان هستند. زوجین زیادی داریم که جوان هستند و پدر و مادر شده‌اند و باید مسئولیت زندگی و امرار معاش را بپذیرند. اگر کاستی و نقصانی در دهه شصتی‌ها وجود دارد به دلیل عدم آموزش و نامناسب بودن شرایط والدین‌شان است.

نسل دهه ۶۰ در هر مقطعی چالش داشتند؛ نیمکت‌های ۴،۵ نفره، صف کنکور، ظرفیت اندک دانشگاه‌ها، کمبود اشتغال و مسکن، چالش‌های این نسل بود. به‌نظر شما این چالش‌ها تا چه اندازه بر تربیت فرزندان پدر و مادرانی که در این دهه به دنیا آمده اند، اثر می‌گذارد؟
مسلما وضعیت روحی و روانی پدر و به خصوص مادر در ارتباط با فرزندش، نمود دارد و تاثیر می‌گذارد. باید این مادر دلبستگی عینی برای بچه‌اش داشته باشد. نباید دغدغه و اضطراب داشته باشد. باید برای فرزندش در دسترس باشد، ثبات رفتاری و خلقی داشته باشد، نیازهای روحی و روانی فرزندش را به خوبی برطرف کند. دغدغه دهه شصتی‌ها، تامین معاش خودشان است. نمی‌توان گفت مادران و پدران این دهه در دسترس فرزندانشان هستند. این نسل پراضطراب است. البته برخی هستند که خانواده‌ها حمایتشان می‌کنند؛ هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ روحی و روانی. به‌عنوان مثال از نوه‌ها نگهداری می‌کنند. اینها درصد خوش‌شانسی هستند. خیلی‌ها هم از خانواده‌شان دور شدند. برخی هم خارج از کشور هستند و حمایت خانواده‌هایشان را ندارند. اینها قاعدتا دلبستگی‌های عینی که باید در دسترس فرزند باشند و خودشان اضطراب نداشته باشند، را ندارند. باید دید دهه شصتی در چه شرایطی زندگی می‌کند. برخی در شرایط خوب زندگی می‌کنند و حمایت می‌شوند و عده‌ای حمایت ندارند. برخی هم اهل مطالعه هستند و با تحقیق و بررسی درباره فرزندانشان کار می‌کنند. به خصوص طبقه متوسط و دانشجویان دهه شصتی، درباره فرزندپروری تحقیق می‌کنند. الگوهای خوب همیشه مدنظر بوده و به عنوان مسئله‌ای که بچه‌ها با والدین خود همانندسازی می‌کنند، نهادینه می‌شود. اگر این الگوها خوب باشد، یعنی والدین دهه شصتی ما خوب بوده باشند، بچه‌های آن دهه هم والدین خوبی می‌شوند.

با رعایت چه نکاتی دهه شصتی‌ها می‌توانند پدر و مادر خوبی باشند؟
وقتی مادر و پدر هر دو شاغل هستند، باید تمهیداتی بجویند که کسی از فرزندشان مراقبت کند و کیفیت رابطه با کودکشان را افزایش دهد. نقش پدر هم در این خصوص بسیار پررنگ است و زمانی که هر دو نفر مشغول به کار هستند باید تقسیم مسئولیت انجام شود تا کودک خلا تربیتی نداشته باشد. دهه شصتی‌ها اگر بتوانند از این وضعیت استفاده کنند، می‌توانند آن خلاء را پر کنند و در نتیجه دلبستگی خوبی بین مادر و پدر و بچه ایجاد می شود.

همان‌طور که گفتید استرس در دو سه نسل اخیر وجود داشته است؛ پدر و مادر باید چه تکنیک‌هایی را پیش بگیرند که این استرس به نسل آینده منتقل نشود؟
به قول سهراب سپهری چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید. حالا باید گفت فکرها را باید شست و طور دیگر باید فکر کرد. طرز تفکر آدم‌ها خیلی مهم است. اگر یک دهه شصتی بگوید من با این همه چالش روبرو بوده‌ام و بچه‌دار هم شده‌ام و کاری نمی‌توانم بکنم و طرز تفکر منفی‌گرایانه داشته باشد، آسیب می‌بیند. همین دهه شصتی می‌تواند در رسانه‌ها و همایش‌ها یاد بگیرد، ورزش کند، نگاهش را به زندگی تغییر دهد، احساس منفی بودن و بی‌عملی را تغییر دهد. سبک زندگی را تغییر دهد. در استرس‌ها، داشتن حمایت خیلی مهم است، از خانواده یا دوستان یا اطرافیان، کمک‌های مالی را نمی‌گویم، ارتباطات منظورم است. این که همه با موبایلشان مشغول هستند، باید تلفن‌ها را کنار بگذارند و به سمت ارتباط واقعی بروند. سیستم روانی و مغزی خود را تقویت کنند. استرس همیشه و همه جا وجود دارد. متخصصان می‌گویند رویدادهای خوشایند و مطلوب مانند ازدواج، خرید منزل، تولد فرزند و نظایر آن هم استرس به افراد وارد می‌کند. نمی‌توان گفت زمانی در دنیایی زندگی می‌کنیم که استرسی وجود ندارد.

شما ۳۰ سال است با ۳ نسل کار کرده‌اید و ارتباط دارید. تفاوت عمده پدر و مادرهای دهه‌های قبل با پدر و مادر دهه شصتی چیست؟
از زمانی که فناوری وارد جوامع شد، آدم‌ها هم تغییر کردند. بسیاری از کارهایشان را از طریق فناوری انجام می‌دهند. برای خرید، کمتر بیرون می‌روند. همه چیز را با یک تلفن به خانه‌شان می‌آورند. پدر و مادرها تنبل شده‌اند. ما با یک نسل تنبل طرفیم. متولدین دهه شصت نسبت به دهه ۷۰ بهترند. آنها متعلق به نسل کاملا متفاوتی هستند. تحقیقات زیادی روی نسل ۷۰ به بعد انجام شده و نشان می‌دهد عملکرد مغزشان متفاوت است. مغزهای این نسل نیاز به محرک‌های متعدد و قوی دارد تا برانگیخته شود. در نسل ۷۰ به بعد می‌بینید تفریحات و سخنانشان متفاوت است. با پدر و مادرها همخوانی ندارد. چیزی که برای پدر و مادرشان خوشایند و لذت‌بخش است، برای اینها اصلا خوشایند نیست. مغز آنها نیازمند محرک‌های قوی و شدید برای لذت‌بردن است. به همین دلیل است که خانه فامیل نمی‌روند، چون جاذبه‌ای برای آنها ایجاد نمی‌کند. درصدی که با اصرار پدر و مادر به مهمانی می‌روند، حوصله‌شان سرمی‌رود. انتظار داریم این بچه پدر یا مادر شود. والدگری حوصله می‌خواهد.

شیوه اصلی تربیت فرزندان توسط پدر و مادرهای دهه شصتی باید چگونه باشد؟
شناخت به روز فرزند یکی از اصلی‌ترین کارهاست. ما باید نوجوان یا جوان دهه ۷۰ را بشناسیم. دهه هشتادی را بشناسیم. او از چه نظر متفاوت است؟ سعی نکنیم او را مثل خودمان کنیم یا از خودمان مثال بزنیم چون کوچک‌ترین اثری ندارد، تنها از ما دور می‌شوند. می‌گویند شما که مثل ما نیستید و نبودید چطور می‌خواهید ما را درک کنید؟ باید تعصبات را کنار بگذاریم. باید ببینیم کسانی که در این وادی تحقیق می‌کنند، چه می‌گویند. آنها روشی را ارائه می‌دهند تا با جوان‌ها رفتار کنید. این نسل کم‌حوصله است، پای صحبت طولانی و تکراری نمی‌نشیند. از تکرار بیزار است. از هر چیزی که تکرار می‌شود، بدش می‌آید. پدری که می‌نشیند و نصیحت می‌کند، کسی به او گوش نمی‌دهد. باید واقعیت این نسل را شناسایی کنیم. باید در کنارشان باشیم، چون نمی‌توانیم رهایشان کنیم. این نیست که اگر من با فرزندم دوست هستم، او همانطور که می‌خواهد با دوستش رفتار کند، با من باید رفتار کند. معنی‌اش این نیست. معنی‌اش این است به او بگوییم من تو را درک می‌کنم و می‌فهمم. می‌دانم نباید شش ساعت بنشینی و بدون استراحت درس بخوانی. می‌دانم حرف‌های تکراری اذیتت می‌کند. می‌دانم نمی‌توانی مانند من باشی، نه این که تو بد باشی و من خوب، بلکه ما متفاوتیم. این نسل‌ها باید وارد طبیعت شوند تا انرژی بگیرند. نسل ۷۰ به بعد که آپارتمان‌نشین هستند و در فضای کوچک زندگی کرده‌اند.

پس تکنیک‌های تربیتی پدر و مادرها هم باید متفاوت شود؟ چقدر پدر و مادرهای به روز در فاکتورهای تربیتی اثر می‌گذارند؟
خیلی زیاد، ولی یک شرط دارد. پدر و مادر آگاه باید با هم هماهنگ باشند. اگر هماهنگ نباشند، خسارت و آسیب به فرزند وارد می‌شود. حرف‌ها و صحبت‌ها و خط مشی‌هایشان باید یکی باشد. این که مادر، نسل امروز را بشناسد ولی پدر قبول نداشته باشد، به نتیجه نمی‌رسند. باید هر دو قبول داشته باشند این نسل متفاوت است. باید به این باور برسند این نسل متفاوت است. این همه نگویند ما اینطور نبودیم. بله نبودیم، چون متعلق به نسل دیگری بودیم. از طرفی باید روی متولدان در دهه ۷۰ و ۸۰ خیلی کار شود. باید دوست باشند، وارد گفتگو شوند. این همه تک‌روی نکنند. این که بگویند لزومی به حرف زدن با شما نیست، این خوب نیست. این باعث دلسردی پدر و مادرها می‌شود. آموزش‌و‌پرورش هم باید آموزش دهد، این خیلی تاثیر می‌گذارد. رسانه‌ها بسیار مهم هستند. رسانه در کشور ما تفریح و سرگرمی نیست، رسانه در کشور ما آموزشی است. همه آدم‌ها وقتی تلویزیون را تماشا می‌کنند، طنز را دوست دارند ولی از رسانه با منبع و مرجع دوست دارند استفاده کنند. می‌گویند این حرف را در تلوزیون زده‌اند. جامعه ما عطش یادگیری دارد و رسانه‌ها باید اطلاعات درست و به‌هنگام به والدین بدهند. در خانواده صحبت ما روی پدران بیشتر است. در تحقیقات تاکید می‌شود که بچه‌ها حرف پدران را بیشتر گوش می‌دهند. پدرها بیشتر با نوجوانان ارتباط برقرار می‌کنند. پدران ما خوش‌اخلاق‌تر می‌شوند. پدرها بعضا فکر می‌کنند مادران باید تربیت را بر عهده داشته باشند و مشکلات را از چشم مادران می‌بینند؛ در حالی که علم می‌گوید در دوره نوجوانی، پدر خیلی نقش دارد و باید حضور خود را پررنگ تر کند.

شکل خانواده‌ها در جامعه ایرانی تغییر کرده است. قبلا خانواده‌ها پرجمعیت‌تر بودند و معاشرت‌های زیادی در فامیل داشتند. الان با یکی دو بچه، بدون ارتباطات فامیلی، این روابط تغییر کرده است؟
بله، خانواده‌های ایرانی خانواده گسترده بودند و چندین خانواده در یک خانه زندگی می‌کردند. خانواده‌ها در یک خانه بزرگ که اتاق‌های متعدد دور حیاط داشت، زندگی می‌کردند. اگر کسی مشکل مالی داشت همه کمک می‌کردند. اگر زن و شوهری اختلاف داشتند دیگران نمی‌گذاشتند به طلاق بکشد و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در تربیت نوه‌ها نقش داشتند. الان خانواده هسته‌ای در ایران داریم. پدر و مادر با یکی یا دو بچه زندگی می‌کنند. دیگر کسی نیست. خودشان باید از عهده مشکلاتشان برآیند. تربیت بچه‌ها را دنبال کنند. تعارضات بین خودشان را حل کنند. این فرم الان است. اخیرا تعداد فرزندان کم شده و خیلی وقت‌ها می‌گویند یک بچه یا اصلا بچه نمی‌خواهیم. تازه باید نگران جامعه باشیم. تعداد جوانان کم می‌شود و باید منتظر پیرشدن جمعیت باشیم.

دهه هفتادی‌ها وارد سن ازدواج شده‌اند. چه تفاوتی بین این نسل و نسل‌های قبل در زمینه ازدواج وجود دارد؟
دهه ۷۰ و بالاتر، خیلی عمیق به مسئله ازدواج نگاه نمی‌کنند. انتخاب‌هایشان درست نیست. تک بعدی نگاه می‌کنند و صرفا به علاقه توجه دارند. می‌گویند علاقه کافی است و بعضا وقتی عاشق می‌شوند فکر می‌کنند خیلی کافی است. این همه طلاق که می‌بینیم نتیجه این تفکر است. البته طلاق در نسل‌های گذشته هم داریم که علل دیگری دارد. ولی وقتی درباره دهه هفتادی‌ها حرف می‌زنیم با نسلی حرف می‌زنیم که واقعا باهوش و بااستعداد است. فناوری را خوب می‌دانند ولی کم‌دقت و کم‌حوصله اند. آدم بسیار باهوش و بسیار کم دقت و کم حوصله، می‌خواهد ازدواج کند. در خیلی‌ها هم تکانش‌گری و تصمیمات ناگهانی می‌بینیم. خیلی وقت‌ها هم ازدواج می‌کنند و بعد طلاق می‌گیرند. وقتی صحبت می‌کنیم می‌گویند آن زمان دوست داشتم ازدواج کنم و حالا دوست دارم طلاق بگیرم. وقتی می‌گوییم ازدواج تعهد دارد و باید متعهد باشند، برای آنها معنی ندارد. مثلا ازدواج سفید را مطرح می‌کنند که خیلی این روزها شیوع پیدا کرده است. این نسل از مسئولیت و تعهد و برنامه‌ریزی و مدیریت بر زندگی خود گریزان است. درباره چیزهایی جز ازدواج هم بپرسید می‌بینید بی‌برنامه است و جواب خیلی از سئوالات را با نمی‌دانم می‌دهد. نمی‌خواهد خود را در چهارچوب مقید کند؛ لذا می‌گوید نمی‌دانم. حالا هر چه پیش آمد، یک نسل باهوش، با استعداد ولی کم دقت و کم حوصله را می‌بینیم.



خانواده‌ها در مواجهه با ازدواج‌های دهه هفتادی‌ها باید چطور باشند؟
فکر می‌کنم باید از ازدواج‌های زودهنگام جلوگیری کنند. با فرزندان بیشتر صحبت کنند. اگر می‌خواهند ازدواج کنند باید از مشاور پیش از ازدواج کمک بگیرند. آموزش‌و‌پرورش هم نقش دارد. در مدارس، کتاب‌ها و معلمان باید بحث شود. مرتبا باید همایش بگذارند تا اینها نهادینه شود. تا بعدا نسلی نداشته باشیم که زود تحت تاثیر مسایل عاطفی قرار گیرد. محبت‌های متعادل به خصوص پدران داشته باشند تا بچه‌ها شخصیت‌های وابسته به دیگران بار نیایند. شخصیت‌های وابسته‌ای که اگر یک نفر ابراز محبت کنند، وابسته شوند. این نشان می‌دهند چقدر کمبود داشته است. نباید این کمبود و خلا را خانواده‌ها برای فرزندانشان ایجاد کنند تا بچه‌ها مجبور باشند این خلا را با وسایل دیگر چه بسا ازدواج‌های نامناسب پر کنند. دخترها می‌گویند می‌خواستم از خانه پدر بیرون بیایم. برای همین ازدواج کردم.

این که خانواده‌ها می‌گویند کاری کنیم بچه ازدواج کند تا سر به راه شود، درست است؟
ازدواج درمان نیست، مخصوصا برای این نسل، کسی که مشکلاتی داشته و از لحاظ شخصیتی و تربیتی، بخواهد با فرد دیگری ازدواج کند، اهداف افراد در ازدواج، درمان که نیست. درمان می‌خواهد برود پیش درمانگر. این وظیفه خانواده است طوری فرزندش را تربیت کند تا از نواقص شخصیتی جلوگیری شود. کسی که شخصیتش بیمار است، آدمی را می‌بینید که زندگی می‌کند، درس می‌خواند، دانشگاه می‌رود و کار می‌کند، ولی شخصیت او مشک‌لدار است. آدمی که بدبینی، سوءظن و سوءتعبیر دارد، سالم نیست. اینها در ازدواجشان هم مشکل دارند. مثلا همیشه فکر می‌کند همسرش دارد خیانت می‌کند. وقتی می‌گوییم دلیل و شاهد و گواه داری؟ می‌گوید نه، من حس می‌کنم. این بیماری شخصیتی و فکری است. خانواده‌ها اگر می‌بینند فرزندشان مشکل دارد، او را تشویق به ازدواج نکنند، او را تشویق به درمان کنند. بعدا ازدواج کنند.

به صورت کلی اصلی‌ترین چالش خانواده‌های ایرانی چیست؟
یک سردرگمی می‌بینیم. فکر می‌کنند بچه را چطور می‌توان خوشحال کرد؟ با آزادی بی حد و حساب، محبت‌های بی‌حد و بی‌بند و باری‌های بی‌حساب، دنبال خوش‌بودن بچه هستند. جامعه تغییر کرده، فکر می‌کنند می‌توانند به کشورهای دیگر بروند و رفت و آمد کنند. متوجه نیستند خیلی چیزها برای فرهنگ ما نیست. فکر می‌کنند آن چیزی که در فرهنگ‌های دیگر رایج است، شاید بتوان در فرهنگ ما به کار برد. البته اینقدر تنوع در خانواده‌های ایرانی هست که نمی‌توان درباره‌اش یک حکم داد. ما دچار افراط و تفریط هستیم. باید تعادل داشته باشیم. علم روانشناسی و تربیت کودک در جامعه مظلوم واقع شده. همه می‌گویند ما خودمان بلدیم.

گارد افراد برای نرفتن پیش مشاور و روانشناس از چه چیزی است؟
غرور بیجا، غرور! تکبر و عدم آگاهی و شخصیت‌های ناسالم باعث آن است. طرف هر قدر هم بلد باشد، باید به خودش بگوید هنوز هم چیزهایی هست که من بلد نیستم. ما تواضع و فروتنی در جامعه نداریم. بخشی هم ناآگاهی است. فکر می‌کنند اگر بروم پیش متخصص، برچسب می‌زنند و می‌گویند تو دچار مشکل هستی. بخشی هم لج باز هستند.

کادر درمان هم در این مسئله تاثیر داشته‌اند؟ مشاوره‌های غلط یا مانند آن؟
بله، این هم آسیب می‌زند. کسانی که در این زمینه تبحر کافی ندارند، ارزش‌های اخلاقی را زیر پا می‌گذارند و نباید مشاوره دهند. این نه تنها کمک نیست، بلکه مضر است. مشاور باید هم علم داشته باشد، هم تجربه داشته باشد. باید فرهنگ و مردم ما را بشناسند. نمی‌شود ما رفتار و فرمولی که در آن سوی دنیا کاربرد دارد را اینجا پیاده کنیم. شاید در خیلی جاها دختران ۱۲ ساله دوستان جنس مخالف دارند، ما هم بگوییم اینجا داشته باشید یا در ازدواج خانواده‌ها خیلی نقشی ندارد، ما هم بگوییم مانند آنها نقش نداشته باشید. روانشناس باید بومی رفتار کند و مشاوره‌اش مطابق با بومی باشد که افراد در آن زندگی می‌کنند.

پلاستیک قاتل خاموش محیط زیست

یکشنبه, 20 خرداد 1397 07:40

زندگی مدرن علاوه بر رفاهی که برای انسان به همراه دارد گاه ضررهای جبران ناپذیری را نصیب او می کند. کیسه های پلاستیکی و ظروف یک بار مصرف نیز در این مورد مصداق دارند. زمانی که این کیسه ها و ظروف، جایگزین اسلاف پارچه ای و کاغذی خود شدند شاید کمتر کسی فکر می کرد در آینده ای نزدیک همین جایگزین ها، تبدیل به یکی از معضلات اصلی محیط زیست شوند.براساس تحقیقات انجام شده تنها در ایران سالانه بیش از 3میلیون تن پلاستیک تولید می شود. بیشتر این پلاستیک ها نیز بادوام هستند و صد ها سال طول می کشد تا به خودی خود تجزیه و نابود شوند. 

بسیاری از زباله‌هایی که چهره طبیعت دور و اطرافمان را آلوده‌ کرده‌اند، پلاستیک‌هایی هستند که برای حمل نیازهای روزانه‌ای که می‌خریم، از فروشندگان دریافت می‌کنیم و البته سرنوشت همه آن‌ها زباله شدن است؛ زباله‌هایی که شاید نشود به کل حذفشان کرد؛ اما می‌شود از حجمشان کاست.

به گزارش «تابناک»، زباله‌های پلاستیکی یکی از بزرگ‌ترین معضلات زیست محیطی جهان امروز را به وجود آورده‌ است. این ساخته دست بشر، به علت قابلیت‌های فراوانی که دارد ـ و البته با تکیه بر قیمت ارزان آن که چه بسا بر‌ترین برتری‌اش به شمار می‌رود ـ به شکل‌های گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرد. دامنه کاربرد این محصول به حدی در زندگی امروزی گسترده شده که می‌توان انواع آن را در وسایل و ابزارهای پیش پا افتاده و روزمره گرفته تا وسایل فوق پیشرفته و استراتژیک به راحتی دید، تا جایی که شاید زندگی بدون آن ممکن به نظر نرسد.

این در حالی است که به گواه آمار و ارقام، یکی از پر‌کاربرد‌ترین انواع پلاستیکی که نقش فراوانی در زندگی ما دارد، کیسه‌های پلاستیکی است. این کیسه‌ها به علت مصرف روزانه و عمومی‌شان، تقریبا یک‌بار مصرف استفاده شده و به سرعت تبدیل به زباله‌هایی می‌شوند که‌ گاه غیرقابل بازیافت بوده و مشکلات بسیاری برای محیط زیست پدید آورده‌اند.

کشور ما نیز از جمله کشورهایی است که به مدد بهره‌مندی از نعمت خدادادی نفت، سالانه مقادیر زیادی لوازم پلاستیکی تولید می‌کند، تا جایی که ایران یکی از عمده تولید کنندگان مواد پلاستیکی به شمار رفته و به دنبال آن سهم چشمگیری در تولید این نوع زباله در جهان دارد.

یادمان می رود که راحتی حمل پلاستیک ممکن است ناراحتی آینده نه چندان دور خود و فرزندانمان را به همراه داشته باشد. همین مایی که می توانیم از فروشنده بخواهیم خریدهای اندکمان را در کیسه پلاستیکی تحویل نداده و تا جایی که ممکن است، خریدهایمان را در یک پلاستیک بگنجاند اما دریغ می کنیم و گاه راحت طلبی را تا آنجا پیش می بریم که استفاده از انواع ظرف های یکبار مصرف، قاشق، چنگال، لیوان، سفره و ... به راحتی برایمان روزمره و معمولی می شود

بر اساس آمارهای جهانی، روزانه 5/3 میلیون تن زباله در سراسر دنیا تولید می شود که سهم ایران در این میان به 56 هزارتن در روز (هر ایرانی روزانه به طور متوسط 750 گرم زباله تولید می کند که اگر این رقم را در جمعیت 75 میلیون نفری ضرب کنیم، به رقمی بیش از 56 هزار تن در روز خواهیم رسید) می رسد که ناگفته پیداست، درصد قابل توجهی است.

هنگامی که کیسه های پلاستیکی به عنوان زباله دورریخته می شوند، به علت ماندگاری بیش از 500 سال در محیط، باعث آلودگی محیط زیست می شوند. این کیسه ها به همراه باد جابه جا شده و وارد رودخانه ها و کانال های آب می شوند؛ در نتیجه موجب گرفتگی آبراهه ها شده و در بسیاری موارد به علت ساکن ماندن آب، زادوولد انواع حشرات افزایش می یابد. کیسه های پلاستیکی درصورت ورود به محیط زیست دریایی، وارد زنجیره غذایی جانوران دریایی شده و سالانه هزاران گونه از جانوران آبزی از قبیل وال، دلفین، فک و لاک پشت و نیز پرندگان دریایی اشتباهاً بر اثر خوردن این کیسه ها و خفگی ناشی از آن می میرند.

کیسه های بلعیده شده حتی پس از مرگ جانوران و تجزیه آنها نیز سالم باقی می مانند، بنابراین دوباره پراکنده شده و از بین بردن حیاتی دیگر را ادامه می دهند. پلاستیک ها درصورتی که به عنوان زباله دفن شوند، به علت تجزیه آرام و کند در محل های دفن می توانند سبب تشکیل شیرابه و نفوذ آن به آب های زیرزمینی شوند. این شیرابه شامل ترکیباتی نظیر فلزات سنگین و سایر ترکیبات خطرناک است که جزو ترکیبات زیان آور برای محیط زیست هستند.

اکنون اگر بدانیم که این کیسه های پلاستیکی عمدتا از ترکیبی پلیمری به نام «پلی اتیلن» سبک درست می شوند که نیم‌عمر آن در طبیعت بین 50 تا بیش از 300 سال است ، درک عمق فاجعه ای که در آینده ای نه چندان دور به وقوع می پیوندد، چندان سخت نخواهد بود.

زباله،پلاستیک

 

چه باید کرد؟

این سوال قطعا می تواند پاسخ های بسیاری داشته باشد که در خلال آنها وظایف مختلفی یادآوری خواهد شد؛ وظایفی که با نقش آفرینی مردم و نهادهای مختلف می بایست به انجام برسد تا مطلوبی برای زمین رقم بخورد که با زندگی همه مان ارتباط مستقیمی دارد.

شورای اسلامی شهر تهران در بیستم اردیبهشت ماه 88، درست کمی بعد از "روز زمین"، مصوبه ای داشت که بر مبنای آن ضرورت کاهش و جایگزینی کیسه های پلاستیکی در مراکز عرضه محصولات -به ویژه در فروشگاه های زنجیره ای- جنبه قانونی یافت؛ پیرو این مصوبه، "شهرداری تهران ملزم به حمایت از صنایعی شد که اقدام به تولید پاکت ها و ظروف یک بار مصرف قابل بازیافت می نمایند"، "فروشگاه های وابسته به شهرداری ملزم شدند که ظرف مدت 6ماه از تصویب این مصوبه برنامه های خود را جهت کاهش مصرف و عرضه کیسه های پلاستیکی ارائه نمایند"، "شهرداری موظف شد در همه مراسم هایی که برگزار می نماید، از ظروف غیرپلاستیکی استفاده کند" و "جهت برنامه ریزی و اجرای هرچه بهتر این مصوبه مقرر شد کمیته ای با حضور نمایندگان و مدیران نهادهای فعال در این زمینه و زیرنظر شورای اسلامی شهر تشکیل شود". حال قضاوت با شما که این مصوبه تا چه اندازه اجرا شد؟!

اما قطعا نقش اصلی را مردم به عهده دارند؛ همین من و شمایی که گاه می توانیم برای رفتن به خرید، به مانند سالهای نه چندان دور از زنبیل و سبد استفاده کنیم اما یادمان می رود که راحتی حمل پلاستیک ممکن است ناراحتی آینده نه چندان دور خود و فرزندانمان را به همراه داشته باشد.

 

گذشته از این 4 سال پیش انستیتوی بین المللی سرطان در لیون فرانسه استفاده از ظروف پلاستیکی را یکی از دلایل جدی بروز بیماری سرطان عنوان کرد.نکته شاید از این هم سنگین تر باشد که حتی بسیاری از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی از مواد ضایعاتی و آسیاب شده تولید میشوند که خطرات استفاده از آن ها به مراتب چند برابر میشود .

 

 همین مایی که می توانیم از فروشنده بخواهیم خریدهای اندکمان را در کیسه پلاستیکی تحویل نداده و تا جایی که ممکن است، خریدهایمان را در یک پلاستیک بگنجاند اما دریغ می کنیم و گاه راحت طلبی را تا آنجا پیش می بریم که استفاده از انواع ظرف های یکبار مصرف، قاشق، چنگال، لیوان، سفره و ... به راحتی برایمان روزمره و معمولی می شود.گذشته از این 4 سال پیش انستیتوی بین المللی سرطان در لیون فرانسه استفاده از ظروف پلاستیکی را یکی از دلایل جدی بروز بیماری سرطان عنوان کرد.نکته شاید از این هم سنگین تر باشد که حتی بسیاری از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی از مواد ضایعاتی و آسیاب شده تولید میشوند که خطرات استفاده از آن ها به مراتب چند برابر میشود .

 

 با این وجود که همه ما خوب میدانیم  استفاده از این ظروف به طور مستقیم بر سلامت ما اثر میگذارد .پس لااقل به فکر سلامت خود باشیم.

برای مقابله با فاجعه ای که در حال تکوین است، شاید استفاده کمتر از کیسه های پلاستیکی شروع بدی نباشد و این مهم تنها زمانی رخ خواهد داد که تلاش کرده باشیم اتفاق روزمره و تکراری ای که هر روزه در دور و اطرافمان رخ می دهد را ببینیم؛ کیسه های پلاستیکی که به سرعت تبدیل به زباله می شوند تا با نیم عمر طولانی شان به یادمان بیاورند که چندان هم ارزان نبوده و به هیچ وجه رایگان نیستند، بلکه بخشی از هزینه شان را در آینده خواهیم پرداخت!

علاوه بر آن استفاده از ظروف یکبار مصرف گیاهی که بر پایه نشاسته و ذرت تهیه می شوند بهترین راه کار می باشد که خوشبختانه در چند سال اخیر تولید آن ها در کشور ما هم آغاز شده و تقریبا در بازار موجود می باشد

کاملا مشخص است که این ظروف که به اصطلاح به آن ها زیست تجزیه پذیر می گویند برای سلامتی مضر نیستند زیرا آزاد شدن مواد تشکیل دهنده آن در اثر گرما و سرما خطری را متوجه مصرف کننده نمی کند

فراوری : کهتری

 

بخش محیط زندگی تبیان

 


منابع:تابناک/وبلاگ طبیعت سبز ایران/همشهری

 

 

فواید مصرف روزانه سبزیجات

شنبه, 19 خرداد 1397 09:26

مصرف روزانه سبزیجات ضامن سلامتی شخص می باشد. مصرف سبزیجات از بروز بیماری های مزمن مانند بیماری های قلبی، دیابت، سرطان و چاقی پیشگیری می نماید. مقدار سبزیجات مورد نیاز بدن با توجه به هرم راهنمایی غذایی به طور کلی روزانه 200 گرم می باشد که این مقدار برای سالمندان بالای هفتاد سال و نوجوانان و کودکان کمتر است.

بر اساس تحقیقات جدید رنگ سبزیجات در طبقه بندی خواص آنان نقش دارد از این رو مصرف سبزیجات با رنگهای متنوع برای سلامت توصیه می گردد در واقع رنگها در سبزیجات بر خواص منحصر بفرد آنها اشاره دارد. مصرف سبزیجات با رنگهای متفاوت امکان بدست آوردن بالاترین نتیجه را برای شخص ممکن می سازد و سیستم ایمنی بدن را قوی تر می سازد و موجب طول عمر بیشتر شخص می گردد.
با مصرف سبزیجات از سرطان پیشگیری کنید

مصرف روزانه سبزیجات یکی از عوامل مهم پیشگیری از سرطانها می باشد زیرا سبزیجات حاوی ویتامین ها و مواد معدنی هستند و دستگاه ایمنی بدن را قوی می سازند.

سبزیجات نارنجی مانند هویج و کدو تنبل دارای بتاکاروتن می باشند. بتاکاروتن رنگدانه ای است که در صورت نیاز بدن در بدن به ویتامین A تبدیل می شود. این ماده بدن را در مقابل سرطان ها محافظت می کند.

سبزیجات برگ سبز از ارزش غذایی بسیار بالایی برخوردارند در این سبزیجات کاروتنوئیدها، ساپونینها، لوتئین و فلاوونوئیدها یافت می شوند این سبزیجات فیبر، فولات و بتاکاروتن مورد نیاز بدن را دارا می باشند. این مواد بدن را در مقابل چند نوع سرطان حفظ می نمایند. کرفس، اسفناج، بروکلی و جعفری از جمله سبزیجات برگ سبز می باشند.

سبزیجات قرمز رنگ مانند گوجه فرنگی، هندوانه و کلم بنفش دارای انواع مختلفی از فیتوکمیکالها می باشند.

فیتوکمیکالها اثر رادیکالهای آزاد را از بین می برند. لیکوپین یکی از فیتوکمیکالها است که پوست بدن را در مقابل اشعه خورشید محافظت می کند و کارکرد بهتر غده پروتستات را در بدن موجب می گردد. 

سبزیجات خانواده کلم نیز از ارزش غذایی بالایی برخوردار می باشند به گفته محققان تغذیه این سبزیجات در پیشگیری از سرطانها موثر می باشد ایندول موجود در انواع کلم در ایجاد خاصیت ضدسرطانی کلم نقش دارد. از سبزیهای خانواده کلم می توان از بروکلی، گل کلم، کلم بروکسل و کلم بنفش نام برد.

اکثر سبزیجات دارای ویتامین C فراوان هستند. ویتامین C نقش مهمی در پیشگیری از سرطانها دارد.  ویتامین C  به وفور در سبزیجاتی مانند فلفل، بروکلی و گوجه فرنگی یافت می شود. 

سبزیجات حاوی مقادیر قابل توجهی از فیبر می باشند. طبق نظر متخصصان تغذیه فیبر موجود در سبزیها در پیشگیری از سرطان روده بزرگ نقش اساسی دارد فیبر قسمتی از سبزیجات را تشکیل می دهد که بدن انسان نمی تواند آنرا هضم نماید بنابراین فیبر به خودی خود خاصیتی ندارد اما وجود فیبر در غذای مصرف شده کار دستگاه گوارش را آسان تر می کند و سرعت تخلیه روده ها بالاتر می رود مواد سرطانزا با فیبر ترکیب شده و از بدن خارج می شوند. فیبر موجود در سبزیجات به رشد باکتری های مفید روده نیز کمک می کند. پیروی از رژیم غذایی که حاوی مقدار زیادی مواد فیبردار باشد، ریسک ابتلا به سرطان روده را تا حد بسیاز زیادی کاهش می دهد. تمام سبزیجات حاوی فیبر فراوان می باشند. البته باید اضافه نمود که مصرف بیش از اندازه مواد فیبردار در تغذیه عوارض و اختلالاتی در  جذب املاح معدنی به همراه دارد.

رابطه مصرف سبزیجات و لاغری
سبزیجات دارای کالری پایین می باشند، حجیم و سیرکننده می باشند و مصرف زیاد آنان در مقاسیه با سایر مواد غذایی بسیار کمتر موجب افزایش وزن می شود. امروزه  حدودا" یک سوم ازمردم جهان با  چاقی و مشکلات آن روبرو هستند از این رو مصرف مداوم و روزانه سبزیجات و میوه ها برای پیشگیری از چاقی ضروری و اثربخش است.

با مصرف سبزیجات خطر دیابت را کاهش دهید برعکس میوه ها سبزیجات، خصوصا" سبزیجات تازه قند بسیار کمی را دارا می باشند. قند در نوعهای متفاوت آن در بدن به گلوکز تبدیل می شود و این پدیده موجب تغییرات در سطح قند خون می گردد و بنابراین دانستن مقدار هیدروکربن و در نتیجه قند برای بیماران دیابتی ضروری است.  مصرف سبزیجات بالانس قند خون را بسیار کمتر از سایر مواد غذایی دچار تغییر و تحول می کند و موجب رسانیدن ویتامین ها و املاح معدنی به بدن می گردد. بنابراین مصرف سبزیجات در رژیم بیماران دیابتی و پیشگیری از بیماری نقش مهمی را ایفا می نمایند. سبزیجات حاوی فیبر، آنتی اکسیدانها و املاح معدنی فراوان و ترکیبات دیگر می باشند و خطر پیشرفت دیابت نوع دوم و عوارض آن را کاهش می دهند.داشتن اندیس گلیسمی پایین در مواد غذایی در تغذیه بیماران دیابتی نوع 2 مفید است و از سوی دیگر مصرف  آنان فاکتوری برای کاهش وزن است. سبزیجاتی مانند بروکلی، گل کلم، کرفس و اسفناج دارای اندیس گلیسمی پایینی هستند.سبزیجات سرشار از منیزیم هستند و منیزیم در فعالیت انسولین نقش مهمی را ایفا می نماید سطح منیزیم معمولا در بیماران دیابتی پایین است. سبزیجات دارای برگ سبز مانند اسفناج منبع خوبی از منیزیم هستند

با مصرف سبزیجات از بیماریهای قلبی پیشگیری کنید

چربی موجود در سبزیجات بسیار پایین است و سبزیجات فاقد کلسترول می باشند بنابراین مصرف آنان برای سلامت قلب تجویز می شود. رژیم غذایی چرب، احتمال مبتلاشدن به بیماری های قلبی و عروقی و سرطان را افزایش می دهد.

پتاسیم یکی از املاح معدنی مهم برای بدن است که فعالیت بسیاری از آنزیم های بدن به وجود آن وابسته است کمبود پتاسیم در بدن می تواند زمینه ساز حملات قلبی باشد. پتاسیم روزانه مورد نیاز بدن از طریق مصرف روزانه سبزیجات بدست می آید. سبزیجاتی مانند جعفری، کرفس، لوبیا، سبوس گندم و سیب زمینی منابع خوبی برای تامین پتاسیم و در نتیجه سلامت قلب می باشند.

یکی از مهمترین خاصیت سبزیجات سبز رنگ مانند بروکلی و اسفناج در اثربخشی آنان بر سلامت دستگاه گردش خون می باشد.

سبزیجات حاوی فولات می باشند فولات در پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی مفید است به همین دلیل به افرادی که یک بار دچار سکته شده اند مصرف مرتب کلم تجویز می شود این خاصیت در کلم بنفش به علت لیکوپن موجود در آن چند برابر می باشد.

رابطه مصرف سبزیجات و پایین آوردن فشارخون

سبزیجات تازه دارای میزان سدیم بسیار پایینی هستندسدیم در بسیاری از مواد غذایی یافت می شود جذب بیش از حد سدیم توسط بدن ، باعث بروز فشار خون بالا می گردد. سبزیجات تازه نسبت به سبزیهای بسته بندی فریزری و یا کنسروی ، حاوی مقدار کمتری از سدیم هستند. همچنین سبزیجاتی مانند کرفس و ریواس   به علت دارا بودن پتاسیم فراوان موجب کاهش فشار خون می شوند.

با مصرف سبزیجات سلامت خود را تضمین کنیددر سبزیجات گوناگون بیش از 180 نوع ویتامین و ماده معدنی متفاوت یافت می شود که بدن نیازمند به تامین آنان برای سلامت خویش می باشد از این رو مصرف سبزیجات گوناگون برای سلامت شخص بسیار مفید و ضروری است. سبزیجات حاوی ویتامین ها و املاح معدنی فراوانی هستند که در سلامتی بدن نقش مهمی دارند. از جمله این املاح آهن است،آهن در خونسازی و تامین انرژی بدن نقش مهمی را ایفا می کند. کمبود آهن در رژیم غذایی موجب کم خونی و احساس خستگی مفرط می شود. سبزیجاتی مانند اسفناج ، سیب زمینی و مارچوبه حاوی مقادیر زیادی آهن می باشند. سبزی های با رنگ سبز پر رنگ مانند اسفناج، بروکلی، و کاهو علاوه بر خاصیتهای ذکر شده حاوی میزان بالایی کلسیم می باشند. کلسیم برای استحکام استخوان و سلامت دندان لازم می باشد و از پوکی استخوان نیز جلوگیری می نماید.
چگونگی مصرف سبزیجات 
سبزیجات فصلی بهترین و سالم ترین انتخاب در خرید روزانه خانه هستند. تا آنجا که ممکن است به همراه همه وعده های غذایی خود از سبزیجات استفاده نمایید. کودکان خود را به خوردن سبزیجات عادت دهید کودکان معمولا از خوردن سبزیجات خام لذت بیشتری می برند برای آنان سبزیجات خام را به اشکال زیبا ببرید و به جای یک میان وعده به آنان بدهید.  آنان را در آشپزی مشارکت دهید، تا تمایل بیشتری نسبت به خوردن سبزیجات در آنان ایجاد شود. 
سبزیجات ویتامین ها و املاح معدنی خود را بر اثر پختن و سرخ نمودن بیش از اندازه از دست می دهند بنابراین سبزیجات را زیاد از حد نپزید و سرخ ننمایید و تا حد امکان از سبزیجات به صورت خام و یا نیم پز استفاده کنید. 
بخارپز کردن بهترین نوع طبخ سبزی می باشد یا سبزی ها را با آب کم بپزید تا آب آنان به خورد خودشان برود و ویتامین و املاح معدنی آنها بهدر نرود. مدت زمان طبخ طولانی سبزیجات می تواند بسیاری از ویتامین ها را از بین ببرد سعی کنید سبزیجات را در مدت زمان کوتاه بپزید و اگر مشکلی با هضم سبزیجات خام ندارید بهتر است که آنها را خام مصرف کنید. ترجمه و گردآوری از سیمرغ،  www.siemorgh.nl

روش‌های مقابله با گرمازدگی

پنج شنبه, 17 خرداد 1397 02:56

روش‌های مقابله با گرمازدگی

هوا گرم است​،تمام لباستان از عرق خیس‌شده است. ناگهان دچار خستگی شدید، سردرد و سرگیجه می‌شوید و احساس می‌کنید دارید از حال می‌روید. تا به حال این حس را در فصل گرم سال داشته‌اید؟

 

اینها همان علائم و نشانه‌های گرمازدگی است که بدن شما، در مقابل حرارت بالای محیط نشان داده است. علائم هشداری که باید جدی گرفته شود و اگر زودتر اقدام مناسبی برای آن انجام نشود ممکن است به اغماء و حتی مرگ منجر شود. گرمازدگی گرچه برای بیشتر ما لااقل یک بار در طول عمرمان رخ داده است ولی نباید بگذاریم دوباره اتفاق بیفتد و باید با رعایت نکاتی از آن پیشگیری کنیم. برای آگاهی بیشتر درباره پدیده گرمازدگی و جلوگیری از آن، با دکتر ایرج خسرونیا، متخصص داخلی و رئیس انجمن متخصصان داخلی ایران به گفت‌وگو نشستیم.

 

گرما زدگی​چگونه رخ می​دهد و چه اختلالی در اعضای بدن ایجاد می‌شود؟
وقتی انسان در مقابل گرمای محیط بیش از 40 درجه سانتی‌گراد، نور شدید آفتاب یا محیط خفه و گرم (مقابل کوره) قرار می‌گیرد بدن شروع به تعریق می‌کند. تعریق زیاد باعث می‌شود مقدار زیادی از پتاسیم، سدیم و املاح بدن از طریق عرق دفع شود. پس بتدریج بدن با کمبود آب مواجه می‌شود که ابتدا علائمی مانند خشکی دهان، خشکی اشک و احساس تنگی نفس برای فرد گرمازده به‌وجود می‌آید و نشانه‌ها با افزایش یافتن ضربان قلب و بی‌حالی ادامه می‌یابد. این افراد بشدت به آب نیاز پیدا می‌کنند و اگر اقدام مناسبی به عمل نیاید، حال بیمار رو به وخامت می‌‌رود.

 

درباره اتفاقاتی که هنگام گرمازدگی در بدن رخ می‌دهد، بیشتر توضیح می‌دهید؟
در حالت عادی وقتی ما در مقابل گرما قرار می‌گیریم مقدار زیادی از خون به عروق سطحی پوست وارد می‌شود و سیستم گردش خون مانند یک کولر آبی عمل می‌کند. جریان خون وقتی به سمت پوست می‌آید مقدار زیادی از حرارت را با محیط مبادله می‌کند.

 

وقتی درجه حرارت بیرون بیش از درجه حرارت دمای بدن باشد، این مبادله بدرستی انجام نخواهد شد و درجه حرارت گرم بیرون را هم به خود جذب می‌کند و تبدیل درجه حرارت بالا به پایین مختل می‌شود. مسئول تنظیم حرارت در بدن، عضو کوچکی در مغز به نام هیپوتالاموس است که با گرمای زیاد دچار مشکل می‌شود.

 

حال بیماران تا چه حد وخیم می‌شود؟
همان‌طور که اشاره کردم، با پیدایش علائم اولیه، بیمار را باید بسرعت از ناحیه گرم خارج کرد تا گرمازدگی از حالت خفیف به سوی متوسط و شدید سوق پیدا نکند؛ زیرا درمان بیمار در مراحل بعدی بسیار دشوارتر بوده و حتی ممکن است در بیمارستان نیز بستری شود. در گرمازدگی شدید، تهوع، استفراغ، تشنج کاهش سطح هوشیاری و کما اتفاق می‌افتد، در این حالت قلب برای خونرسانی به کل بدن ضربان را بالاتر می‌برد. تا بتواند خون را به ارگان‌های مهمی چون کبد، مغز و کلیه‌ها برساند. اگر یکی از این اعضا مانند کلیه‌ها با کمبود خون و اکسیژن مواجه شود، آسیب جدی خواهد دید.

 

چه افرادی بیشتر گرمازده می‌شوند؟
کودکان، افراد مسن، کسانی که سابقه بیماری‌های مزمنی مانند دیابت، بیماری‌های قلبی، کبدی، ریوی و کلیوی دارند یا دچار سرطان هستند، در معرض خطرند. در برابر هر تغییر محیطی، بدن دفاعی از خود نشان می‌دهد.

 

وقتی ایمنی بدن ضعیف شده و قدرت دفاعی چندانی ندارد نه تنها در مقابله با گرمازدگی، بلکه در برابر بسیاری از شرایط غیرعادی محیطی و بیرونی واکنشی متفاوت‌تر از یک فرد سالم نشان خواهد داد.


مثلا یک فرد مسن نمی‌تواند حالت ارتجاعی رگ‌ها و کولر طبیعی بدن را تنظیم کند یا یک کودک به دلیل این‌که قدرت بدنی کمی دارد و سیستم ایمنی‌اش هنوز تکامل نیافته و مهم‌تر از همه غدد عرقی به اندازه کافی وجو د ندارد، بیشتر در معرض گرمازدگی قرار دارد و خانواده‌ها باید به این نکته توجه کافی داشته باشند و از کودکان در این فصل مراقبت کافی در برابر گرما و آفتاب به عمل آورند. کودکان خیلی زود دچار گرمازدگی شدید می‌شوند.

 

کم‌آبی بدن چیست و چطور باید میزان آب از دست رفته را جبران کرد؟
وقتی با عرق کردن، آب زیادی از بدن دفع می‌شود یا در برخی بیماران به دلایلی کلیه‌ها خوب کار نمی‌کنند و آب زیادی از طریق کلیه‌ها دفع می‌شود و در دسته دیگری نیز اسهال و استفراغ باعث کاهش آب بدن می‌شود، آب موجود در رگ‌ها کاهش یافته و گلبول‌های قرمز غلیظ‌تر شده و شخص ابتدا علائم ظاهری نشان می‌دهد و در نهایت قدرت خونرسانی کاهش می‌یابد و مراکز حساس ضربه می‌بینند. اوایل بیماری، با دادن آب و آبمیوه می‌توان اختلال ایجاد شده را بهبود بخشید. مایعات باید به آرامی و به طور مرتب به بیمار گرمازده خورانده شود. بهتر است برای جبران سدیم از دست رفته کمی داخل آبمیوه نمک نیز اضافه کرد ولی بهترین درمان همان نوشیدن آب خنک است. اگر مراحل گرمازدگی پیشرفته بود باید به وسیله سرم کم‌آبی ایجاد شده را جبران کرد.

 

با بیمار گرمازده چگونه برخورد کنیم؟
اولین کار این است که بیمار را از محیط گرم خارج کنیم و به مکانی که دارای کولر یا پنکه است انتقال دهیم. حتی اگر بیمار دچار تهوع و استفراغ است آرام‌آرام به او آب بخورانیم و لباس‌هایش را سبک کنیم. می‌توانیم پاهای بیمار را در آب یخ قرار دهیم. در صورتی که تهویه نبود، به وسیله پارچه مرطوب و باد زدن مصدوم را خنک می‌کنیم و چنانچه گرمازدگی شدید بود، به هیچ وجه خود درمانی توصیه نمی‌شود و بیمار را باید سریع به مراکز فوریت‌های پزشکی انتقال داد.

 

با رعایت چه نکاتی می‌توان از گرمازدگی جلوگیری کرد؟
افراد مسن، کودکان و کسانی که به یک بیماری مزمن دچارند از بیرون آمـــدن در ساعات گرم روز (ساعت 10 صبح تا 5 بعدازظهر) خودداری کنند و اگر مجبورند در این ساعات از خانه خارج شوند، سعی کنند در سایه راه بروند و به مدت طولانی در معرض آفتاب قرار نگیرند.

اگر برخی افراد مجبورند در محیط بیرون باشند و کارشان به نوعی خارج از ساختمان است، مقدار کافی آب با خود به همراه داشته باشند و هرازگاهی حتی اگر تشنه هم نیستند مقداری از آن را بنوشند. ضمنا دقت کنند لباس و پوشش مناسبی داشته باشند.

لباس‌های نخی گشاد با رنگ روشن، باعث حرکت جریان هوا روی سطح پوست شده و از بالا رفتن گرمای درونی بدن جلوگیری می‌شود.

از ورزش کردن در ساعات گرم روز و زیر نور شدید آفتاب خودداری شود. ورزش باید در ساعات خنک روز یا در سالن‌های سرپوشیده و خنک انجام شود.

افرادی که در کوره‌پزخانه‌ها کار می‌کنند، بهتر است سیستم تهویه مناسبی در آن محل نصب کنند. دمای اتاقی که در آن هستیم باید بین 30 تا 34 درجه باشد.

به دلیل از دست رفتن کلسیم، فسفر، منیزیم، سدیم و پتاسیم ممکن است گرفتگی عضلات یا اسپاسم رخ دهد. راه‌حل نیز مانند دیگر موارد خوردن مایعات و غذای مناسب است. عضلات درگیر اغلب عضلات ساق پا و عضلاتی هستند که بیش از بقیه حرکت می‌کنند.

منبع:jamejamonline.ir

سال ها بود که محققان دلیل خوابیدن انسان را نمی دانستند. از این رو تئوری های زیادی به وجود آمد. مثلا این که خوابیدن انسان را از به دردسر افتادن در شب و شکار شدن توسط حیوان هایی که شب ها به شکار می روند حفظ می کند. برخی از این تئوری ها روانشناسانه هستند، مثلاً اینکه خوابیدن باعث ذخیره شدن انرژی می شود؛ برخی دیگر نیز حالتی داستانی دارند، مثلاً والدین به شوخی می گویند اگر شب نبود، از دست بچه هایشان دیوانه می شدند. شب به آن ها اجازه می دهد زمانی را آسوده باشند. اما حقیقت این است که حین خوابیدن، مغز تازه کار خود را شروع می کند.

گروه تحقیقاتی RAND وابسته به نیروی هوایی آمریکا، به تازگی آنالیز 100 صفحه ای درباره آثار خواب و کم خوابی بر مغز و نتیجتا روی اقتصاد ارائه کرده است. بر اساس این تحقیق، ایالات متحده با اشتغال افرادی که کمبود خواب دارند، سالانه 411 میلیار دلار ضرر می کند. از این رو شاید سیاست مداران و تجار به انعکاس بد خوابی در مسائل مالی علاقمند شوند.

در تحقیق اخیر دلیل نیاز انسان ها به خواب و عملکرد مغز به هنگام خواب مشخص شده است. اگرچه موارد زیادی برای کشف کردن وجود دارد، اما در ادامه چندین دلیل نیاز انسان به خواب و اتفاق هایی که در صورت کم خوابی برای انسان می افتد، گرداوری شده است.

خواب به قوی کردن حافظه کمک می کند
حافظه
 

هنگامی که خواب هستید، مغزتان خاطره ها را به حافظه ی طولانی مدت منتقل می کند. مغز این کار را با تقویت یک سری اتصالات عصبی و تضعیف بعضی از آن ها انجام می دهد. مغز اتصالات و ارتباطات زیادی در طول روز برقرار می کند. برخی از این اتصالات ضروری نیستند و به هنگام خواب، آن ها را قطع می کند.

اکثر شما حتما متوجه شده اید که خوابیدن در به یاد سپردن چیزهایی که در طول روز یاد گرفته اید کمک می کند. در تحقیقی، شرکت کننده ها باید مهارتی را یاد می گرفتند که در آن، کلید هایی به ترتیب فشرده می شد. زمانی که یادگیری آن در روز و به یاد سپردنش به فردای آن روز تقسیم شد، شرکت کننده ها عملکرد بهتری را نسبت به زمانی که هر دو در یک روز اجرا می شدند، از خود نشان دادند. در تحقیق نشان داده شده که به هنگام خواب، مغز خاطراتی را که فکر می کند مهم نیست، دور می ریزد.

نکته ی مهم دیگر این است که در بیماری هایی مانند افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، مغز خاطرات بد را حفظ می کند. در تحقیقی که اخیرا صورت گرفته نشان داده شده خاطرات بدی که حین خواب در مغز باقی می مانند، به سختی از بین می روند. به این معنی است که خاطرات بد نیز مانند خاطرات خوب در مغز باقی می مانند و به احتمال خیلی زیاد فراموش نمی شوند.

مغز به هنگام خواب نسبت به بیداری با سرعت بیش تری دستور پاک سازی سموم از بدن را می دهد

Michael Thorpy مدیر مرکز بیماری های خواب-بیدار ی در سیستم بهداشت مونته فیور و پروفسور عصب شناسی در دانشگاه داروسازی آلبرت انیشتین می گوید: فکر می کنم هیجان انگیز ترین کار در سیستم لنفاوی صورت می گیرد. در سال های اخیر تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته است. سیستم لنفاوی شبانه به هنگام خواب فعال می شود و سموم را دفع می کند.

فضای بین سلول های مغزی هنگام خواب گسترش می یابند و راه را برای دفع کثیفی ها از طریق مایع مغزی نخاعی آسان می کنند. جالب این جاست که اکثر این مواد پروتئین بتا آمیلوئید هستند که وجودشان در بدن باعث بیماری آلزایمر می شود. این پروتئین ها در روز انباشته و در شب دفع می شوند.

خواب برای شناخت و تفسیر و درک ضروری است

واقعا برای این که بفهمیم خواب در قدرت درک و فهم ما اثر می گذارد، به تحقیق نیاز نیست چون واضح است؛ اما خوشبختانه تحقیقات زیادی در این زمینه شده است. کمبود خواب می تواند بر روی همه چیز، از درک گرفته تا توجه و تصمیم گیری اثر بگذارد.

Thorpy می گوید: همه می دانیم عملکرد بهتر مغز به خواب بستگی دارد و برای انجام چند کار همزمان باید تقویت شود. کمبود خواب می تواند بر توانایی شخص در این مورد اثر بگذارد. رانندگی یکی از مثال های انجام دادن چند کار هم زمان است، چرا که از دست ها، پا ها، چشم ها و هوشیاری فرد استفاده می کند.

کم خوابی بر عملکرد های دیگر قشر مغز مانند توجه و حافظه ی کاری نیز تأثیر منفی می گذارد. در تحقیقی نشان داده شده که 2 ساعت کمبود خواب به مدت 14 شب باعث افت عملکرد شرکت کننده ها در کارهای عصبی-رفتاری می شود که در آن کارها توجه و حافظه ی کوتاه مدت اهمیت زیادی دارد.

رابطه ی مستقیم خواب با خلاقیت
مدادرنگی
 

تفکر واگرا (تفکر تخیلی) تحت تاثیر کم خوابی از بین می رود. در حالی که تفکر همگرا (توانایی یافتن جواب درست) سالم باقی می ماند. در یکی از تحقیقات، شرکت کننده ها به مدت 32 ساعت بی خوابی کشیدند؛ سپس آن ها را مورد آزمایش جوانب متفاوتی از تفکر قرار دادند. افرادی که به مدت 32 ساعت بی خوابی کشیدند، به طور قابل توجهی در تفکر واگرا که شامل انعطاف پذیری و ابتکار بود، عملکرد ضعیفی داشتند. اکثر آن ها تمایل به تمریناتی مانند «کلمه ی نادرست را از میان بقیه انتخاب کن» داشتند. واضح است که این گونه تمرین ها اصلا به خلاقیت نیاز ندارند.

در مقابل، تحقیق روی افرادی که به خوبی شب را خوابیده بودند، صورت گرفت. نتایج به این صورت بود که این افراد علاقه ی زیادی به حل تمرین هایی که باید الگوی پنهان را در آن می یافتند، داشتند.

رابطه ی تنگاتنگ کم خوابی و افسردگی
افسردگی
 

افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، یا کم می خوابند و یا بیش از حد. همچنین اگر کم خوابی منجر به افسردگی نشود، می تواند به بیماری های بدتر از آن تبدیل گردد. تحقیقات نشان داده اند افرادی که کمتر از 6 و یا بیشتر از 8 ساعت می خوابند، خیلی بیشتر از بقیه در معرض ابتلا به افسردگی و اضطراب هستند. بخشی از مغز که مسئول تنظیم چرخه ی خواب و بیداری است، در بیماری افسردگی از بین می رود.

طول عمر و سلامت جسمی

اگر چه از نظر فنی آن چنان که مغز به خواب نیاز دارد، بدن نیازی ندارد، اما کم خوابی میتواند بیماری ها و اختلالات فیزیکی را تحت تاثیر قرار دهد. تحقیق جدیدی که توسط انجمن رادیولوژی شمال آمریکا در کنفرانس سالانه ارائه شده نشان می دهد پس از این که رادیولوژیست ها در شیفت 24 ساعته، به طور میانگین 3 ساعت در شب خوابیدند، قلب شان درد گرفته و انقباضات آن افزایش یافت. این افزایش در ضربان قلب، فشار خون و سطوح هورمون تیروئید و کورتیزول نیز نمود پیدا کرد.

در تحقیقات دیگر متوجه شدند که کم خوابی باعث افزایش وزن و کاهش کنترل قند خون می شود.

Thorpy می گوید: از آن جایی که کم خوابی بر سیستم عصبی مرکزی تاثیر گذار است، نمی توان عواقب ثانویه ی آن، که کل بدن را تحت تاثیر قرار می دهد، نادیده گرفت.

بچه ها به خواب نیاز دارند
 
کودک خوابیده
 

اگر فرزند داشته باشید، تا به حال متوجه شده اید زمانی که خوب نمی خوابند، بی حوصله شده و باعث آزار دیگران می شوند. کم خوابی اثرات کوتاه مدتی بر بچه ها می گذارد، اما اگر این حالت تداوم پیدا کند، اثرات منفی آن را در عدم رشد مغز می توان دید. خوابیدن در رشد مغز خیلی موثر است، به همین دلیل کودکان و نوزادان خیلی می خوابند.

تحقیقات نشان دادند کودکانی که به دلیل مشکلات تنفسی، شب ها به خوبی نمی خوابند، بیشتر از کودکانی که به خوبی می خوابند در معرض ابتلا به بیش فعالی هستند. همچنین کودکانی که خوب می خوابند عملکرد بهتری در مدرسه دارند. در مقطع دبستان، 18 دقیقه بیشتر خوابیدن در شب، باعث شده اثر بسیار خوبی در نمرات ریاضی و انگلیسی دانش آموزان دیده شود.

برخی از مدارس برای این که گسترش مغز بچه ها به خوبی صورت گیرد، مدارس را دیرتر آغاز می کنند تا آن ها میران خواب لازم را کسب کنند.

شاید زمانی که شما استرس دارید و یا حجم زیادی از کار برای انجام دادن دارید، خوابیدن در اولویت اول شما نباشد. اما تحقیقات ثابت کرده اند که خوابیدن یک ضرورت است و اگر به خوبی نخوابید مغزتان شورش می کند. پس زمان آن رسیده که بیشتر از همیشه به خواب توجه کنیم.

منبع:
forbes
نوشته لیلا حیدری