شوهر کمونیست من نوشته فلیپ راث

یکشنبه, 21 مرداد 1397 07:23

شوهر کومونیست من، تغییر یافته رمان فلیپ راث تحت عنوان «من با یک کمونیست ازدواج کردم» است که توسط فریدون مجلسی به فارسی ترجمه شده است و نشر نیلوفر آنرا به چاپ رسانده است، این رمان سیاسی بیانگر رویدادهای عصر مک‌کارتیسم در ایالت متحده و تصفیه‌های ضد کمونیستی در این دوره است.

روایت کتاب، به فرم مصاحبه (بیشتر با برادر قهرمان داستان) و روایت اول شخص راوی است. قهرمان داستان آیرا (که در رمان صرفا راجع به وی صحبت می‌شود و از زبان سایرین توصیف می‌شود)، یک گوینده رادیو و بازیگر تئاتر است که از زمان اشغال ایران پس از جنگ جهانی دوم، با مرام کمونیسم آشنا و تحت تاثیر قرار می‌گیرد، پرداخت شخصیت آیرا بسیار جالب بوده چراکه وی به مانند یک فرد متعادلی و ایده‌آلیست تصویر نشده بلکه تناقضات کارکتر وی با مرام کمونیستم بسیار واضح و ملموس است.

با وجود اینکه این رمان تحسین شده‌ترین اثر مولف آن نیست، اما مترجم و ناشر در «به گند کشیدن» اثر راث از هیچ تلاشی دریغ نکرده‌اند. تغییر عنوان به بدترین شکل ممکن آغازی بر این تلاش است. مشخص نیست که مترجم عزیز با چه منطقی تشخیص داده است که در نامگذاری رمان از بهترین نویسنده زنده امریکا توانمندتر است که دست به چنین کاری زده است، باز اگر نام رمان «همسر کمونیست من» بود، قابل تحمل‌تر بود اما فریدون خان ترحیج داده که تدقیق صورت دهد!!!. این خودبرتربینی مترجم نسبت به نویسنده در این جا پایان نمیابد و وقتی آقای مجلسی عزیز اثر راث را تبدیل به یک فاجعه می‌کند، که تصمیم می‌گیرد در «زبان» روایت نیز تغییراتی ایجاد کند. با توجه به فرم روایی رمان که بیشتر بر اساس مصاحبه و گفتگو است، زبان اصلی رمان بسیار نزدیک به زبان محاوره است در صورتیکه متن فارسی به طرز آزار دهنده‌ای کتابی نگاشته شده است. بماند که ترجمه اثر نیز به هیچ وجه روان و مناسب نبوده و خواننده در بعضی جاها وسوسه میشود نسخه اصلی را یافته و از گوگل ترنسلیت کمک بگیرد!

جدای از تلاش نویسنده برای اذیت کردن خواننده، ناشر نیز دست روی دست نگذاشته و چاپ اول را با بیشتر غلط‌های تایپی، ویرایشی و نگارشی منتشر کرده است، تقریبا در تمامی موارد هیچ “»” برای “«” درج نشده است و رمان پر است از اشتباهات تایپی. در مجموع خواندن این رمان را با ترجمه جناب مجلسی و از انتشارات نیلوفر، ابدا توصیه نمی‌کنم.

منبع : کتابیسم

رمان عادت می‌کنیم، رمان فوق العاده زیبایی از یک نویسنده نسل سوم زنان رمان نویس ایرانی است. این کتابپیرزاد همانند دیگر رمان‌های او، به فرانسه ترجمه و در پاریس نیز به چاپ رسیده است. زویا پیرزاد در دیگر رمان پرفروش خود، بعد از “چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم“، داستان زنی به نام آرزو را روایت می‌کند که ۴۱ ساله، مطلقه و دارای یک فرزند دختر است. داستان از جایی آغاز می‌شود که آرزو تصمیم می‌گیرد برای گذران زندگی و اعلام استقلال خود، آژانس مسکن پدرش را اداره کند. در ایران، این شغل بصورت معمول توسط مردان اجرا می‌شود؛ همین مسئله نمادی از سنت شکنی آرزو و به نوعی شنا کردن او در جهت مخالف آب است؛ و در خارج از شرکت، آرزو خودش را برای راحتی مادر و دخترش قربانی می‌کند، در حالیکه شخصیت‌های ظاهربین رمان خود را تنها با سرگرمی و خرید مشغول می‌کنند.

اولین حامی او در این شغل، شیرین دوست و همکار او در آژانس مسکن است. هر دو زن مستقل هستند و در عین حال، مشکوک به مردان، اما آرزو بعد از مدتی و علی رغم مخالفت مادر، دختر و دوستش، شیرین، گرفتار عشق یکی از کارکنانش می‌شود. درواقع آرزو نمادی از یک زن میانسال ایرانی است که در کشمکش میان سنت و مدرنیته قرار دارد. او پیش داوری‌ها برعلیه یک زن که در شغلی مردانه فعالیت دارد را خنثی می‌کند. اما ضعف او زمانی آشکار می‌شود که به “زرجو” دل می‌بندد و در دوراهی زرجو و ازدواج با او و یا مراقبت از دختر و مادرش به تنهایی، گرفتار می‌شود.

از ویژگی‌های منحصر به فرد رمان‌های پیرزاد می‌توان به نقش پررنگ و محوریت زنان، اشاره نمود. در رمان‌های او، مکان‌ها و موقعیت‌هایی که تا پیش از این منحصر به مردان بود، در سلطه زنان قرار دارد و با این کارپیرزاد توانسته تا مناسبات سنتی و کلیشه‌ای را برهم زند. علاوه بر این، دیگر ویژگی آثار پیرزاد، وجود مابه ازای خارجی و واقعی شخصیت‌های داستانه‌ایش در جامعه و اطراف خود ماست، که شاید ما از کنارشان به سادگی و بدون هیچ تأملی عبور می‌کنیم. با خواندن رمان عادت می‌کنیم، می‌توانیم درک خود را از شخصیت‌ها و مسائل اجتماعی مرتبط با آنها، مخصوصاً زنان جامعه، توسعه دهیم، زیرا شخصیت‌ها و رفتار آنها با جزئیات در این رمان، روایت شده‌اند.

کتابیسم

هری‌ پاتر و سنگ جادو

یکشنبه, 07 مرداد 1397 10:19

اولین کتاب از مجموعه رمان‌های هری‌ پاتر نوشته جی.کی. رولینگ است که در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار به چاپ رسید. و تقریبا تمامی جوایز مربوط به کتاب کودکان در انگلستان و ایالات متحده را کسب کرد. همچنین اکثر منتقدان نویسنده کتاب را مورد تحسین قرار دادند و بجز تعداد کمی ایراد که عمدتا مربوط به فصل آخر نوشته‌ةای وی می‌شد هری‌ پاتر و سنگ جادو (سنگ فیلسوفان) در حوزه ادبیات کودکان به عنوان یک اثر با کیفیت شناخته شد.

یا افزایش توجه عموم به این کتاب، بحث‌های پیرامون هری‌ پاتر و سنگ جادو نیز افزایش یافت و تا جایی که برخی نوشته‌‌های جی.کی. رولینگ را مشابه با آثار جین آستین (نویسنده فقید انگلیسی و الگوی رولینگ –به گفته خود وی-) مقایسه نمودند و او را همتراز با رولد دال (معروف‌ترین نویسنده کودک و نوجوان در بریتانیا تا قبل از معرفی شدن کتاب‌های هری‌ پاتر) دانستند.

افزایش محبوبیت هری‌ پاتر و سنگ جادو در میان جامعه در نهایت منجر به ساخت اولین فیلم در سال ۲۰۰۱ با عنوان هری‌ پاتر و سنگ جادو که در باره این کتاب بود توسط کمپانی وارنر بروس ساخته شود که اکران فیلم نیز موفقیت بسیاری را برای این کمپانی به همراه داشت که منجر به تولید فیلم‌های آتی از سری‌کتاب هایهری‌ پاتر شد.

از طرفی با انتشار هری‌ پاتر و سنگ جادو بسیاری از مذاهب آن را محکوم به ترویج مفاهیم جادوگری در بین مردم کردند و خواندن کتاب را ممنوع اعلام کردند، لیکن با گذشت زمان و مطالعه کتاب توسط اقشار مختلف گروه‌های مذهبی نیز این موضع خود را تعدیل کردند، زیرا که به اعتقاد اکثر خوانندگان به تصویر کشیدن دنیای جادوگران تنها به عنوان یک تمثیل برای درک بهتر و انتقال مفاهیمی مانند اهمیت اراده و اعتماد به نفس، قدرت تصمیم‌گیری و چگونگی شکل گرفتن شخصیت به کار گرفته شده است.

خلاصه داستان هری پاتر و سنگ جادو

اینفوگرافی هری پاتر و سنگ جادو -کاریکاتور کل داستان-، اولین کتاب از سری کتاب‌های هری پاتر نوشته جی. کی. رولینگ
اینفوگرافی هری‌ پاتر و سنگ جادو، اولین کتاب از سری کتاب‌های هری‌ پاتر نوشته جی.کی. رولینگ

داستان هری‌ پاتر و سنگ جادو از این قرار است که پس از کشته شدن والدین هری‌ پاتر، وی تا ۱۰ سالگی در نزد خاله خود زندگی می‌کند، و در این میان حوادثی برای وی رخ می‌دهد که غیر طبیعی هستند، لیکن کسی به هری در رابطه با خانواده‌اش و اینکه چه به سر آنها آمده چیزی نمی‌گوید.

علی رغم مخالفت‌‌های خاله و شوهر خاله‌اش، با کمک هگریت هری‌ پاتر در سن ده‌سالگی راهی مدرسه جادوگری هاگوارد می‌شود و با دوستان جدید خود رون ویزلی و هرمیون گرنجر آشنا می‌شود و  در آن مدرسه رفته رفته حقایق در باره والدینش برای او آشکار می‌شود.

وی در ادامه متوجه می‌شود که قاتل والدینش هنوز زنده است و قصد دارد تا با دستیابی به سنگ جادو عمر جاودانه بیابد. هری‌ پاتر این موضوع را با معلمان خود در میان می‌گذارد اما هیچ یک از آنها به حرف‌های او اهمیت نمی‌دهند، زیرا آنها دوست دارند به خود بقبولانند که لرد ولدرمورت (ارباب سیاه) مرده است.

بالاخره هری‌ پاتر به کمک دوستان خود موفق می‌شود که از نقشه ولدرمورت با خبر شود و قبل ار اینکه وی بتواند به هدفش دست یابد سنگ جادو را تصاحب می‌کند. البته این پایان کار نیست و اتفاقات و حوادث بسیاری در سال‌های آتی در انتظار هری‌ پاتر است.

کتابیسم

مریخی نوشته اندی ویر

شنبه, 06 مرداد 1397 06:58

مریخی کتاب علمی تخیلی در رابطه با حیات در مریخه. با اکران فیلم مریخی توی اکتبر ۲۰۱۵ بحث پیرامون نویسنده اصلی این رمان و علاقه خوانندگان به مطالعه این کتاب زیاد شده. مریخی اسم کتاب اندی ویره که به گفته خودش –در یک جمله- داستان تلاش یه فضانورد برای زنده موندنه که به طور تصادفی از سفینش جدا شده و تک و تنها روی مریخه.

ویر توی مصاحبه خودش در رابطه با این کتاب گفته که علاقه خاصی به موضوعات علمی و مطالعه در باره اونها داره و این اصلی ترین دلیل وی بوده تا تصمیم بگیره این کتاب رو بنویسه. اندی ویر: «یه روز فکری به ذهنم رسید راجع به موضوع یک فضانورد رها شده در مریخ، بعد هرچی بیشتر روی این موضوع فکر کردم متوجه شدم که دارم زندگیم رو وقف تحقیق در این رابطه می‌کنم. با خودم قرار گذاشته بودم که تمام سعیم رو انجام بدم تا این داستان از لحاظ علمی تا حد امکان واقعی باشه. البته برای کسی مثل من مطالعه ریاضی و فیزیک، برای حل مشکلاتی که مارک (قهرمان داستان) با اون روبرو می‌شه یه تفریح بود.»

او در ادامه در رابطه با اینکه از چه منابعی برای نوشتن کتاب استفاده کرده و اینکه چطور به این ایده رسیده اینطور می‌گه: «چارچوب اصلی مأموریت به مریخ از برنامه مستقیم به سمت مریخ گرفته شده که من تغییرات کوچکی در جاهای مختلف اون دادم. این برنامه دقیق‌ترین برنامه احتمالی که تا به حال برای اولین سفر انسان به مریخ طراحی شده. تمامی آمار و ارقام توی کتاب صحیح هستن و بر اساس واقعیت محاسبه شدن، چیزایی مثل اندازه سفینه فضایی، مسیر و حتی من برای محاسبه چرخش‌هایی که سفینه باید به دور مریخ بزنه یه برنامه کامپیوتری نوشتم تا بتونم بطور دقیق اونو محاسبه کنم. ایده اولیه من این بود که ما چطور می‌تونیم یک سفر به مریخ رو طراحی بکنیم، بعد از مطالعه به این نتیجه رسیدم که برای طراحی یه همچین مأموریتی باید همه چیز رو با دقت و جزئی نگری در نظر بگیریم، بعد از اینکه شروع به طراحی این برنامه کردم فهمیدم که توی یک برنامه خوب حتماً احتمال وقوع فاجعه و اینکه در صورت وقوع اون چه کارهایی باید انجام بشه در نظر گرفته بشه و در نهایت اینکه یک برنامه باید برای زنده‌ موندن آدمایی که مأموریت دارن همه جوانب رو در نظر بگیره.»

اندی همچنین گفته که خیلی دوست داره که در طول حیاتش ببینه که پای انسان به مریخ رسیده، اما خیلی در این رابطه امیدوار نیست، چون فکر میکنه که با پیشرفتی که امروزه حاصل شده شاید بهتر باشه که جون آدما برای همچین مأموریت‌هایی به خطر نیوفته و از رباتها به جای انسان استفاده بشه، هرچند که اگه این اتفاق بیوفته خیلی خارق‌العاده خواهد بود. او همچنین در رابطه با شخصیت مارک اینطور توضیح داده که: « نوشتن در رابطه با مارک خیلی ساده بود، چون شخصیت اون خیلی شبیه به خود منه و تقریبا می‌شه گفت که مثل خودمه، فقط کمی باهوش‌تر و جسور تر، اگه بهتر بخوام بگم مارک کسیه که من دوست داشتم باشم.»

این کتاب اولین بار توی سال ۲۰۱۱ توسط خود اندی ویر (با هزینه شخصی) چاپ شده و بعد مؤسسه‌ای (Crown Publishing) با خرید امتیاز کتاب در سال ۲۰۱۴ اون رو مجدداً چاپ کرده. در ایران هم این کتاب توسط کتاب‌سرای تندیس ترجمه و چاپ شده.

کتابیسم

کتاب شن روان نوشته استیو تولتز

پنج شنبه, 04 مرداد 1397 08:21

شن روان دومین اثر استیو تولتز استرالیایی در پاییز ۲۰۱۵ منتشر شد. نوشتن دومین کتاب همیشه برای نویسندگان سخت است، چرا که کتاب اول معمولا حاصل تجربه و تلاش سالیان دراز یک نویسنده است. او از آزمون و خطاها و موضوعات زندگی و همچنین پروژه‌های قدیمی نوشتنش بهره می‌گیرد تا اولین کتاب را به بازار بفرستد. اما در مورد دومین کتاب وضعیت به کلی متفاوت است. این احتمال وجود دارد که نویسنده موفق نشود در زمانی کوتاه زمینه‌هایی هم‌تراز با اثر قبلیش را در اثر جدید بیافریند.

استیو تولتز هنر زیادی در خلق جزء از کل به نمایش گذاشت و استقبال شدید از این کتاب در واقع استقبال از ثمره‌ی سالیان متمادی تلاش برای نوشتن بود. از این رو کار او برای دومین کتاب برای تولتز سخت بود. همچنین خوانندگان توقع زیادی از او پیدا کرده بودند. کتاب شن روان از لحاظ ساختار، موضوع و شیوه روایت تفاوت چشمگیری با جزء از کل ندارد. این کتاب نیز پریشانی‌های مربوط به وجود و هستی را در دنیای مردان به تصویر می‌کشد و راوی آن به نوبت دو شخصیت اصلی داستان هستند.

لیام نویسنده‌ی ناموفقی است که دست بر قضا پلیس شده است و آلدو دوست قدیمی و نزدیک او یک کارآفرین ناموفق است که سابقه‌ی طولانی در بدبیاری و بدشانسی دارد. شن روان به طور کلی تمرکز زیادی بر شکست و عدم موفقیت دارد. اولین باری که خواننده با این دو شخصیت مواجه می‌شود آنها چهل ساله هستند و آلدو فلج و ویلچرنشین است و تولتز این کنجکاوی را در وجود خواننده برمی‌انگیزاند که ادامه کتاب را بخواند تا دلیل فلج شدن آلدو را بفهمد.

ماجرا با شرح بدبختی‌های آلدو ادامه پیدا می‌کند تا اینکه لیام به این نتیجه می‌رسد که زندگی آلدو سوژه‌ی عالی‌ای برای نوشتن یک کتاب است. او تصمیم می‌گیرد داستان شکست‌های پی در پی آلدو را بنویسد تا از این طریق به اهداف خود یعنی نوشتن یک کتاب درست و حسابی و همچنین جلب نظر همسر سابقش دست یابد. تولتز داستان دوستی این دو نفر را با سفر در زمان بازگو می‌کند. اینکه این رابطه چگونه شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است و در نهایت اینکه در زمان حال و با تصمیم لیام برای نوشتن داستان آلدو چگونه پیش خواهد رفت.

کتاب شن روان ریتم تندی دارد و خلاقانه نوشته شده است. طنز تلخی که در بیان شکست‌های شخصیت‌ها وجود دارد گیرا و تأثیرگذار است. کتاب با نقل قولی از کافکا آغاز می‌شود مبنی بر اینکه “امید هست، امید بسیار هست، اما نه برای ما” این جمله ناامیدی را که شخصیت‌های این کتاب درگیر آن هستند را از ابتدا مشخص می‌کند و شن روان با شرح داستان‌هایی در داستان اصلی پیش می‌رود.

 کتابیسم